?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
در آرزوی تو موهای من سپید شدند
اجازه هست تو را «زندگی» خطاب کنم؟!
امید صباغ نو
نياويزيم، نه به بند گريز، نه به دامان پناه.
نشتابيم ، نه به سوي روشن نزديك ، نه به سمت مبهم دور.
عطش را بنشانيم ، پس به چشمه رويم.
دم صبح ، دشمن را بشناسيم ، و به خورشيد اشاره كنيم.
مانديم در برابر هيچ ، خم شديم در برابر هيچ ، پس نماز
ما در را نشكنيم.
برخيزيم ، و دعا كنيم:
لب ما شيار عطر خاموشي باد!
نزديك ما شب بي دردي است ، دوري كنيم.
پاییز ۹۸ بود. یکی-دوساعت بین کلاسها فرصت داشتم. بین کلاس فیزیولوژی و ادبیات، حدود ساعت ۱۲ از دانشگاه بیرون آمدم.خیابان زند مثل همیشه پر بود از رهگذرها. آدمها در این خیابان همیشه عجله دارند و فکرشان مشغول است.لیست کتابهایی که باید میخریدم را گذاشتم روی صفحه ی گوشی باز بماند.
تابلوی کتاب فروشی « دارالکتب شهید مطهری» را دیدم. وارد فروشگاه شدم. چیدمان کتابها، شلوغ بود اما منظم. بعضی هایشان روی میزهای سفید مستطیلی وسط فروشگاه بودند و تعدادی هم در قفسه های دیواری.
یکی از میزهای بزرگ سفید پر بود از کتاب شعرهای مختلف. از دیوانهای مختلف سعدی ، حافظ، عطار تا سهراب و پروین و نیما. نیما! نگاهم روی مجموعه ی اشعار قطورش ایستاد.یاد شعر« تو را من چشم در راهم»افتادم. نبضم تندتر زد. چند برگی از شعرهایش را مرور کردم. واژه هایش انگار غریبه ای که در خانه را بزند، برایم عجیب بودند و نامفهوم. کتاب سنگین بود و حتما نمیتوانستم توی کیف دانشگاه با خودم حملش کنم. چندلحظه ای مکث کردم .توی فکرم آمد:« هدیه از طرف خودم برای خودم»و خریدمش.
چندسال از آن ماجرا میگذرد. خیابان زند هنوز هم شلوغ است و پرماجرا. هنوز هم دیوان شعر نیما قطور است و نمیتوانم توی کیفهای مختلف دستی ام بگذارمش.هنوز هم شعر« تو را من چشم در راهم»،به این مصرع که میرسد، قلبم را میلرزاند: «و از آن دلخستگانت راست اندوهی فراهم، تو را من چشم در راهم…»
#از_نیما
#سالروز_درگذشت_نیما_یوشیج
#از_نوشتن
#نشریه_آخرین_امید
?️که بدانی و باز هم بدانی_برای صدهزارمین بار_که پیمودن راه نو، گفتن حرف نو، پدیدآوردن کار نو، درد دارد و مشقت و مصیبت. حتی اگر یک قدم تازه بخواهی برداری، به قدر هزار فرسنگ که بخواهی پا برهنه در بیابانی ناهموار و پرخار اما آشنا بروی باید که خارمغیلان و زخم زبان و سخن ناکسان را تحمل کنی، باید…مبادا که دست برداری، تسلیم شوی…
“ ابوالمشاغل”
#از_نادر
#از_خواندن
#نشریه_آخرین_امید
چه زخم عمیقی توی کوچه هاست
که بارون یه شهر رو به خون میکِشه!
تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت
روزی کرشمهای کن ای یار برگزیده
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago