قلندرخانه علی فراهانی

Description
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

1 year, 6 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
1 year, 6 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
1 year, 6 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
1 year, 7 months ago

سر ناکسان را برافراشتن
وز ایشان امید بهی داشتن
سر رشته خویش گم کردن است
به جیب اندرون، مار پروردن است
درختی که تلخ آمد او را سرشت
گرش در نشانی به باغ بهشت
به بیخ انگبین ریزی و شیر ناب
وراز جوی خلدش به هنگام آب
همان میوه ی تلخ، بار آورد
سرانجام گوهر به کار آورد
(منتسب از ابوالقاسم فردوسی
کبیر ...از چهارمقاله ی نظامی
عروضی بی بدیل صاحب یکی
از کرسی های نثر در ادبیات کلاسیک
ایران....)

1 year, 7 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
1 year, 7 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
1 year, 7 months ago
1 year, 7 months ago

همیشه هراسم آن بود

که صبح از خواب بیدار شوم

با هراس به من بگویند

فقط تو خواب بودی

بهار آمد و رفت

از خواب بیدار می‌شوم می‌پرسم بهار کجا رفت؟

کسی جواب مرا نمی‌دهد

سکوت می‌کنند!

در پشت اتاقم باران می‌بارد

می‌پرسم شاید این بارانِ بهار است

کسی جواب مرا نمی‌دهد

سکوت می‌کنند!

پنجره را که باز می‌کنم

باران تمام می‌شود

در آینه چهره‌ام را نگاه می‌کنم

آرام آرام چهره‌ام پیر می‌شود

از پنجره زمین را نگاه می‌کنم

خیس است و ساکت

بر تن لباس می‌کنم، به کوچه می‌آیم

از نخستین عابر که در باران بدون چتر می‌دود

می‌پرسم

شما عبورِ بهار را در این کوچه ندیدید؟

عجله دارد، فقط می‌گوید نه!

از همسایه‌ها دلگیر هستم

می‌گویم آیا این ستمگری نیست

که هنگام عبور بهار از پشت پنجره‌ام مرا خبر نکردید؟

سکوت می‌کنند

سکوت همسایه‌ها برای من دشنام است.

کودکی در باران دستِ مرا می‌گیرد

به میدانی می‌برد که انبوه از فواره‌های رنگین است

من و کودک به آب‌های رنگین فواره‌ها خیره می‌شویم

اما از بهار خبری نیست!

با من می‌رود، به محله‌های قدیمی می‌روم

در جست‌وجوی چاپخانه‌ای هستم که در جوانی من حروف سربی داشت

می‌خواستم با حروف سربی نام بهار را روی دیوار روبه‌روی خانه‌ام بنویسم

بر در فرسوده‌ چاپخانه یک قفل بزرگ زنگار گرفته است

به خانه می‌آیم

در فرهنگ لغت به دنبال کلمه‌ بهار هستم

در غیبت بهار همه‌ کلمات فرهنگ بی‌معنی و پوچ است

در غیبت بهار رنج، هراس، بیم، تردید، حـِرمان، وحشت را از یاد نبرده‌ام

به دنبال تسلی هستم

چه کسی باید در غیبت بهار مرا تسلی دهد

می‌خواهم بخوابم

پرنده‌ای به پنجره‌ من نوک می‌زند

از پنجره با هرمان جهان را نگاه می‌کنم

جهان ناگهان غرق در شکوفه‌ها، گل‌های شقایق و بنفشه است

پنجره را باز می‌گذارم

باران می‌بارد

در باران می‌گویم

بهار را یافتم

بهار آمد»

احمد رضا احمدی

1 year, 7 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
1 year, 7 months ago
قلندرخانه علی فراهانی
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago