?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 Jahr, 7 Monate her
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 Jahr, 10 Monate her
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 Jahr, 6 Monate her
▫️رنج دست
▫️نمایشگاه آثار استاد کیومرث کیاست
▫️گشایش : جمعه ۲۷ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۱۶ تا ۲۱
▫️بازدید : ۳۰ مهر الی ۱۱ آبان ساعت ۱۶ الی ۲۰
▫️آدرس : تهران ، میدان فردوسی، خیابان سپهبد قرنی،بالاتر از طالقانی،کوچه سوسن ، پلاک ۴
▫️یئر باغیریر… گؤی باغیریر
▫️مجموعه اشعار ضد جنگ
▫️دکتر حسن ریاضی ( ایلدیریم )
گؤیده اوچور دمیر قاناد بایقوشلار،
بایقوشلاری ایزلهمکده
قورخو دولو
نیفرت دولو باخیشلار.
دمیر قاناد بایقوشلارین دیمیدیگیندن، جایناقیندان
راکت یاغیر، بومبا یاغیر،
قومپارالار فیشیلداییر،
یئر باغیریر
گوی باغیریر باغیر- باغیر
بومبا یاغیر… یاغیر… یاغیر.
بوغاناقدی آخار باخار
بوغاناقدا کیریییبدیر گؤیرچینلر،
قارانقوشلار؛
دوشور یئره دسته- دسته سالخیق قاناد بو باخیشلار؛
نه گلیرسه گؤزلرینه قاچیشدادیر،
دوداقلاردان قیریق- قیریق گولوش اوچور
نغمه اوچور
هارای اوچور
آخ وای اوچور؛
اورهکلرین بوداغیندان قیریلیبان
آرزو اوچور
ایستک اوچور؛
ساپاغیندان اوزولوبن
سئوینج ایله
کدر ایله
اورهک اوچور؛
یوواسیندان قوشلار قاچیر
قان بویالی بئشیگینده کؤرپه اوچور
اوشاق اوچور
ناغیل اوچور
بؤیوک اوچور
نهلر اوچور، نهلر اوچور؟
نه اوچورسا ملر اوچور.
اوچوشانلار
گؤی اوزونده توخونورلار بیر بیرینه،
ییغیشیرلار
یاواش یاواش بولوتلارین بوز بئلینه؛
اوزلمکده یئر اوزوندن
بوغاناغین آیاقلاری،
دوزولمکده دال با دالا
گؤی اوزونده بولوتلارین،
تابوتلارین تالا- تالا قاییقلاری.
قارا گئییب گوی مئشهلر، یاشیل داغلار
یئر یانیقلی، گؤی یانیقلی
بوردا نه وار آل قان آغلار؛
سیزلار، سیزلار اؤلولرین بو قاطاری
هارا گئدیر هارا ساری؟
اؤلولرله دولاجاقدیر گؤی اوزونون قبریستانی،
گئجه گوندوز دیرلری دیدهجکدیر
یئر اوزونون چوپور جانی.
قارا قیرمیز تابوتلاری
آغیر آغیر یئل آپاریر
اورهکلره سیغماز غمی،
بو ماتمی
آغلار گؤزلو ائل آپاریر
▫️اورهک ایشیغیندا
▫️شعر : دکتر حسن ریاضی (ایلدیریم)
▫️ترجمه : ابراهیم اسماعیلی جیم
▫️شعری از کتاب : یاغیش یوخوسو
اورهک ایشیغیندا
سوزوله – سوزوله
کئچیرم فصللرین، ایللرین ایچیندن
ساچیمین رنگی، سؤزومون آهنگی-
دئیشه- دئیشه
ایچیمده ارییب ایتیر زمان.
بیر قوم ساعاتی کیمی یاشانیر عؤمور-
بو تاییندان ، او تایینا دوشه- دوشه
گؤزلریمده
گونو، گوندن بؤیویور دونیا
حقیقتلر، سیرره دؤنور
بیلمهجهلر چوخالیر،
اینانجلار اینجهلیر
رؤیالار یوزولماییر،
آرزولار چین اولماییر...
آنجاق اورهک!
سئوگییه دولا – دولا دؤیونور
دورولا- دورولا بوللورلانیر
ایشیق ساچیر.
اورهک ایشیغیندا-
آیدین گؤرونور منه هرشئی!
اورهکله باخیرام-
یوللارا، آداملارا
باخیرام، سنه، اؤزومه
باخیرام اولوما ، اؤلومه
و بیرده …
▫️ترجمه:
در روشنای دل
نرمک نرمک
گذر می کنم
از میان فصل ها و سال ها.
با تغییر رنگ مو و آهنگ صدا
زمان در درونم گم می شود.
عمر به سان ساعتی شنی
در نشیبی معکوس می گذرد
و دنیا روز به روز
در چشمانم بزرگتر می شود.
حقایق ، راز
جهالت ، وافر
باور ها ضعیف می شوند.
رویاها ، ناتمام اند
و آرزوها چین بر نمی دارند.
باری ، قلب می تپد
کماکان لبریز از عشق
بلورین می شود از صافی ها
نور می پاشد.
در روشنای دل
هستی را نورانی می بینم.
نگاه می کنم با دل
بر راه ها ، آدم ها
نگاه می کنم بر تو ، بر خویش
نگاه می کنم بر ماندن ، بر مرگ
و دیگر ...
ساواک می فرستد و از آن پس نامه ها پس ار رؤیت ساواک به خانواده می رسید تا یواش یواش به مانع تراشی آغاز کردند …»
آثار قلمی م. مؤید حوزه وسیعی از ترجمه، تألیف، زمینه های هنری، اجتماعی و ویراستاری را در بر می گیرد که عنوان های بخشی از آنها در پایان این نوشته خواهد آمد.
او که در نیمه های دهه هشتاد عمر خویش است، در تهران زندگی می کند. صبح تا شب کار اداری برای امرار معاش و در اوقات فراغت ترجمه و تألیف هم اکنون عضو کانون نویسندگان ایران است و خاطراتش را می نویسد.
امین مؤید با آنکه بحرانهای سختی را از سر گذرانده و آزمونهای تابسوزی را تاب آورده است اما همچنان چالاک است، با چشمانی مهربان و تبسمی که چهرة گندمگون اش را زیباتر می کند. مردی ساده، صمیمی با غرور نجیب انسانی. تو را با گفته هایش می پالاید، در دلت شعله های امید و عشق را می افروزد و برای زیستن و مهرورزیدن می انگیزاند. دوست داری تا دوباره بازش بینی تا ورق دیگری از اعماق روحش را بر تو بگشاید.
احساس می کنم که با گفتگویم استاد را خسته کرده ام. وقت نیز تنگ است. و من، به دنبال بهانه ای هستم که او را با خودش تنها بگذارم. چه بهنگام نوه اش تا دم اطاق کارش می آید و او را صدا می زند؟ «بابا مجید» و او پاسخ اش می هد: «جان بابا». من نیز با امین مؤید خداحافظی می کنم و بابابزرگ و نوه اش را تنها می گذارم.
در راه با خود می اندیشم که: زندگی چه رازها که ندارد؛ از خاکستر جنبش های رهایی بخش و عدالتخواهانه بعد از مشروطیت ققنوسانی سربرآوردند، با آمال و ائده الهای پدران خویش بالیدند، دوشادوش و پیشاپیش مردم خویش با صاحبان زر و زور و دست نشاندگان بیگانه در افتادند؛ حماسه ها آفریده و مرارت ها کشیدند. اما لحظه ای از راه خویش پای پس ننهادند. اینان که با رنج شکنجه ها، تبعیدها، ناداری ها و بی عدالتی ها در جان؛ داغ یاران به خون خفته و پرپر گشته بر دل؛ از درازنای یکی از هیجان انگیزترین، مخوف ترین، پرحادثه ترین و پیچیده ترین دوران تاریخ کشورمان گذشته اند، و اینک پیرانه سر بر فراز رنج و ناکامی های مردم خویش و جهان، در آن سوی افق های به تاریکی نشسته آفتاب فرداها را که بر سپیده دمان مردم جهان لبخند می زند، می بینند و بر خود می بالند.
م. امین مؤید خود از چنین مردانی است!
***این مقاله در شماره 4 مجله آذری ویژه نامه استاد مجید امین موید چاپ گردیده
رزه است». که او، خود ۱۸ سال این ثانیه ها را زیسته است.
حبس ابد، موقعیت ویژه ای بود، که او در آن قرار گرفته بود. در این موقعیت تمامی ارتباطهایش با محیط اجتماعی، خانواده، دوستان و … قطع شده بود. به عبارتی به پوسیدن تدریجی و تحلیل رفتن در دالانی سرد و بی روح و بی آفتاب و امید محکوم شده بود. اما امین مؤید عاشق زندگی با امید به فردای روشن، ایمان به انسان، و با شور درونی اش راهی دیگر گونه به سوی مردمش می گشاید، راهی مطمئن و روشن ادبیات. این یگانه راه ارتباط او با جهان بیرون است. از اینطریق، امین مؤید ادبیات میهنش را با ادبیات جهانی پیوند می زند و با ترجمه آثار نویسندگان و اندیشمندان برجسته جهانی و انتشار آنها در بیرون از زندان، بار دیگر در مبارزات مردم سرزمین اش سهیم می شود.
دهة چهل دهة شکوفائی ادبیات و هنر و بویژه نمایشنامه نویسی و تئاتر در ایران … بود. از این روی امین مؤید هم با انتخاب و ترجمه آثاری از نویسندگان مطرح آن روز از جمله برتولت برشت، آرتور میلر، شون اوکیسی، تنسی ویلیامز و … در گُسترش و تعمیق هنر نمایشی و همچنین افزایش آگاهی مردم نقش ارزنده ای ایفا می کند.
امین مؤید جرء اولین شناسندگان آرتور میلر نمایشنامه نویس برجسته آمریکایی و یکی از بزرگترین نویسندگان جهان است. نویسنده ای که با آثارش چهره غیرانسانی و مخوف سرمایه داری آمریکا و گردانندگان دادگاه مکارتیسم به نمایش می گذارد و با تصویر زندگی مردم فرودست و آواره، مثل مهاجران نیویورک نیز حس همدردی و نوع دوستی را در بینندگانش بر می انگیزد.
او همچنین به آثار اوکیسی، نمایشنامه نویس پرآوازه ایرلند، که در آثارش سیمای جنگ افروزان، میهن پرستان دروغین احمق ها، پهلوان پنبه ها، را با حقارت و پستی و دورویی، سودجویی شان به شیوه کمدی تراژدی افشا می کند، روی می آورد.
یا خود تنسی ویلیامز را انتخاب می کند، نویسنده ای که شخصاً فقر و ناداری را تجربه کرده و آنها را با زندگی مردم فرودست در آمیخته و با حوادث و رخدادهای محیط زندگی اش پیوند زده و در آثار خویش در معرض دید هنرپذیران قرار داده است و …
همچنین با ترجمه آثار نمایشی برشت و نیز نگارش رساله بسیار ارجمند و آگاهی بخش «سیری در اندیشه های برشت» سیمای مردمی برشت هنرمند، نویسنده و فعال اجتماعی را با استادی تمام ترسیم کرده است. همین بس که محمود دولت آبادی، نویسنده نامدار ایران که خود از اهالی تئاتر نیز هست، درباره این اثر می نویسد*:
«سیری در اندیشه های برشت که بعد از چند سال به صورت کتابی مستقل و عاری از هر پیرایه ای، با قیمتی در توان خرید همگان به دست می آید، نمایشگر کاوشی بی ریا در مضمون آثار برشت است، با بیانی صریح و روشن، که از ابتدا تو در می یابی با مؤلفی سر و کار داری که هرگز خیال ندارد با الفاظ به خودش مشغولیت کند و دوائی را با آب و قند به تو بخوراند. بی هیچ پیچیدگی ای، از دیدگاه علمی به موضوع هنر و چگونگی آن در جوامع سوداگر می پردازد …»
یکی از آثار برجسته و بی نظیری که امین مؤید ترجمه کرده، تاریخ اجتماعی هنر اثر آرنولد هاوزر فیلسوف و هنرشناس نامدار مجار است. این اثر نه تنها در بین آثار ترجمه ای امین مؤید، بلکه در میان دیگر آثار ترجمه شده در زمینه این موضوع، یگانه و بی بدیل است. مترجم که امین مؤید باشد، خود هنرشناس است و چندی نیز در دانشگاه فلسفه هنر تدریس کرده و آثاری هم در زمینه هنر تألیف و ترجمه کرده، دربارة این اثر چنین می نویسد: «آرنولد هاوزر سیر تکاملی هنر را از عصر جادو تا عصر فیلم، در این اثر بررسی کرده و با دقت و موشکافی بی مانند و با پرهیز از کوته نظری و با بهره جویی از گنجینه عظیم اطلاعات عمیق خویش و سی سال پژوهش و رنج، کتابی نوشته است که به قول آن نویسنده در سراسرش حتی یک جمله کم ارزش پیدا نمی شود …»
امین مؤید در پیشگفتار چاپ سوم این اثر، همچنین از چگونگی آشنایی با اثر و روال ترجمه اش می گوید: «در دهه چهل بود که با نام «آرنولد هاوزر» و کارهایش آشنا شدم، زنده یاد فیروز شیروانلو که یک سال حبس کشید دورة چهار جلدی «تاریخ اجتماعی هنر» را از اروپا آورده بود و در اختیار داشت و چند روزی آنها را در اختیار من قرار داد و نخستین بهره ها را در آن روزها از این اثر بردم و تأثیری دیرپا و ماندنی در من کرد …»
امین مؤید دوباره در اوایل دهة پنجاه در زندان عادل آباد شیراز به تاریخ اجتماعی هنر مراجعه می کند و این بار به قصد ترجمه، کتاب را تهیه می کند. حال بخوانید که ترجمه و بیرون فرستادنش به چه طریق بود.
«… چاره ای که یافتم این بود که مطالب کتاب را توی نامه هائی که به دخترم می نوشتم بگنجانم و بفرستم و همین کار را کردم. دو سه خط اول نامه احوال پرسی ساده بود و بلافاصله وارد مطلب می شدم و کتاب را به تدریج می نوشتم، جلد اول به همین ترتیب به بیرون منتقل شد. جلد دوم را نیز بر همین روال می نوشتم که گویا پلیس نگران می شود و نوشته ها را به س
نیم نگاهی به زندگی و آثار مجید امین مؤید
حسن ریاضی
شماری از فعالان عرصه مبارزات سیاسی و اجتماعی کشورمان با آثار فکری و قلمی خود در زمینه هنر و ادبیات نیز، تحول آفرین بوده اند. یکی از کوشندگان پرآوازه این راه مجید امین مؤید هست که جزو اولین شناسندگان آرتور میلر، برتولت برشت، آرنولد هاوزر، در ایران می باشد. او با ترجمة آثاری چون «تاریخ اجتماعی هنر» اثر آرنولد هاوزر، «رابطه هنر و واقعیت از دیدگاه زیباشناسی» اثر چرنیشفسکی و تألیف «سیری در اندیشه های برشت» در سالهای قبل از انقلاب، نقش سازنده ای در تکامل اندیشه هنری و درک زیبائی شناسانه نویسندگان، هنرمندان و خوانندگان این مرز و بوم داشته است. آنچه ارزش کار او را دوچندان می کند اینست که او بیشتر آثارش را در زندان ترجمه و تألیف کرده است.
م- امین مؤید در شانزدهم خرداد ۱۳۰۹ خورشیدی در محله «دوره چی» تبریز چشم به جهان گشود. پدرش پیله وری تنگدست، اما سخت کوش، روشن بین و درستکار و مادرش نیز مؤمنه بانویی بوده خوش قلب، خانه دار و کم توقع. مجید در دامان چنین خانواده ای پرورش یافت. انسان دوستی و مهرورزی آموخت، صبور و متکی به نفس بار آمد. خصیصه هایی که زیربنای استوار منش و بینش بعدی او شدند. مجید به سن مدرسه که رسید پای به دبستان گذاشت با شور و شوق فراوان به تحصیل پرداخت کلاس چهارم ابتدائی بود که احساس کرد کتابهای درسی او را اقناع نمی کند، غلیرغم تنگدستی و محرومیت با تهیه و مطالعه کتابهای غیردرسی همچون امیرارسلان، اسکندرنامه، بوسه عذرا، کنت مونت کریستو و … می پردازد. عشق به کتاب و کشش فوق العاده اش به مطالعه آنچنان بود که هر کتابی را ه به چنگ اش می افتاد با اشتیاق تمام می خواند. ولی این روال چندان نمی پاید، با مرگ پدر در سال ۱۳۲۲ بحران مالی گریبانگیر خانواده می شود. مجید به زعم میل باطنی اش به کار روی می آورد و در فروشگاه چرم فروشی توکلی به عنوان حسابدار به کار می پردازد در محیط جدید چشم اش به واقعیت های زندگی گشوده می شود. چهره کریه فقر و بی عدالتی با تمامی جوانب اش بر او آشکار می شود. تضاد فقر و غنا، درد و بیدردی، ستم ملی ستم طبقاتی، اندیشه عدالت جویی و حس مبارزه را در او بیدار می کند. او هم از مدرسه اجتماع می آموزد و هم به مطالعه شخصی می پردازد، کم کم حس می کند حرفی برای گفتن دارد، دست به قلم می برد، از دیده ها، شنیده ها و خوانده هایش داستانگونه هایی می نویسد، از این رهگذر استعداد ادبی اش شکوفا می شود.
تا اینکه حوادث روزگار م – امین مؤید سرزنده و پویا را، از پیچ و خمهای فراوان زندگی، عبور داده و بسوی کار و زار پرشور مبارزات اجتماعی سوق می دهد. امین مؤید که جوانی است که با شیفتگی و شورندگی اینک به جستجوی یک فضای فرهنگی باز و گسترده و عاری از ناسازی و دژخویی است؛ فضا و عرصه ای که او بتواند، میل شورانگیزش به خواندن و نوشتن را در آنجا اقناع کند و از زندگی و آرزوهای نجیب مردم دیارش، از زبان و ادبیات مادری اش، گفتنی ها گوید، که با انتشار روزنامه آذربایجان (۱۳۳۰)، آن افق تازه در برابرش گشوده می شود و او به عضویت تحریریه روزنامه در می آید. بدینوسیله زمینه ای فراهم می آید که او آرزوهایش را جامه عمل بپوشاند. اما افسوس که با کودتای ۲۸ مرداد محیط خفقان و سرکوب بر کشور حاکم می شود. او نیز در سال ۱۳۳۳ به جرم عضویت در تحریریه آذربایجان در دادگاه نظامی به یکسال حبس محکوم می شود. سال ۱۳۳۴ آزاد می شود.
سالهای ۳۸-۱۳۳۷ با تشدید مبارزات مردمی، اعتراضات و اعتصابات شروع می شود: اعتصاب دانشگاهیان تبریز در سال ۳۷، اعتصاب کارگران کوره پز خانه های تهراه در سال ۳۸، اعتصاب تاکسی رانان تهران، نانوایان تبریز، و افزایش نارضایتی عمومی هیئت حاکمه را به وحشت می اندازد. عمال رژیم برای زهرچشم گرفتن از مردم، توطئه سرکوبی مبارزات مردم را در دستور کار قرار می دهند. بدین خاطر عده ای از فعالان سیاسی اجتماعی را در آذربایجان، کردستان، تهران و از جمله امین مؤید را دستگیر و در دادگاه نظامی محاکمه و به اعدام محکوم می کنند. پنج نفر از یاران امین مؤید در ۱۴/۲/۱۳۳۹ در تبریز تیرباران می شوند. اما، اعتراضات جهانی و اختلافات درون حکومتی و اجرای طرح کندی که به سقوط دولت دکتر اقبال و روی کار آمدن دولت علی امینی منجر می شود، در نتیجه اعدام ها نیز متوقف می شود. الموتی به وزارت دادگستری گمارده می شود. حکم اعدام امی مؤید که ۷ ماه در زیر اعدام بود، شکسته و به حبس ابد تقلیل می یابد. او تا سال ۱۳۵۶ در زندانهای قزل قلعه، قصر، عادل آباد شیراز و … در معرض انواع شکنجه های روحی و جسمی، قرار گرفت، توهین و هتک حرمت و بی عدالتی را که در حق او و یارانش اعمال می شد با سرافرازی تحمل کرد. خود در این مورد می گوید: «زندان تمامی لحظاتش غیرعادی اند، چرا که وقوع هر گونه اتفاقی در آن امکان پذیر است، زندان هر ثانیه اش امید، اضطراب، دلهره، تحقیر، ایستادگی و مبار
▫️ كهر آتلي
▫️صفر خان بیزیم قهرمان
▫️دکتر حسن ریاضی ( ایلدیریم )
اويانيب
عصريلر رين داش يوخوسوندان
سييريليب چيخدي اوباسي نين قينيندان.
ياراقلاندي
آتلاندي
يول لارين سينه سينده
گونلري توزلويا توزلويا چاپدي
كهر آتلي
چاپدي:
باشينين اوستونده اولدوزلو،گونشلي گؤيلر
آياغينين آلتينداتوزلانيب ،اوزنان يولار.
چاپدي:
كچدی كئچيدلری ،گديك لري
قانلي قادالي يول لارين باغريني چاتلاتدي
كهر آتلي.
چاپدي آتي نين ياليندا:
گون لر اييلدي ،دوزه لدی
كهر آتلي اييلمدي
يول لار جيغیرلاندي ، هاچالاندي
آتلي نين ايستگي،اوميدي پارچالانمادي
چاپدي:
باشي هاوالي ، اوره گي سئودالي
گؤزلر ينده آرزولاري گؤي قورشاغي
سؤزلرينده سحر شافاغي
اولو داغين اتگينه چاتدي
كهر آتلي.
داغلار داغي،اولوداغ
قار قاباقلي، قايا قوللو اولو داغ
قوجاق آچدي
قوجا آتلي كهري له وداع لاشدي
قارتال كيمي قايالارلا قوجاقلاشدي.
قي اوجالدي
كيشنرتيدن داش آغاندي
داغ ترپندي !
اولوداغين اتگينده قوشا ياتدي
آت سيز آتلي
آتلي سيز آت.
ائل لرين ده يولو دوشجك اولو داغين اتگينه
گؤردولركي، اولوداغين اتگينده:
يئر كيشنه دي
گؤي آغلادي
شيمشك چاخدي .
او آن
سييريليب چيخدي
كيشنرتيدن، چيغيرتيدان
اِِيل لرين اوره ك قينينا سيغينيب،
ياتدي
كهر آتلي!
▫️بیر مای دونیا ایشچیلر گونو
▫️الی خمیر، قارنی آجلار
▫️دکتر حسن ریاضی ( ایلدیریم )
ایل اوزونو
سحر آخشام
جوان، قاری
هیسلی ائوده ایلمک چالیپ، دفه دؤیدوک؛
ایستکلری، آرزولاری قینالادیق قینا- قینا؛
بوتا- بوتا ناخیشلارین یاناغینا
دزگاه بویو الوان- الوان خالی هؤردوک.
گلدی تاجر
یاریم آرشین قولتوغوندا؛
حاجی آلدی یاریلیغین،
او آغانین جیبی دولدو.
قانیمیزلا هؤردوگوموز الوان خالی
زنگینلرین سارایینا بزهک اولدو.
کؤهنه گیلیم، جیریق پالاز
بیر چوخ ائوین دؤشهنهیی،
بارماقلاردا بالیق آغزی یارالاردا بیزه قالدی.
یایی، یازی ال آیاقدان فیلیق چیخدیق
ایلانکیمی سوروندوک بیز،
چؤل- باییردا توز- تورپاغا بوروندوک بیز؛
باغ- بوستاندا بار بسلهییب، بیچینکده بیچین بیچدیک،
یونجا بیچدیک، خشه بیچدیک.
سارس سونبول دنیزینده گئجه گوندوز اوزهر اولدوق،
اتلیکلری بئجرمکچون یاشیل داغلار اتهیینده
مال- داوارلا گزهر اولدوق.
امهییمیز
میوه اولدو، تاخیل اولدو،
مال- قار ایله قویون اولدو
ایشلریمیز اویون اولدو.
قول چیرمادیق
نه آپاردیق؟!
اغاجلارین شیرین بارین
یئشیک- یئشیک، ماشین- ماشین دلال آلدی.
باغ- باغچادا سیغیرچینلار
بوستانلاردا تؤر- تؤکونتو دئم قارپیزی
بیزه قالدی.
بورجوموزون دالی دوشموش قیسطلارینی اؤدهمکچون
آغ بوغدانی، اتلیکلری پول ائلهدیک،
قوتورکئچی ساغمالیمیز
قاراجالی بیتلی بوغدا قیش زوماری اولدو، یئدیک.
باشینیزی نه آغریدیم
گئن گؤز سبد چووالیمیز
روزو داری؛
الی خمیر، قارنی آجلار
بئله سووار روزگاری!
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 Jahr, 7 Monate her
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 Jahr, 10 Monate her
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 Jahr, 6 Monate her