?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
▶️ فایل صوتی
میراث حکمی-معنوی کریم آقاخان
با حضور:
دکتر حسین کمالی
دکتر داریوش محمدپور
Feb 15, 02:00 PM EST
شنبه ۲۷ بهمنماه، ساعت ۲۲:۳۰
فاشیسم زبانی
همهی ما شاهد وقاحت باورنکردنی سلطنتطلبان و راستها در کاربرد الفاظ رکیک و پایینتنهای بودیم. تازهترین آنها مربوط به پستی است که به مناسبت اعدام مهدی رضایی مجاهد زمان شاه در اینستاگرام گذاشته شده بود. قبل از آن هم داریوش کریمی در صفحه فیسبوک بیبیسی مقایسهای بین اسما اسد، همسر بشار اسد، و فرح پهلوی کرده بود و از آن دو به عنوان دو زن روشنفکر تحصیلکرده که با رهبری کشورهای خود ازدواج کردند یاد کرده بود.
در پست اول مهدی رضایی حدود ۱۰۰۰ کامنت گذاشته شد. شاید ۱۰۰ تا ۲۰۰ کامنت در تجلیل از او بود و بقیه جز فحش چالهمیدانی و تمجید از ثابتی و فحشهای باور نکردنی چیز دیگری نبود.
در پست داریوش کریمی هم شاید هزاران نفر یکسره به او فحش داده بودند که جسارت کرده بود چنین مقایسهای کند.
محض کنجکاوی میشود به صفحات این فحاشان رجوع کرد: زنان و مردان جوانی که تحصیلات خوبی دارند، عمدتا در خارج کشورند، سکولارند و به هیچوجه نمیتوان آنها را متهم به بیسوادی و میانمایگی کرد.
این موج از سال ۹۶ به راه افتاده. میتوان حدس زد که رضا پهلوی و تیم او در راهاندازی این موج فحاشی نقش موثری دارند. نظریه پشت این فحاشی هم تاحدودی روشن است:
فاشیسم زبانی و ورود به محدودههایی که حضور در آن هیچ افتخاری ندارد و مایهی سرشکستگی است. ارعاب عمومی تا جادهی پیشرو هموار باشد و هیچ مخالفی در هیچ زمینهای سد راه نشود.
این فاشیسم زبانی بیتردید منتظر است در شرایط یک بحران اجتماعی که تودههای مردم به خیابانها سرازیر میشوند به اندیشه و عمل تودههای مردم بدل شود.
اکنون باید پرسید چه راهکاری را میتوان در مقابل این فاشیسم زبانی به کار برد؟ آیا باید دست بسته بنشینیم تا روزی با کارد سلاخی روبریمان ظاهر شوند؟
پادشاهیخواهی، جریانی پر از خالی؟
واقعیت این است که پادشاهی به خودی خود در دوران مدرن هیچ گاه متکی به دستگاه فکری و نظری نبوده است. پادشاهی در طول تاریخ عمدتاً با انواعی از الهیات یا اسطورهای سیاسی توجیه میشده است. البته این سخن یک استثنای بزرگ دارد: هگل بزرگترین فیلسوف سیاسی مدرن پادشاهیخواه بود و نظریهای برای پادشاهی مشروطه داشت. اما اگر در فلسفه سیاسی هگل دقت کنیم درمییابیم که پادشاهی برای وی بیش از آن که مدلی انتزاعی برای برای عمل سیاسی باشد، نظریهای است برای فهم آنچه در حال رخ دادن است. از اینها گذشته پادشاهیخواهان ایرانی از نظر فکری فقیرتر از آن هستند که بتوانند دستگاه فکری هگل را پشت پروژه پادشاهیخواهی بیاورند. بنابراین عملاً پادشاهیخواهی ایرانی یک ظرف بزرگ خالی است که محتویات مختلف و حتی متناقضی در آن یافت میشود. پادشاهیخواهی ایرانی فاقد نظریه است و پروژه سیاسی بدون نظریه نمیتواند محقق شود یا اگر بنا به تصادف تاریخی محقق شود نمیتواند پایدار بماند. فکرستیزی و نظریهستیزی پادشاهیخواهان مانع میشود تا این نکته مهم را ببینند. آنها چون نظریه ندارند بنابراین ممکن است به هر نظریهای چنگ بزند. شما وقتی نظریه نداشته باشید، بینظریه نمیشوید، بلکه ممکن است تحت تأثیر هر نظریهای قرار بگیرید حتی بی آنکه بخواهید یا بدانید. وضعیت فعلی جبهه پادشاهیخواه چنین است: ما ملغمهای میبینیم از لیبرالیسم و گلوبالیسم، گونههایی از محافظهکاری آمریکای شمالی، شکلهایی از فاشیسم و نژادپرستی و حتی در مواردی شکلهایی از سوسیالدموکراسی. دقت کنید که اینها به شکل ائتلافی آگاهانه از جریانهای گوناگون جلوه نمیکند، بلکه همزمان به شکلی درهم و سرگردان با هم مخلوط شدهاند. پادشاهیخواهان میکوشند فقر فکری را با جنگطلبی و پروپاگاندا جبران کنند. تصور میکنند با حمله نظامی میتوانند انقلاب کنند. شوخی با مفهوم انقلاب! پادشاهیخواهی متأسفانه بدل شده است به ظرفی خالی که هر چیزی ممکن است از آن دربیاید. از قضا خود شاهزاده بهترین نماد این جریان است: فردی کاملاً بدون ایده و فکرِ راهنما که در هر دورهای به جامه روز در میآید. در جنگ ایران و عراق میهندوست میشود، در زمان اصلاحات با اصلاحات همدلی نشان میدهد، در جنبش سبز دستبند سبز به دست میکند، در جنبش ۱۴۰۱ تا پای ائتلاف با تجزیهطلبان میرود و حالا با اسرائیل متحد میشود. پادشاهیخواهان تصور کردند چون «ایدهها» باعث انقلاب ۵۷ شدند پس باید ایده را کنار گذاشت و دست به «عمل» زد. غافل از این که چنان که گفتم بیایده بودن، باعث میشود شما به هر ایدهای چنگ بزنید و در واقع بدل به موجودی اسکیزوفرنیک بشوید. کسی که خود را «ملیگرا» میداند و همزمان خواستار بمباران تاسیسات نفتی و هستهای ایران است.
چرا با براندازی مخالفم؟
پیشتر پس از شکست خیزش ۱۴۰۱ نوشتم براندازی بدون نیرویی ملی که بتواند امنیت و ثبات را تأمین کند سم مهلکی است. اکنون بیش از پیش به این نتیجه رسیدم که براندازی سم است و باید از آن پرهیز کرد. مهمترین نیروی اپوزیسیون که پادشاهیخواهان باشند متأسفانه جا پای مجاهدین خلق گذاشتهاند و به نیروی نیابتی اسرائيل بدل شدهاند. شاهزاده رضا پهلوی رسماً از زدن سر اختاپوس سخن میگوید و هوادارانش چنان پرچم اسرائیل را در هوا میرقصانند که گویی شهروند اسرائیلاند. اغلب پادشاهیخواهان بیشتر نگران منافع ملی اسرائیل و آمریکا هستند تا نگران منافع ملی ایران. میتوان گفت از سال ۹۶ تا ۱۴۰۱ این جریان سیاسی فرصتی طلایی داشت تا خود را به عنوان جنبشی ملیگرا و امید اصلی برای تغییر تثبیت کند. اما متأسفانه کاملاً مسیر عکس را پیمود: به جنبشی عوامزده، پرخشم و پرخاشگر بدل شد و علیه فرهنگ و هنر و روشنفکری ایران اعلان جنگ داد. از آن بدتر چهره خود را نه به عنوان جریانی ملیگرا و وطندوست، که به عنوان جریانی وابسته که افسارش به دست اسرائیل و محافل قدرت در آمریکا است تثبیت کرد. وقتی شاهزاده رضا پهلوی در اسرائیل چند روز در کنار خانم گیگیلی بالاترین مقام امنیتی اسرائيل دیده شد، به طور خصوصی به برخی دوستان گفتم این پیام خوبی ندارد. متاسفانه هیجانزدگی و نفرت کور از جمهوری اسلامی مانع دیدن واقعیت شد. در شرایط فعلی تنها باید جریان پادشاهیخواه حذر کرد. مابقی اپوزیسیون هم که وضعیت بهتری ندارند. پیشتر دربارهشان نوشتهام. مجاهدین خلق، جمهوریخواهان حامی تجزیه یا امثال مسیح علینژاد که مصیبتی برای ایران هستند. بنابراین در یک کلام: من اپوزیسیون خارج از کشور را بخشی از مشکل میدانم و نه راهحل. با براندازی شرایط قطعاً بهتر نخواهد شد. اما بحرانها و مشکلات بنیادی ایران همچنان سرجایش هست. اصلاحات محافظهکارانه و بسیار محدود دولت پزشکیان ممکن است کمی فضا را قابل تحمل کند ولی پاسخ کاملی به مشکلات کشور نیست. چنان که پیشتر گفتم به جای براندازی به اجماع میان نخبگان به «اتحادعقل» معتقدم. منتقدان خیرخواه و میهندوست که به ضرورتهای قطعی منافع ملی باور دارند باید بتوانند به نوعی همگرایی دست یابند. همچنین باید بخشهایی از حکومت را که به ضرورت تغییر باور دارند با خود همراه کنند. تنها چیزی که اندکی امیدوارکننده است این است که بخشهایی از نخبگان درون حکومت ضرروت تغییر را فهمیدهاند. در نهایت این روند باید به گذاری آرام و مسالمتآمیز به حداقلهای دموکراتیک ختم شود. فرایندی که شاید ده سال طول بکشد اما منافع ملی ایران را به خطر نمیاندازد و مصالح عمومی کشور را در نظر میگیرد.
https://telegra.ph/the-invincibility-myth-07-09
Telegraph
افسانهی شکستناپذیری نظام
یکی از مصادیق نظریههای ابطالناپذیر که کمابیش در همه جا به کار میروند و کسی هم اهمیت نمیدهد ببیند آیا اینها ارزش تحلیلی دارند یا نه، ماجرای قدر قدرت بودن و شکستناپذیری نظام است. این افسانهای است که دههها در موقعیتهای مختلف تکرار شده است از جمله در…
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago