اینک

Description
نوشته ها و نظرهای سید مسعود رضوی
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago

ادامه از فرسته بالا👆

در همین سال های اخیر فرقه ای انحرافی تنها با استناد به دو سه حدیث که آشکارا ریشه اش به جریانی از غلات و مفوضه قدیم می رسد دعاوی خود را مستند به احادیث ائمه شیعه فرا نمود و این تنها قسمتی از مخاطراتی است که این بی توجهی به اصول نقل حدیث می تواند متوجه جامعه شیعه کند...

1 year, 6 months ago

دکتر حسن انصاری
حدیث گرایی غیر اصولی

با وجود اینکه در سال های اخیر پژوهش های حدیث شناسی و اعتبارسنجی متون توجه بسیاری را به خود جلب کرد و ماهیت و طبیعت تعدادی از کتاب های حدیثی روشنتر شد اما متأسفانه همچنان شاهد این هستیم که عده ای بدون هرگونه احتیاط و توجه به مبانی صحت  اعتبار حدیث و منابع حدیثی هر پاره نوشته عربی را به توهم اینکه حدیثی مأثور است بر مردم و شنوندگان بر می خوانند؛ سهل است از آن نتایج و استنباطاتی خارج از اصول "اهل تحصیل و تحقیق" و مبانی پژوهش های سنت شناسی هم ارائه می دهند. مصیبت بار تر اینکه این نوع خوانش ها گاهی با انواعی از قرائت های صوفیانه و محی الدینی و برخی ذوق های صدرایی و بل شیخی گری آمیخته می شود و تحت عنوان "حقائق و اسرار" به خورد خلق الله داده می شود. این زمانی نتایج سهمگین تری برای دینداری مردم دارد که این چنین استنباطات غیر "اصولی" و محتویات آن چنان منابع غیر معتبر در تریبون هایی ارائه شود که دیگر همچون عصر قاجار و صفویه مخاطبانش چند ده نفر و چند صد نفر نیستند بلکه اینک به مدد اینترنت و شبکه های مجازی قدرت آن را دارند که در خلال ساعاتی میلیون ها مخاطب را متوجه این نوع سخن ها و افاضات کنند. 
 سخن ما بر سر منابع اصیل و معتبر حدیثی نیست. سخن بر سر تعدادی از کتاب های حدیثی است که ریشه تاریخی آنها روشن نیست و حتی بر سر انتساب آنها به مؤلفین ادعایی سخن ها هست و هیچ مستند روشنی بر اصالت آنها وجود ندارد. در طی سال های گذشته کم نبوده اند پژوهش هایی که ماهیت این قبیل آثار را نشان داده اند و ارتباط این نوع متون را با جریان های غالیانه و غلوگرای شیعی و یا با طیفی از محدثانی که در نقل حدیث خاصه آنجا که به تبلیغات مذهبی مربوط بود تساهل به خرج می دادند معاینه نشان داده اند. چرا باید درباره نقل این گونه منابع اصول "اهل تحقیق" را در نظر نگرفت و تازه با درآمیختن محتوای چنین احادیثی غیر معتبر با آموزه های غیر معتبرتر بینش دینی را در معرض تفسیرهایی قرار داد که حداقل تعبیری که می توان در مورد آنها به کار برد این است که نسبتی با آنچه ما از قرآن و منابع اصیل و کهن درباره آموزه های شیعی می دانیم ندارد؟؛ سهل است این بی پروایی در نقل و این تساهل و ولنگاری در نقل و درآمیختن همه چیز با هم گاه تا بدانجا می کشد که هر عقل سلیم و هر مخاطبی با بینشی عرفی را نسبت به خود دلزده می کند و اسباب استعجاب و استبعاد و بل مزاح و تمسخر را برای عده ای فراهم می کند. 
 تأسف بار تر اینکه در برابر پژوهش های اهل تحقیق و تحصیل در طی قرون پیشین و در طی چند دهه گذشته عده ای در مقابل گویی حیفشان می آید که شماری از احادیث و یا منابع و کتاب هایی حدیثی را از درجه اعتبار و نقل خارج بدانند؛ حکماً با تمسک به انواعی از شیوه های غیر معتبر سعی دارند این کتاب ها و منابع حدیثی و روایات را معتبر قلم ببرند. در این میان نشر ده ها متن نصیری در طی سال های گذشته؛ آثاری از حسین بن حمدان خصیبی و نصیریان قدیم بغداد و حلب و لاذقیه؛ موجب شده متأسفانه برخی حتی در نقل از این نوع کتاب ها که آشکارا به جریانی از غلات تعلق دارند با گشاده دستی برخورد کنند و این نوع منابع را در مقام تأیید کتاب هایی غیر معتبر و یا روایاتی غیراصیل که از پیشتر می شناختند به کار گیرند؛ غافل از اینکه انتشار این کتاب ها و محتوای آنها بیش از پیش نشان داد و می دهد که کتاب هایی مانند هدایه خصیبی و عیون المعجزات منسوب به حسین بن عبد الوهاب و یا بخش هایی از آثاری مانند دلائل الامامه و اثبات الوصیة و آثاری از این دست تحت تأثیر عقاید غلات نصیریه و دیگر جریان های وابسته به غلو عصر بغداد نوشته و یا بازسازی شده اند.
مشکل نقل از منابع حدیثی بی اعتبار که اصالت متون آنها را نه اصول مسلم حدیث پژوهی و رجال پژوهی قدمایی تأیید می کند و نه شیوه های دقیق تاریخنگاری جدید و محتوای آنها را عالمان اصولی و محققین اهل تحصیل از متکلمان و فقیهان عصر کهن تشیع مانند شیخ مفید و شریف مرتضی خارج از اصول اعتقادی تشیع قلم می برده اند یک ایراد و خطر دیگر هم در بر دارد: به گواهی تاریخ شکلگیری فرقه های مذهبی و به ویژه فرقه های آخرالزمان گرا و با عقاید غالیانه و یا تأویلی/ گنوسیستی و به ویژه از بعد از دوران ایلخانیان و خاصه در چند سده اخیر و معطوف به اندیشه های تجدید نبوت/ مهدویت/ بابیت می دانیم که مستند بسیاری از این گروه ها و فرقه ها همین دست احادیث غیر معتبری است که غلات و مفوضه قدیم با اهدافی کم و بیش مشابه بر ساخته اند و متأسفانه گاهی با تساهل برخی از محدثان قدیم و یا جامعان احادیث در دوره های بعد شماری از این احادیث وارد مجامع حدیثی ما شده و برخی بی توجه به ریشه های آنها دل به محتوای آنها داده اند.

ادامه در فرسته بعد👇

1 year, 6 months ago

از یادداشت های دکتر احمد رضا قائم مقام ریشه شناسی واژگان پارسی

همانا:
معروف است که ابوعبدالله خوارزمی در مفاتیح العلوم گفته است که تخمین عربی از خمانای فارسی گرفته شده. این را وقتی بهتر می‌توان درک کرد که خمانا، یعنی همان کلمهٔ معروف همانا،  معنای "به تخمین" و "تخمیناً" و "تقریباً" و "در حدود ..." نیز داشته باشد، و دارد. به این ابیات از شاهنامه دقت فرمایند:  - سپاهی و جنگی و شهری¹ سوار/ همانا که بودند سیصد هزار ( لغت‌نامه، ذیل همانا)
 - در داستان جنگ مازندران (چاپ استاد خالقی، سخن، بخش یکم، ص ۲۱۸):  ز بَرگوش تا شاه مازندران/ رهی زشت و فرسنگهای گران- پراگنده در پادشایی سوار/ همانا فزون است ششصد هزار 
 - در داستان رفتن کاووس به هاماوران به کشتی (همان، بخش یکم، ص ۲۳۶):
 همانا که فرسنگ بودی هزار/ اگر پای با راه کردی شمار
 در این هر سه شاهد، که ضبط دقیقتر بعضی کلمات آن شاید چیزی دیگر باشد، حاصل معنای همانا "به تخمین" است. در اینکه در شاهنامه همانا معنای "هرآینه" و "به قطع" داشته باشد من بنده مرددم. در تمامی شواهد مذکور در واژه‌نامهٔ استاد خالقی و همکارانشان (چاپ سخن، ۳۹۰) احتمالاً در هیچ یک معنای قطع و یقین نباشد؛ بیشتر شواهد به معنای "گویی" و "انگار" است و اندکی به معنای "تخمیناً". از آن اندک، سه شاهد گذشت (معنای "به تخمین" از همان معنای "انگار" و "گویی" بیرون آمده؛ در شاهد اول و سوم، اگر "که" درست باشد، "همانا که " را باید به "گو اینکه" معنی کرد و این راه تحول معنی را نشان می‌دهد).
 حال می‌گوییم که در متون پهلوی نیز homānāg یا humānāg گاه به معنای "تخمیناً" است، نه "مانند" و "گویی" که معنای اصلی آن است و در فرهنگهای فارسی میانه درج است.
 - در این شاهد از مینوی خرد (ترجمهٔ مرحوم تفضلی، توس، ۲۵؛ چاپ جناب انکلساریا، ۲۳) می‌گوید که اگر روان نیکوکاران از پل چنیور بگذرد، آن پل را پهنای تقریباً یک فرسنگ بوَد:²
ka ruwān ī ahlawān pad ān puhl widirēd, ē frasang humānāg ān puhl pahnāy bawēd.
 در یادگار زریران در مورد بستور می‌گوید (چاپ آقای غیبی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۶۶):
 ēč ēr ud āzād passux nē dād bē ān pus zarērān kōdak haft-sālag humānāg frāz ō pāy estād ud gōwēd ku man rāy asp zēn sāzēd tā man šawam ud razm Ērān wēnam.
 "هیچ ایرانی پاسخ نداد جز آن پسر زریر، کودک تقریباً هفت‌ساله؛ بر پای ایستاد و گوید³ که مرا اسب زین سازید تا من شوم و رزم ایرانیان بینم."⁴
 در متنهای پهلوی، وقتی مثلاً می‌گویند که برنایان را در بهشت "پانزده‌ساله هماناگ" زنده می‌کنند و بزرگسالان را "چهل‌ساله هماناگ"، همین معنای تقریب را در نظر دارند و در کتاب بندهشن هر جا که کلمهٔ هماناگ در کنار کلماتی مانند فرسنگ آمده، باز قصد نویسنده تخمین و تقریب است (در ترجمهٔ مرحوم بهار همه نادرست است).
 اگر بگویم که این معنی را خود دریافته‌ام، راست گفته‌ام، ولی چه می‌توان کرد که سخن هرچه باید همه گفته‌اند؛ رجوع فرمایند به:
D. Monchi-Zadeh, Topograpisch- historische Studien zum iranischen Nationalepos (Wiesbaden, 1975), 87, with reference.
 این یادداشت مواد لازم برای مقاله‌سازی را فراهم می‌کند و به همان مقاله‌سازان تقدیم می‌شود.
———
 ۱. شهری به معنای civil  در برابر "نظامی" در متون قدیم مکرر است.
۲. ترجمهٔ مرحوم دکتر تفضلی نادرست نیست، ولی دقیق نیز نیست: "هنگامی که روان پارسایان به آن پل می‌گذرد، به مانند یک فرسنگ آن پل پهن می‌شود." باقی ترجمه‌ها محلی از اعراب ندارند.
۳. این سبک این رساله است که در موقع نقل قول به مضارع منتقل می‌شود.
۴. ترجمهٔ آقای غیبی (ص ۱۴۸): "... کودکی هفت‌ساله‌مانند ..." این ترجمه نادرست نیست و معلوم می‌کند که معنای تخمین و تقریب از کجا درآمده است.

1 year, 9 months ago
1000037859 (1400×980)

1000037859 (1400×980)

1 year, 9 months ago
1000037857 (1000×1400)

1000037857 (1000×1400)

1 year, 9 months ago

«حزب توده و رابطه با آمریکا»حالا که ۴۴ سال از انقلاب گذشته است، می‌توان دربارۀ رؤیاهای حزب توده داوری کرد. طبیعی بود که «کمونیستی» و «سوو˚یتی» (شورایی: شوروی) شدن ایران به این سادگی‌ها تحقق‌یافتنی نبود و به یک مرحلۀ گذار نیاز داشت ــ همان‌طور که لنین با یک مرحلۀ گذار (یعنی حدفاصل انقلاب فوریه تا انقلاب اکتبر) به آن دست یافت. البته با توجه به بیش از هزار کیلومتر مرز مشترک با «برادر بزرگ‌تر» ــ همانا شوروی ــ می‌شد در ایران نیز پروژۀ افغانستان را پیاده کرد. یعنی پس از اینکه چپ‌ها قدرت را در دست می‌گرفتند، می‌شد در مقام صاحب قدرت، از کشور دوست و همسایه و برادر، یعنی شوروی، کمک نظامی طلب کرد و تانک‌ها می‌آمدند به مهمانی سرخ. به همین دلیل یکی از شعارهای همیشگی چریک‌ها این بود که «IRAN WILL BE VIETNAM» (ایران ویتنام خواهد شد). ذهنیت بخش عمدۀ چپ‌ها برای چنین روزی آماده بود ــ و جامعه را هم آماده می‌کرد. اما به هر حال، توده‌ای‌ها که مثل جوانان چریک جوزدگی کمتری داشتند و مناسبات قدرت را بهتر درک می‌کردند، می‌دانستند چنین خیالاتی فعلاً شدنی نیست.

پس باید آرزوها را به شیوۀ تاکتیکی دنبال می‌کردند. در واقع، هدفشان را روی این گذاشتند که سیاست‌های کشور بعد از انقلاب را به گونه‌ای ریل‌گذاری کنند که ایران به مسیر مطلوبشان برود. آن مسیر مطلوب هم چیزی نبود جز همان تبدیل ایران به کشوری کمونیستی و یکی از اقمار شوروی ــ و چه‌بسا تبدیل ایران به «ایرانستان»؛ یعنی مجموعه‌ای از حکومت‌های خودمختار.

حداقل یکی از رؤیاهای توده‌ای‌ها در چهار دهۀ اخیر تمام و کمال ــ حتی شاید ایدئال‌تر از آرزوی آنها ــ تحقق یافته است و آن «دشمنی با آمریکا»ست. از میان انقلابی‌های ۵۷ فقط چپ‌ها بودند که از اول دشمنی با آمریکا را بخشی قطعی از انقلاب می‌دانستند. جریان نزدیک به «جبهۀ ملی» خصومتی با آمریکا نداشت و نهضت آزادی هم با آنکه آشکارا اسلام‌خواه‌تر از جبهۀ ملی بود و رابطۀ بهتری با روحیانیون داشت، در دولت موقت دنبال عادی‌سازی روابط با آمریکا بود. جناح روحانی یک رویکرد ضدآمریکایی یکدست نداشت. روحانیت قطعاً بیشتر ضدکمونیست بود تا ضدآمریکا. تنها چپ‌ها بودند که ضدیت با آمریکا را پیشاپیش و ماهیتاً بخشی از انقلاب ۵۷ می‌دانستند ــ بقیۀ بخش‌ها فقط نگران بودند آمریکا کودتا نکند.

اما بهتر است مثال‌هایی عینی و مستند ذکر کنم.

می‌توان این مرور را از اردیبهشت ۵۸ آغاز کرد. حزب توده در بیانۀ خود در آخر اردیبهشت اعلام کرد «مردم خواهان بسیج نیروها در جبهۀ متحد خلق برای مقابله با امپریالیسم آمریکا هستند.» قضیه از این قرار بود که سنای آمریکا در قطعنامه‌ای به اعدام‌های انقلابی در ایران اعتراض کرده و گفته بود در صورت تداوم این نوع اعدام‌ها «روابط دوستی و نزدیک» بین ایران و آمریکا به خطر می‌افتد. حزب توده از این بیانیۀ سنا به شدت عصبانی شده بود و تندترین بیانیۀ ضدآمریکایی قابل‌تصور را صادر کرد. حزب توده گفته بود این بیانیۀ سنای آمریکا «زوزه تشنج‌طلبان و جنگ‌افروزان و تجاوزگران» و «نمود درددل صهیونیسم» و چه و چه است. حزب توده گفته بود، واکنش‌های دولت موقت کافی نیست! بلکه این‌طور توصیه کرده بود:

«اینک برای قطع امید امپریالیسم، صهیونیسم و ضدانقلاب داخلی باید اقدام کرد. دولت نباید به تهدید اکتفا کند. در مقابل این توهین بی‌پروا و گستاخانۀ امپریالیست‌ها و صهیونیست‌ها، مردم بی‌تابانه در انتظارند که دولت جمهوری اسلامی ایران توددهنی سختی به امپریالیسم جهانخوارِ یانکی بزند.»حزب توده در ادامه به شدت شکایت کرده بود که چرا سه ما پس از انقلاب هنوز قراردادهای ایران و آمریکا لغو نشده است؟! ــ طبعاً بی‌اعتنا به ماهیت این قراردادها و هزینه‌های لغو آن. هدف روشن بود: تیره‌سازی روابط ایران و آمریکا تا کار به دشمنی شدید برسد. برویم جلو...

حزب توده در ۲۶ مرداد ۵۸ به مناسبت سالگرد فاجعۀ سینما رکس آبادان بیانیه داد و یادآوری کرد ما بودیم که در نشریۀ «نوید» «این جنایت شاه مخلوع» ــ یعنی آتش زدن سینما رکس ــ را فاش کردیم. و بعد یادآوری می‌کند سلطنت که دفن شد، اما خطر باقی است! خطر چه بود؟ طبعاً آمریکا. در بیانیۀ حزب توده آمده است: «این خطر امپریالیسم، به سرگردگی امپریالیسم آمریکاست که تا وقتی کاملاً از ایران ریشه‌کن نشده، همواره ایران را تهدید می‌کند.» یعنی حزب توده، از یادبود سینما رکس هم به ریشه‌کنی آمریکا می‌رسید.

نهم آبان ۱۳۵۸، چند روز مانده به اشغال سفارت آمریکا، حزب توده از همه دعوت می‌کند در تظاهرات «عید قربان علیه امپریالیسم آمریکا و انگلیس» شرکت کنند. کمتر کسی می‌دانست قرار است سه چهار روز بعد اتفاقی بیفتند که رؤیای توده‌ای‌ها را تحقق بخشد: اشغال سفارت و سپس قطع رابطۀ همیشگی میان ایران و آمریکا.

(ادامه در پست بعدی)

@tarikhandishi | تاریخ‌اندیشی

1 year, 9 months ago

⬆️ یادداشت زیبای بانو مرضیه سلیمانی( خورشید) در سالگرد درگذشت پدر فقیدش زنده یاد احمد سلیمانی که انسانی شریف و فروتن بود و همگان را دوست می خواند و دوست می داشت.
?یادش گرامی باد

1 year, 9 months ago

من وارث عشقم

زمان گذشت. زمان گذشت؟ یا این منم که  با هر عبور، باز به ابتدای این تاریخ رسیده‌ام؟
امروز اما، با دلی آرام و خاطری جمع از او می‌نویسم و از میراثی که برایم به یادگار گذاشت.

میراث او، نه سندِ خانه‌ای بود که بنگاه‌دارانِ آشنا و غریبه، سودایش را در سر می‌پروردند. نه برگه‌ی انحصار وراثتی بود که اولاد ذکور، فاتحانه در دست داشتند و سهم یک‌هشتمِ مادر و یک‌دومِ خواهرها در آن رو به تحلیل می‌رفت. و نه حتی کتابی و کتابخانه‌ای که شاید... در فراغتی و عزلتی... بتوان دستی بر آن کشید.

نه. میراث پدرم برای من هیچ‌یک از این‌ها نبود.

اگرچه  مِهر و بخشایش را به من آموخت که خود، حتی دمی از زندگی‌اش را بدون آن به سر نبرده بود....
اگرچه هرگز، هرگز و هرگز، حتی در بدترین شرایط جسمی و روحی، خالی از شوخ‌طبعی و شیطنت نبود....
اگرچه سرتاپای وجودش فروتنی بود و دوستی....
اگرچه باور قلبی او عمیق و صبرش، بی مثال بود....

اما هیچ‌کدام از این‌ها میراث او برای من نبود.
میراث او عشقی بود که در تمام لحظات زندگی‌ام شاهدش بودم.

عاشقی کردن را از او آموختم و او معلم خوبی بود.
به من آموخت که عشق دژ مستحکمی است که در تندباد حوادث می‌توان و باید به آن پناه بُرد.

آموخت که دیوارهای این دژ با فروتنی ستبرتر می‌شود و دیگر هیچ توفندی آن را از جا نمی‌کَنَد.

آموخت که نام معشوق، یکی از اسماء متبرکه‌ی الاهی است... برای بر زبان راندنش باید وضو بگیری.

او  دنیا و آخرت را برای مادرم و شادی او می‌خواست. 
مادر، اولین، آخرین و تنها عشق او بود و چه عشقی...که تا واپسین دم زندگی، نام او را همچون ذکری شفابخش زیرلب تکرار می‌کرد.

من وارث این عشقم. میراثی که از پدر به من رسیده، از جان عزیزتر می‌دارم و امروز در سومین سالروز کوچ ابدی پدر ، به او و به عشق سلام می‌کنم...

خورشید☀️☀️

@karaneyekhorshid

1 year, 9 months ago
***?***ققنوس امید

?ققنوس امید

▪️آیا جامعه ایران از دل تهدیدها و نا امیدی‌ها سربلند بیرون می‌آید؟

? تجارت فردا ۱۹ آبان ۱۴۰۳، شماره ۵۶۷

✍️عباس عبدی

?هفت ماه چگونه گذشت؟

?هفت ماه گذشته، مقطع عجیبی از تاریخ ایران است. بارها گفته‌ام وضعیت ما در ایران مثل کسی است که روی بند راه می‌رود، و هر لحظه ممکن است که سقوط کند و یا می‌تواند با حفظ تعادل خودش به سمت جلو برود و در نهایت این بند و دره زیر آن را رد کند. در واقع بینندگان و کسی که روی بند حرکت می‌کند در یک وضعیت اضطرابی هستند.

?بعد از بحران ۱۴۰۱ جنگ غزه شروع شد. بعد از آن هم تنشی که هر لحظه انتظار می‌رود که به بقیه منطقه خاورمیانه و بویژه ایران سرایت کند. سقوط هلیکوپتر حامل رئیس جمهوری و همراهان مساله دیگری بود که مردم شاهد آن بودند. سپس انتخاب آقای پزشکیان به عنوان رئیس جمهور جدید اتفاق افتاد که امیدی جدید ولو محدود را در جامعه ایجاد کرد. اما در روز تحلیف رئیس جمهور، اسماعیل هنیه که میهمان ایران بود در تهران ترور شد. این اتفاقات پشت سر هم ادامه پیدا کرد تا اینکه به تقابل بیشتر رسید و در آخرین اتفاق صبح شنبه 5 آبان ماه اسرائیل به شکل جدی به ایران حمله کرد. ما در طول این مدت همواره در یک وضعیت خوف و رجا بوده‌ایم. همیشه نشانه‌های مثبتی می‌بینیم در عین حال که با اوضاع نا امید کننده‌ای مواجه هستیم. این وضعیت ادامه دارد تا اینکه ببنیم آیا می‌توانیم از این بحران عبور کنیم یا خیر؟

?واقعیت این است که به نظرم هیچ چشم‌انداز قطعی و تضمین شده‌ای برای ما وجود ندارد و تنها امید ما این است که به یک توافق و نوعی تفاهم و وفاق جمعی در داخل برسیم و هم در داخل ساختار حکومت و هم میان ساختار قدرت و مردم این وفاق شکل بگیرد و امید به این داشته باشیم که بتوانیم از این مرحله و از این بحران عظیم عبور کنیم.

https://telegra.ph/ققنوس-امید-11-12

2 years ago

? آینده‌ی فرهنگ و روح ایرانی

♦️ دوست دانشور، جامعه شناس ارجمند و شجاع، استاد دانشگاه تهران، دکتر محمدرضا جوادی یگانه، نظرش را درباره گزینش وزیر فرهنگ و ارشاد بیان کرده است. او نیز مانند ما و بسیاری از مردم ایرانشهر، و نیز هنرمندان و نویسندگان و دلسوزان، معرفی سید عباس صالحی را به فال نیک گرفته...

**? سنجیده است و حواندنی**:

?‏ فرهنگ و هنر در ایران، بی‌نیاز از دولت است و بهتر از فرهنگ دولتی عمل می‌کند. فرهنگ و هنر تنها نیاز به حمایت‌های زیرساختی دولت دارد. هر چه دولت کمتر وارد حوزه فرهنگ و هنر شود و تمشیت آن را به نهادهای تخصصی بسپازد، بهتر است.

? اما، مساله اصلی نظام فرهنگی، در رابطه قطع‌شده نظام سیاسی و جریان اصلی فرهنگ و هنر در کشور است.  نه در نظام سیاسی بهبود رابطه دنبال می‌شود و نه کسی از هنرمندان پیشقدم ارتباط مجدد می‌شود.
و از این جدایی، همه زیان می‌بینند.

?برای رفع این رنجش‌ها و فاصله‌ها، نیاز به میانجی‌ای هست که هم معتمَد نظام باشد و هم مقبول اهالی فرهنگ. دکتر سیدعباس صالحی مناسب‌ترین گزینه برای این منظور است.

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 8 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago