?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
از دفترِ شعر (Chant de delivrance)
«آوازهای رهایی»
•فریدون رهنما•
انتشارات P. J. Oswald, 1968
من به هواپیمایی میاندیشم که تنم را بشکافد
و بازگردانَدَم به شهابهای غریب و دوردست
در دلم آنگاه هیچواره گلی میخندد
به خانههای بیشمار مردمان مستقر.
- ترجمه از فریده رهنما
ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
به جای مغز، مکتوب تو را در استخوان دارم
|حزین لاهیجی|
?@Baraavaar | برآوار
بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید
روی زیبای تو دیدن در دولت بگشاید
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
این لطافت که تو داری همه دلها بفریبد
وین بشاشت که تو داری همه غمها بزداید
رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبد
زهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید
نیشکر با همه شیرینی اگر لب بگشایی
پیش نطق شکرینت چو نی انگشت بخاید
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
دل به سختی بنهادم پس از آن دل به تو دادم
هر که از دوست تحمل نکند عهد نپاید
با همه خلق نمودم خم ابرو که تو داری
ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید
گر حلالست که خون همه عالم تو بریزی
آن که روی از همه عالم به تو آورد نشاید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن
نظری گر بربایی دلت از کف برباید
?@Baraavaar | برآوار
«عشق»
دوبار امشب بیدار شدم و سرگشته سوی پنجره گشتم.
چراغهای خیابان،
چون نقطههای کمرنگ از قلمافتاده،
میخواستند اجزای جملهای ادا شده در خواب را کامل کنند.
اما در تاریکی محو میشدند.
خواب دیده بودم که تو آبستنی،
و بهرغم سالهای بسیار جدا زیستن،
هنوز احساس گناه میکردم و کف دستِ به شوق آمدهام.
شکمت را مینواخت، همچنان که کنار تخت،
دنبال شلوارم و کلید برق روی دیوار میگشت.
و با روشن شدن چراغ
دانستم که تنهایت گذاشتهام
در تاریکی، در خواب، جایی که تو با شکیبایی
چشم به راه بودی که شاید بازگردم،
بیآنکه در پی اوقات تلخی یا سرزنشم باشی.
به خاطر آن وقفهی غیرطبیعی.
زیرا تاریکی بازمیسازد آنچه را روشنی نمیتواند بسامان کند.
آنجا عروسی کردهایم، خوشبختیم،
به بازی جانور دو پشته میپردازیم
و بچهها بهانهی لطیف برهنگی مایند.
شبی در آینده باز پدیدار خواهی شد.
به سویم خواهی آمد فرسوده و لاغر، در پس اشیا،
و پسر یا دختری هنوز بینام را خواهم دید.
این بار دستم را
از گشتن پی کلید برق باز خواهم داشت.
از ترس و احساس اینکه حق ندارم
واگذارمتان چون سایههایی
کنار حصار سخت ایامی که دیدارتان را سد میکند،
بیصدا، نفیشده با روشنای واقعی
که مرا برای همیشه نایافتنی میدارد.
|جوزف برودسکی - ترجمهی محمد مختاری|
?@Baraavaar | برآوار
|سارا قدیموا - ۱۹۲۲ تا ۲۰۰۵|
?@Baraavaar | برآوار
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago