نقش اندیشه‌وقلم🖊🖊

Description
اندیشه‌وقلم
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

وارده به‌افراد را در اسرع وقت جبران کنیم که هدف آن بازگرداندن وضعیت به حالت اولیه یا جبران ضرر و زیان‌های وارده است، ولی هیچ‌یک به‌اندازه برقراری توازن و برابری در جامعه و ایجاد شرایطی که همه افراد فرصت‌های برابر برای دسترسی داشته باشند، یعنی «عدالت اجتماعی» در مقوله عدالت آموزشی، اساسی‌تر و بنیادی‌تر نیست؛ لذا هرگونه غفلت از آن یا ترجیح دادن انواع دیگر عدالت به‌این امر مهم و اساسی یا جایگزین کردن آن با هر برنامه و اقدام دیگری، گناهی است نابخشودنی و خطایی است غیرقابل جبران!

شاید یکی از بهترین و موفق‌ترین روش‌های برقراری عدالت آموزشی به‌ویژه در ‌دوره دفاع مقدس، اجرای طرح مجتمع‌های آموزشی برای جبران عقب‌افتادگی‌های علمی‌اموزشی رزمندگان جبهه‌های جنگ بود که با اعزام بهترین معلمان به‌این مچتمع‎ها و تولید محتواهای آموزشی مورد نیاز، این نقیصه آموزشی، به‌بهترین و کم‌هزینه‌ترین روش، جبران و آسیب‌ها ترمیم می‌شد.

با کمال تأسف، امروز سهمیه‌ها که یکی از بدترین روش‌های جبران بی‌عدالتی آموزشی است، جایگزین روش‌های علمی و منطقی شده است. یکی از اشتباهات بزرگ برخی از دوستان این است که به‌جای تمرکز بر مدارس دولتی و تلاش برای رفع کمبودهای آن‌ها، با روش‌های اصولی و منطقی، به‌ویژه تأمین و تربیت معلمان واجدصلاحیت و حرفه‌ای و تسهیل دسترسی به‌محتوای غنی و جذاب، بر تعداد معدود مدارس نیمه‌استاندارد متمرکز شده و سهل‌ترین راهکار ممکن، یعنی تلاش برای حذف این مدارس نیمه‌استاندارد را در دستور کار قرار داده‌اند تا همه مدارس در غیراستاندارد بودن، مثل هم باشند!

این فرهنگ غلط و رفتار ناپسند که متأسفانه در جامعه هم کم‌وبیش رواج دارد، افراد کوچکی را به تصویر می‌کشد که به‌جای تلاش برای بزرگ شدن خود، تمام انرژی و توان خود را برای به‌زیر کشیدن اشخاص بزرگ معطوف داشته و دارند تا شاید با این کار کمبودهای خود را جبران و بر احساس حقارت خود فائق آیند.
احمد عابدینی
ششم بهمن‌ماه ۱۴۰۳
@AndishevGhalam

1 year, 6 months ago

با کمال تأسف، امروز سهمیه‌ها که یکی از بدترین روش‌های جبران بی‌عدالتی آموزشی است، جایگزین روش‌های علمی و منطقی شده است. یکی از اشتباهات بزرگ برخی از دوستان این است که به‌جای تمرکز بر مدارس دولتی و تلاش برای رفع کمبودهای آن‌ها، با روش‌های اصولی و منطقی، به‌ویژه تأمین و تربیت معلمان واجدصلاحیت و حرفه‌ای و تسهیل دسترسی به‌محتوای غنی و جذاب، بر تعداد معدود مدارس نیمه‌استاندارد متمرکز شده و سهل‌ترین راهکار ممکن، یعنی تلاش برای حذف این مدارس نیمه‌استاندارد را در دستور کار قرار داده‌اند تا همه مدارس در غیراستاندارد بودن، مثل هم باشند!

این فرهنگ غلط و رفتار ناپسند که متأسفانه در جامعه هم کم‌وبیش رواج دارد، افراد کوچکی را به تصویر می‌کشد که به‌جای تلاش برای بزرگ شدن خود، تمام انرژی و توان خود را برای به‌زیر کشیدن اشخاص بزرگ معطوف داشته و دارند تا شاید با این کار کمبودهای خود را جبران و بر احساس حقارت خود فائق آیند.
احمد عابدینی
ششم بهمن‌ماه ۱۴۰۳
@AndishevGhalam
گمشده عدالت آموزشی

شاید عدالت از معدود موضوعاتی باشد که به نظر می‌رسد هیچ اختلاف نظری پیرامون آن وجود ندارد. به‌عبارت دیگر، شاید نشود شخصی را یافت که با اصل عدالت، به‌معنای واقعی‌اش مخالفتی داشته باشد و اجرای آن را در جامعه ضروری نداند. آنچه که موضوع را اختلاف‌برانگیز می‌سازد، تعریف ابعاد و مصادیق عدالت و از همه مهم‌تر، شیوه‌های برقراری و اجرای عدالت در جامعه مورد نظر است.

اگر از این منظر به موضوع عدالت نگاه کنیم و بر عدالت آموزشی، به‌عنوان یکی از وجوه و ابعاد مهم آن تمرکز بیشتری داشته باشیم، می‌توان ادعا کرد که یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین روش‌ها برای رفع تبعیض و برقراری عدالت‌آموزشی، نه‎عدالت توزیعی، نه عدالت بازتابی و نه حتی عدالت اصلاحی است، بلکه بزرگترین و تأثیرگذارترین عرصه، عرصه اجتماعی و تلاش هدفمند برای ایجاد «زمینه دسترسی برابر به تسهیلات و امکانات موجود»؛ یعنی عدالت اجتماعی است.

به‌عبارت دیگر، تلاش برای همسان‌سازی مخاطبان در موضوع آموزش و دریافت محتوای آموزشی است که لزوماً با فضا و تجهیزات و فناوری‌ها قابل تحقق نیست، هرچند نقش و تأثیر هیچ یک از آنها در برقراری عدالت و ارتقای کیفیت آموزش قابل انکار نیست.

در مواجهه با تنوع یا تعدد مدارس، که امروزه به‌عنوان مصادیق عینی و ملموس و نماد بارز بی‌عدالتی آموزشی در جامعه، محسوب می‌شوند، دو دیدگاه و به‌تبع آن دو رویکرد بیشتر وجود ندارد. رویکرد اول این است که چون مدارس متعدد، به ویژه مدارسی مانند استعدادهای درخشان، شاهد و مدارس غیردولتی، با ایجاد فرصت‌های بیشتر برای بخشی از مخاطبان، عملاً موجبات تبعیض و بی‌عدالتی را فراهم کرده‌اند، بنابراین باید این مدارس هرچه زودتر از بین بروند تا عدالت آموزشی محقق شود. این گروه بر این باورند که با انحلال این مدارس و تبدیل آن‌ها به مدارسی مشابه بسیاری از مدارس موجود و غیر استاندارد، می‌توان به عدالت آموزشی دست یافت و از این بابت که همه مدارس در کیفیت تقریباً مثل هم هستند، نفس راحتی کشید و دیگر احساس عذاب وجدان نداشت.

گروه دوم بر این باورند که اگر به‌جای تلاش برای از بین بردن این مدارس نیمه‌استاندارد؛ مثل مدارس استعدادهای درخشان یا مدارس دولتی، همه تلاش و اهتمام خود را معطوف به تبدیل مدارس معمول به مدارس استاندارد یا نزدیک به استاندارد کنیم، ولو به‌تدریج و در طول سال‌های متمادی، نتیجه بهتر و مطلوب‌تری خواهیم گرفت. از دیدگاه طیف دوم، راه‌حل برقراری عدالت، از بین بردن مدارس خوب و استاندارد نیست، بلکه تلاش برای ارتقای مدارس غیراستاندارد به سطح مطلوب و توسعه چنین مدارسی است.

در رویکرد اول، برقراری عدالت امر بسیار ساده و قابل دسترس به‌نظر می‌رسد و گرایش به‌سمت این دیدگاه، به‌ویژه از سوی مسئولان و مدیران ارشد، به‌این دلیل که اصولاً تخریب کار آسانی است، بسیار مشهود و ملموس است؛ اما واقعیت این است که ما نه تنوع مدارس در کشور داریم و نه آموزش طبقاتی. متأسفانه آنچه داریم، مدارس ضعیف و غیراستاندارد است. علت دیده شدن برخی از مدارس غیردولتی و مدارسی، مانند شاهد و سمپاد یا برخی از مدارس غیردولتی، نه عملکرد عالی و درخشان و برنامه‌های فوق‌العاده آنان، بلکه وضعیت اسف‌بار و عملکرد فوق‌العاده ضعیف و غیراستاندارد بخش اعظم مدارس دولتی است.

عدالت موضوع گسترده، بسیار مهم و دشوار است که برقراری عدالت آموزشی نیز به‌تبع آن فوق‌العاده دشوار و دارای ابعاد گوناگونی خواهد بود. اگر عدالت توزیعی را به‌معنی تلاش برای بهره‌مندی آحاد جامعه و برخودداری از منابع تعریف کنیم و آن را بسیار مهم بدانیم و شیوه رفتار با دیگران و نحوه قضاوت در مورد آن‌ها را اصطلاحاً «عدالت انعکاسی» تلقی کنیم و بر انصاف و بی‌طرفی در قضاوت‌ها نیز تأکید موکد داشته باشیم یا امری را «عدالت اصلاحی» تلقی کنیم، بدین معنی که خسارت‌ها و آسیب‌های

1 year, 6 months ago

گمشده عدالت آموزشی

شاید عدالت از معدود موضوعاتی باشد که به نظر می‌رسد هیچ اختلاف نظری پیرامون آن وجود ندارد. به‌عبارت دیگر، شاید نشود شخصی را یافت که با اصل عدالت، به‌معنای واقعی‌اش مخالفتی داشته باشد و اجرای آن را در جامعه ضروری نداند. آنچه که موضوع را اختلاف‌برانگیز می‌سازد، تعریف ابعاد و مصادیق عدالت و از همه مهم‌تر، شیوه‌های برقراری و اجرای عدالت در جامعه مورد نظر است.

اگر از این منظر به موضوع عدالت نگاه کنیم و بر عدالت آموزشی، به‌عنوان یکی از وجوه و ابعاد مهم آن تمرکز بیشتری داشته باشیم، می‌توان ادعا کرد که یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین روش‌ها برای رفع تبعیض و برقراری عدالت‌آموزشی، نه‎عدالت توزیعی، نه عدالت بازتابی و نه حتی عدالت اصلاحی است، بلکه بزرگترین و تأثیرگذارترین عرصه، عرصه اجتماعی و تلاش هدفمند برای ایجاد «زمینه دسترسی برابر به تسهیلات و امکانات موجود»؛ یعنی عدالت اجتماعی است.

به‌عبارت دیگر، تلاش برای همسان‌سازی مخاطبان در موضوع آموزش و دریافت محتوای آموزشی است که لزوماً با فضا و تجهیزات و فناوری‌ها قابل تحقق نیست، هرچند نقش و تأثیر هیچ یک از آنها در برقراری عدالت و ارتقای کیفیت آموزش قابل انکار نیست.

در مواجهه با تنوع یا تعدد مدارس، که امروزه به‌عنوان مصادیق عینی و ملموس و نماد بارز بی‌عدالتی آموزشی در جامعه، محسوب می‌شوند، دو دیدگاه و به‌تبع آن دو رویکرد بیشتر وجود ندارد. رویکرد اول این است که چون مدارس متعدد، به ویژه مدارسی مانند استعدادهای درخشان، شاهد و مدارس غیردولتی، با ایجاد فرصت‌های بیشتر برای بخشی از مخاطبان، عملاً موجبات تبعیض و بی‌عدالتی را فراهم کرده‌اند، بنابراین باید این مدارس هرچه زودتر از بین بروند تا عدالت آموزشی محقق شود. این گروه بر این باورند که با انحلال این مدارس و تبدیل آن‌ها به مدارسی مشابه بسیاری از مدارس موجود و غیر استاندارد، می‌توان به عدالت آموزشی دست یافت و از این بابت که همه مدارس در کیفیت تقریباً مثل هم هستند، نفس راحتی کشید و دیگر احساس عذاب وجدان نداشت.

گروه دوم بر این باورند که اگر به‌جای تلاش برای از بین بردن این مدارس نیمه‌استاندارد؛ مثل مدارس استعدادهای درخشان یا مدارس دولتی، همه تلاش و اهتمام خود را معطوف به تبدیل مدارس معمول به مدارس استاندارد یا نزدیک به استاندارد کنیم، ولو به‌تدریج و در طول سال‌های متمادی، نتیجه بهتر و مطلوب‌تری خواهیم گرفت. از دیدگاه طیف دوم، راه‌حل برقراری عدالت، از بین بردن مدارس خوب و استاندارد نیست، بلکه تلاش برای ارتقای مدارس غیراستاندارد به سطح مطلوب و توسعه چنین مدارسی است.

در رویکرد اول، برقراری عدالت امر بسیار ساده و قابل دسترس به‌نظر می‌رسد و گرایش به‌سمت این دیدگاه، به‌ویژه از سوی مسئولان و مدیران ارشد، به‌این دلیل که اصولاً تخریب کار آسانی است، بسیار مشهود و ملموس است؛ اما واقعیت این است که ما نه تنوع مدارس در کشور داریم و نه آموزش طبقاتی. متأسفانه آنچه داریم، مدارس ضعیف و غیراستاندارد است. علت دیده شدن برخی از مدارس غیردولتی و مدارسی، مانند شاهد و سمپاد یا برخی از مدارس غیردولتی، نه عملکرد عالی و درخشان و برنامه‌های فوق‌العاده آنان، بلکه وضعیت اسف‌بار و عملکرد فوق‌العاده ضعیف و غیراستاندارد بخش اعظم مدارس دولتی است.

عدالت موضوع گسترده، بسیار مهم و دشوار است که برقراری عدالت آموزشی نیز به‌تبع آن فوق‌العاده دشوار و دارای ابعاد گوناگونی خواهد بود. اگر عدالت توزیعی را به‌معنی تلاش برای بهره‌مندی آحاد جامعه و برخودداری از منابع تعریف کنیم و آن را بسیار مهم بدانیم و شیوه رفتار با دیگران و نحوه قضاوت در مورد آن‌ها را اصطلاحاً «عدالت انعکاسی» تلقی کنیم و بر انصاف و بی‌طرفی در قضاوت‌ها نیز تأکید موکد داشته باشیم یا امری را «عدالت اصلاحی» تلقی کنیم، بدین معنی که خسارت‌ها و آسیب‌های وارده به‌افراد را در اسرع وقت جبران کنیم که هدف آن بازگرداندن وضعیت به حالت اولیه یا جبران ضرر و زیان‌های وارده است، ولی هیچ‌یک به‌اندازه برقراری توازن و برابری در جامعه و ایجاد شرایطی که همه افراد فرصت‌های برابر برای دسترسی داشته باشند، یعنی «عدالت اجتماعی» در مقوله عدالت آموزشی، اساسی‌تر و بنیادی‌تر نیست؛ لذا هرگونه غفلت از آن یا ترجیح دادن انواع دیگر عدالت به‌این امر مهم و اساسی یا جایگزین کردن آن با هر برنامه و اقدام دیگری، گناهی است نابخشودنی و خطایی است غیرقابل جبران!

شاید یکی از بهترین و موفق‌ترین روش‌های برقراری عدالت آموزشی به‌ویژه در ‌دوره دفاع مقدس، اجرای طرح مجتمع‌های آموزشی برای جبران عقب‌افتادگی‌های علمی‌اموزشی رزمندگان جبهه‌های جنگ بود که با اعزام بهترین معلمان به‌این مچتمع‎ها و تولید محتواهای آموزشی مورد نیاز، این نقیصه آموزشی، به‌بهترین و کم‌هزینه‌ترین روش، جبران و آسیب‌ها ترمیم می‌شد.

1 year, 9 months ago

زیرساخت آموزش و پرورش یعنی این ،،
اندکی تأمل و تفکر

1 year, 9 months ago

مسائل آموزش‌وپرورش
ماهیت مسائل آموزش‌وپرورش از نوع حالت‌های «ماده» است، بر این اساس هیچگاه مسائل از بین نمی‌رود، بلکه همواره و در ادوار گوناگون، از حالتی به‌حالت دیگر در می‌آید.
@AndishevGhalam

1 year, 9 months ago

7.     با اجرای این طرح، حدوداً 50 درصد اعتبارات این دانشگاه(از مبلغ 55 هزار میلیارد ریال) و منابع‌انسانی، به‌نفع معلمان و آموزش‌وپرورش صرفه‌جویی خواهد شد.
8.     با اجرای این طرح، انتظار ورود معلمان جدید به‌آموزش‌وپرورش، از چهار سال به‌ 2 سال تقلیل خواهد یافت. این یعنی دو برابر شدن ظرفیت تربیت‌معلم در تأمین معلمان مورد نیاز آموزش‌وپرورش و راهکار بسیار دقیق و علمی برای حل معضل کمبود معلم.
9.     احتمال مداخله نهادها و سازمان‌های بیرونی، مثل مجلس، به‌حداقل خواهد رسید و از تحمیل نیروهای بی‌سواد و ناکارآمد، نظیر قانون تعیین تکلیف حق‌التدریسی‌ها، جلوگیری خواهد شد؛ قانونی که 13 الحاقیه در پی داشت و تا کنون بیش از 300 هزار نیروی ضعیف و ناکارآمد را به آموزش‌وپرورش تحمیل کرده است!
10. با ورود معلمان علاقمند، مستعد و حرفه‌ای، در یک بازه زمانی مشخص، آموزش‌وپرورش کمتر دغدغه تربیت و توانمندسازی معلمان را خواهد داشت، لذا با بازیابی جایگاه تخصصی و حرفه‌ای خود، می‌تواند نقش حرفه‌ای خود را به‌خوبی و بهتر از گذشته ایفا کند.

*احمد عابدینیسوم شهریورماه 1403
@AndishevGhalam

1 year, 9 months ago

عدالت آموزشی در ایران | از آرمان تا واقعیت

گزارش تحلیلی به مهربانی از کنکور -۱۴۰۳ و عملکرد دانش‌آموزان  به‌مهربانی

نظام آموزشی در هر کشور، آیینه‌ای است که تصویر واقعی عدالت اجتماعی را بازتاب می‌دهد. در ایران امروز، این آیینه روایتی پیچیده و چندلایه را به نمایش می‌گذارد. از یک سو، سیاست‌های حمایتی و سهمیه‌بندی مناطق محروم با هدف گسترش عدالت آموزشی طراحی شده‌اند، و از سوی دیگر، همین سیاست‌ها گاه به ابزاری برای تعمیق نابرابری تبدیل شده‌اند.

مطالعات و بررسی‌های دقیق نشان می‌دهد که طی سال‌های اخیر، شکاف آموزشی در کشور عمیق‌تر شده است. ساخت مدارس لاکچری در مناطق محروم، سوءاستفاده از سهمیه‌های مناطق، و تبدیل کنکور به رقابتی اقتصادی، نه تنها نابرابری را کاهش نداده، بلکه به نوعی آن را نهادینه کرده است. آمارها به روشنی این واقعیت تلخ را نمایان می‌سازند.

تحلیل داده‌های کنکور ۱۴۰۲ تصویری شفاف از این نابرابری ساختاری ارائه می‌دهد: ۵۵.۱ درصد ورودی‌های مهندسی دانشگاه صنعتی شریف تنها از یک دهک درآمدی هستند. در رشته‌های پزشکی، ۵۶ درصد پذیرفته‌شدگان از ثروتمندترین دهک جامعه‌اند. حتی در رشته‌های علوم انسانی، که معمولاً رقابت کمتری دارند، این شکاف طبقاتی مشهود است. این یعنی نظام آموزشی ما، به جای پر کردن شکاف‌های اجتماعی، ناخواسته به بازتولید نابرابری دامن می‌زند.

در چنین بستری، سامانه ی به مهربانی روایتی متفاوت را رقم زده است. روایتی که نشان می‌دهد با رویکردی علمی و حمایتی هدفمند، می‌توان معادله نابرابر آموزشی را تغییر داد.

در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳، از میان ۴۲۴ دانش‌آموز موسسه، ۴۲۰ نفر در کنکور سراسری شرکت کردند. این دانش‌آموزان از ۲۶ شهر مختلف، از زاهدان تا آذرشهر و از جیرفت تا آستارا، آمده بودند. نتیجه این حضور گسترده، موفقیتی چشمگیر بود: ۲۱۰ قبولی در دانشگاه‌های دولتی، که شامل ۱۱۴ پذیرش در رشته‌های پزشکی، ۴۰ قبولی در رشته‌های مهندسی، و ۲۴ پذیرش در رشته‌های علوم تربیتی و دبیری می‌شود.                                                                            این موفقیت درخشان را به تک تک دانش‌آموزان به مهربانی تبریک می‌گوییم؛ به همه آنهایی که با اراده‌ای استوار، در دل محدودیت‌ها و دشواری‌ها، افتخاری بزرگ آفریدند. شما نشان دادید که رویای موفقیت، با پشتکار و همت والا دست‌یافتنی است. این پیروزی تنها از آن شما نیست؛ پیروزی همه جوانان این سرزمین است که در شرایط دشوار، چشم به راه فردایی روشن‌تر هستند."

این دستاورد زمانی معنای عمیق‌تری می‌یابد که بدانیم در سطح کشور، تنها ۱۲ درصد قبولی‌های برتر از مدارس دولتی عادی هستند و هفت دهک پایین درآمدی جامعه، تنها ۱۴ درصد سهم در قبولی‌های برتر دارند. دانش‌آموزان به مهربانی این موفقیت را بدون دسترسی به مدارس خاص، بدون شرکت در کلاس‌های کنکور چند ده میلیونی، و بدون تغییر محل سکونت برای استفاده از سهمیه‌ها به دست آورده‌اند.

این نتایج درخشان حاصل یک رویکرد جامع و علمی است:  حمایت هدفمند آموزشی.  سامانه ی  به مهربانی نشان داده است که استعداد و توانمندی مرز جغرافیایی و طبقاتی نمی‌شناسد و با حمایت درست، می‌توان پنجره‌های امید را به روی همه دانش‌آموزان این سرزمین گشود.

این گزارش تنها روایت یک موفقیت نیست؛ نقشه راهی است برای تحقق عدالت آموزشی واقعی در کشور و نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و حمایت هدفمند، مسیر پیشرفت را برای همه ی فرزندان  این سرزمین  فارغ از خاستگاه جغرافیایی یا اقتصادی آنها  کمی هموارتر کرد و در این مسیر موثر بود.

سامانه به مهربانی
در مسیر تحقق عدالت آموزشی واقعی
پاییز 1403

@AndishevGhalam

1 year, 9 months ago

??*?« سفره‌های خالی و تداوم هزینه کردهای نابجا »*

✍️ فریبا نظری 

موزه دفاع مقدس استان زنجان در زمینی به مساحت ۲۲ هکتار و با ۶۸۰ میلیارد ریال اعتبار ساخته شده است. بنابر اساسنامه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس باید در همه استان‌های کشور موزه‌های دفاع مقدس احداث شود. سال ۱۳۹۱ عملیات عمرانی این پروژه فرهنگی رسما آغاز شد و تا سال ۱۴۰۰ در مجموع ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشت. با روی کارآمدن دولت سیزدهم تا خرداد ۱۴۰۳ با پشتیبانی‌های دولت و شخص رئیس جمهور [سیزدهم] و مسئولان استانی، امروز فاز نخست این پروژه با ارتباط تصویری توسط رییس جمهور [دولت چهاردهم] افتتاح شد(خبرآنلاین، ۸ مهر ۱۴۰۳).

از نظر دکتر مینو محرز، یک چالش بنیادی وجود دارد که نباید از آن غافل شد؛ سرانه پایین تخت‌های بیمارستانی در ایران. بر اساس آخرین آمارها، در ایران ۱۵۵ هزار تخت بیمارستانی وجود دارد و این یعنی سرانه تخت بیمارستانی در کشور ۱.۸ به ازای هر هزار نفر است. در حالی که استاندارد سازمان بهداشت جهانی سه تخت به ازای هزار نفر است و این عدد در برخی کشور‌های توسعه‌یافته مثل ژاپن تا ۱۲ نیز بالا رفته است. از سوی دیگر طبق آماری که امیر ساکی، مدیر کل منابع فیزیکی وزارت بهداشت اعلام کرده، ۷۰ درصد از تخت‌های بیمارستانی موجود نیز فرسوده هستند( تابناک، اردیبهشت ۱۴۰۳).

استان تهران دچار کمبود ۱۳ هزار کلاس درس است. این استان جزو ۷ استانی است که با کمبود مدرسه و کلاس درس روبروست. داده‌های زیر روایت سازمان نوسازی مدارس کشور است:
خوزستان، سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، تهران، قم، البرز و آذربایجان غربی درگیر کمبود شدید مدرسه هستند. کمبود کلاس درس در استان تهران به عدد ۱۳ هزار می‌رسد. مناطق ۱۷، ۱۵،۱۸،۱۹ و ۹ شهر تهران بیشترین کمبود کلاس را دارند( همشهری، ۸ آبان ۱۴۰۳).

عدم پیگیری مسکن در یک دهه گذشته باعث شد کمبود مسکن به اوج خود برسد و حالا گفته می شود که ناترازی مسکن به حدود ۷ میلیون واحد رسیده. به عبارت دیگر برای پاسخ به نیاز موجود در جامعه، باید هفت میلیون مسکن ساخته شود. همچنین احتمال دارد که این تعداد بالاتر رود؛ چرا که در طی سه سال گذشته ناترازی مسکن از شش میلیون به هفت میلیون واحد رسید( پرشین سازه، مهر ۱۴۰۳).

گزارش جدید مرکز پژوهش‌های مجلس در ارتباط با نرخ فقر، نشان از گسترش فقر در سال‌های اخیر و به طور مشخص سال گذشته دارد. این گزارش نشان می‌دهد که نرخ فقر در سال ۱۴۰۲ با افزایش ۰.۴ واحد درصدی نسبت به سال ۱۴۰۱ به ۳۰.۱ درصد رسیده است. این به معنای آن است که در سال گذشته حداقل یک سوم مردم توانایی برآورده کردن نیازهای اساسی خود را نداشتند و زیر خط فقر به سر بردند( اقتصاد آنلاین، ۵ آبان ۱۴۰۳).

مرور و درنگی بر این گزارش‌ها که از افراد و نهادهای داخل کشور در اختیار جامعه قرار می‌گیرد، چند نکته‌ی مهم را به متولیان و سیاست‌گذاران ارشد نظام گوشزد می‌کند:

۱- #فقر با زندگی روزمره بسیاری از ایرانیان، عجین شده و شرایط دهشتناکی بر ایشان تحمیل نموده است. این فاجعه به‌ویژه در گروه‌هایی از جامعه شدت و عمق بیشتری دارد: افراد بیکار یا بدون درآمد پایدار، بازنشستگان، کارگران، معلولان، کشاورزان، و استان‌هایی که شاخص فلاکت اقتصادی در آن‌ها بالاست؛ چون کرمانشاه، اصفهان و لرستان که بیشترین شاخص فلاکت اقتصادی را در بهار ۱۴۰۳ داشته‌اند.
پرسش این است گسترش و شدت فقر، تا کجا باید بر ما آوار شود؟ چرا سیاست کاهش فقر به شکل اورژانسی و زیربنایی در اولویت راهبردهای حاکمیت نیست؟

۲- با توجه به بسیاری کمبودهای اساسی و حیاتی زندگی روزمره ایرانیان مانند #مسکن، خدمات #دارو و #درمان، و خدمات #آموزش و وضعیت وخیم اقتصادی آنان، کدام تدبیر و عقلانیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در نظام حکمرانی، هزینه کردهایی چون #احداث باغ موزه‌های دفاع مقدس در همه‌ی استان‌های کشور را توصیه می‌کند؟!
آیا هزینه کردهای پیشین و جاری در این حوزه‌ها و وجود سازمان‌ها و نهادهای متعدد و موازی، کارکرد مثبتی در جامعه از خود باقی گذاشته‌اند؟
درحالی که بسیاری از بازماندگان جنگ هشت ساله یا همان که دفاع مقدس نامیده می‌شود، در گروه‌های مختلف آسیب دیده از جنگ بخشی از همین مردمی هستند که نیازمند مسکن، دارو و درمان و آموزش هستند؛ ازجمله برخی مجروحان اعصاب و روان که در فقر و نداری و مشکلات فراوان بسر می‌برند.

۳- این اقدامات نامعقول و ضد ملی که شوربختانه ازسوی بالاترین سطوح مقامات اجرایی کشور نیز تایید و حمایت می‌شود، بحرانی به مراتب مهم‌تر و اساسی تر از سیاست‌های خارجی دردسرساز، بحران‌زا و هزینه ساز است که باید اکنون در سال ۱۴۰۳ با فوریت به نفع این سرزمین و مردمانش در آنها تجدیدنظر شود.
۹ آبان ۱۴۰۳
@AndishevGhalam

1 year, 9 months ago

سلام این کلیپ خیلی زیباست حتما نگاه کنید آموزنده است تااخر ببینید خداوند همه را ببخشد.

لطفاهمه پدرهاوفرزندان این کلیپ روببینندونشربدن.
ارادتمند:
حاجی علی اکبری

1 year, 9 months ago

?منبر یک دقیقه ای بدون عبا، ردا و عمامه:
ایمان و اعتقاد این پسر بچه اهل غزه را ببینید، یک کلاس اعتقادی، سیاسی، اخلاقی است.

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago