هانی اشرفی

Description
تاملاتی در‌ فلسفه، موسیقی، هنر و ادبیات
We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago

2 years, 12 months ago

.
درآمدی بر زیبایی‌شناسی خشونت
.
زیبایی‌شناسی خشونت، از وقتی خودم را می‌شناسم برایم موضوعیت پررنگی دارد. و در پیوند با شبکه مفاهیمی که تا به امروز در نظام فکری‌ام گسترش پیدا کرده، یک ساختار معنادار پرشاخ و برگی را به بار آورده است.از همان خردسالی که مساله «شکار کردن» درندگان در حیات وحش مرا به خود معطوف می‌کرد تا دوره‌های بعدی زندگیم که حوزه‌های متنوع‌تری را برای استتیک خشونت مهیا می‌دیدم، همواره این پرسش مطرح بود که خشونت چگونه می‌تواند معنا را برسازد؟بعدها من فلسفه آشپزی‌ام را نیز مبتنی بر همین زیبایی‌شناسی خشونت به اندیشه درآوردم.ا
{می‌فهمم که چقدر انسانهای شریف و باوجدان تیزبین و دغدغه‌های بشری منتظرند تا آدمهای مثل مرا با احساس مسوولیت اجتماعیشان نقد کنند تا رسالتشان را امروز به انجام رسانده باشند و شب بعد از نوشیدن شیر ولرم با آرامش بخوابند. از کسانی که با غیرت سیاسی نگران ظهور فاشیسم هستند تا آنهایی که در خصوص بنیادگرایی دینی هشدار می‌دهند و یا آنهایی که با تحلیلهای روانکاوانه ترومای کودکی را مسبب چنین رویکردی می‌دانند.یا حتی فمنیستهای همیشه در صحنه که دلنگران باقی ماندن هرگونه عنصر مردانه هستند و یا دوست‌داران محیط زیست و سایر عزیزان} اما گمان می‌کنم که من این زمینه فکری را در لایه‌ای ژرف‌تر از چنین نقدهای مرسومی تدارک دیده‌ام. زیبایی‌شناسی خشونت به گمان من اساسا متناسب با تفاوتی است که حرکت پیش‌ رونده دیالیکتیک فلسفی را شکل می‌دهد و از این جهت برسازنده معناست. خشونت‌ورزیدن یعنی خروج از انفعال و اینهمانی راکدی که ملازم با تغییرناپذیری و جمود است و من امیدوارم که بتوانیم این مساله را هنوز در سطحی متافیزیکی فهم کنیم و از تمثیلهای سطحی اجتماعی-سیاسی اجتناب نماییم. حرکتی که به چهره هنجار معمول و متداول تیغ می‌کشد، و نوعی آشنایی‌زدایی به بار می‌آورد، امکان گسست از نظمی ایستا را تدارک می‌بیند که به گمانم در جوهره همه آثار هنری قابل دریافت است و همین عنصر خوانش زیبایی‌شناختی از خشونت را میسر می‌سازد. چه بسا هنر، اساسا همین خشونت‌ورزی خلاقانه‌ای باشد که از درون یک سنت تاریخی تداوم پیدا می‌کند.در آینده تلاش خواهم کرد تا به موازات بسط مبانی نظری زیبایی‌شناسی خشونت، کاربست آن را با تمرکز بر شکل‌گیری کنش آشپزی بیشتر تشریح نمایم. ادامه دارد…

3 years ago

تفکر بویایی؟
.
امروز،چگونه خواهم توانست برایت بگویم که تفکر بویایی-به دور از سهولت روزمره تصاویر و کل حس بینایی- از پیچیده‌ترین معانی زیست‌جهان انسانی سخن می‌گوید. چشمانت را ببند و نور و رنگ و چین و شکن نقوش را به فراموشی بسپار. فقط هرآنچه را که می‌توانی استنشاق کن. عطرها،خوراکی‌ها، اشیا، … و البته انسانها را. رنگ رخساره نیست که از سرّ ضمیر خبر می‌دهد بلکه این رایحه انسانهاست که بغرنج‌ترین مکنونات درونی‌شان را فاش می‌کند. ترکیب‌بندی بوها، تغییرات آنها در گذر زمان، توحش افسارگسیخته انتشارشان در فضا، دیرند و ماندگاری‌شان، و بازی‌گوشی آنها در مخفی شدن و سرک کشیدن در نقاط مختلف اتاق. کافی است از این شلوغی دیداری فضای مجازی فاصله بگیری و در سکوت فقط عمیقا نفس بکشی. اینچنین است که زبان بویایی به تدریج در نظرت معنا پیدا می‌کند. اگر بتوانی بجای خاطرات تصویری به عطرها فکر کنی و گذشته‌ات را با دگردیسی بافت بویایی روزها و سالهای متمادی به یاد آوری؛ شیفتگی‌ها، فراز و فرودها، فجایع و مصیبت‌ها، عصیانگری و شورها،… مگر ممکن است که بدون هیچ عطری بوده باشند؟ ضرباهنگ حرکت بوها خودش تمامی روتین تاریخ را شکل می‌دهد. مثل همیشه، من قصد ندارم که همه پیچیدگی زیست آدمی را به حوزه احساسات و عواطف فروکاست کنم و اندیشه چندین بعدی او را در یک ملغمه بی‌شکل‌ روانشناختی درهم‌ریزم؛ بلکه از «تفکر بویایی» سخن می‌گویم، از کلان ساختاری که عواطف آدمی را هم شامل می‌شود. دیگر دیر است و دور…. ولی می‌بایست چیزهایی را بنویسم. که «در آغاز» فقط رایحه بود! این کوتاه‌اندیشی نظریه‌پردازان بوده است که هرگز آنطور که شایسته است منزلت بوها را به عنوان غنی‌ترین بستر آفرینش هنری بازنشناخته‌اند. ولی آدمی در تلاطم بوی خون و خاک، زاده می‌شود، می‌زید، و محو می‌گردد. و ممارست هرروزه در بازشناسی و استنشاق روایح، چه بسا که انسان‌ساز‌ترین مکتب تاریخ تواند باشد. چرا که آدمی در پیچ و تاب معنابخش بوهاست که امکان تداوم زندگی پیدا می‌کند. آیا خواهی پذیرفت که واژه‌ها نیز از تلاقی نابهنگام روایح آفریده شدند؟ چه بسا…

3 years ago

تولید محتوا؟؟
.
این شبکه اجتماعی گریزناپذیری که همگی در آن غوطه‌وریم به غایت مضحک نیست؟ همه‌مان رو به دوربین نشسته‌ایم. لایو و استوری و ریلز و متن و… سرهم می‌کنیم برای بقیه. ولی کدام بقیه؟ چرا بقیه‌ای وجود دارند که لباس پوشیدن و کافه رفتن و تلاطم‌های روحی و امور روزمره و مطالعات پراکنده یک دیگری باید برایشان مساله باشد؟ دابسمش‌های تکراری و کپی‌شده، چالشهای ملال‌آور، نصیحت کردن و انگیزش دادن به همه بشریت با جملاتی کاملا تکراری، آنباکسینگ گوشی، میکاپ‌های مصنوعی، سرهم‌کردن اسموتی و شیک، پریشان‌نویسی شبه-فلسفی، تمرین‌های آماتوری ساز زدن، آموزش نکات تستی در برقراری رابطه،… فضای گل‌آلودی است که همه‌مان رو به دوربین در حال عرضه کردن کالاهایی بنجل هستیم. ولی به چه منظور؟ آدمهایی هستیم که ادعای استقلال فکری و سبک شخصی و یونیک داریم و همزمان کپی دست چندمی از پست و استوریهای مندرس دیگرانیم. موفق‌ترینمان دلقکهای مشهور اینستاگرامی هستند که با فالوئرهای بعضا میلیونی از این آب گل‌آلود شاه‌ماهی صید می‌کنند و ارج و قربی مثال‌زدنی پیدا کرده‌اند. عرصه‌ایست که گویی حضور پررنگ در آن ضامن بقای گونه ما خواهد بود؛ اگر روی این استیج نرویم و بالا و پایین نپریم انگار در زیر غبار نیستی فراموش می‌شویم. کدامین دیگری‌ای است که در شبکه زنجیره‌ای فضای مجازی قرار است هرکدام از ما را بازشناسی کند؟ آنهم در انجام مبتذل‌ترین روزمره‌گیهایمان! آیا ما که دقایق و چه بسا ساعتهایی سرگرم پیمایش این داده‌ها هستیم واقعا گونه‌ای بازشناسی یا به رسمیت‌شناسی طرف دیگر را انجام می‌دهیم یا همگی در یک سرگیجه دسته‌جمعی در انبوه این داده‌های عمدتا بصری تلوتلو می‌خوریم؟ سیلاب تصاویر رنگارنگ متحرک آیا دلمان را بهم نمی‌زند؟ یک دل‌آشوبه فراگیر… و گریزناپذیر؟ اینطور نیست؟همبازی کردن مخاطب یادم رفت… این را شما دوست عزیز بعد از لایک برایمان کامنت کنید!!!

3 years ago
هانی اشرفی
3 years ago

تحلیل گفتمانی فوکو در دامان پرسپکتیویسم نیچه
.
از قدیم در دانشکده‌های مهندسی متداول بود که درسهای مهم علاوه بر کلاس اصلی، یک کلاس حل تمرین داشته‌اند که توسط دانشجوی تحصیلات تکمیلی همان استاد برگزار می‌شود؛ در این کلاس تمرینهای متعددی از درسی که استاد اصلی مفاهیم آن را تبیین کرده ارائه می‌شود تا دانشجویان با نحوه کاربربست آن مفاهیم در حل مسائل انضمامی آشنا شوند. این وضعیتی است که من در نسبت بین نیچه و فوکو تصور می‌کنم. تفکر بنیادی چشم‌اندازمحور یا پرسپکتیویستی نیچه که نوعی امکان تغییر پارادیمهای تفسیری جهان را برای ما طرح می‌کند- و خودش بسط ایده‌آلیسم هگلی است- در فوکو وضعیتی ملموس برای ما پیدا می‌کند. کل اهتمام فوکو این است که نشان دهد در هر دوره تاریخی، به جای پارادیم یا همان گفتمان غالب می‌توان امکانهای تفسیری دیگری را در مسائل روانشناسی، قضایی، جنسی، درمانی و غیره پیش گرفت. گفتمان غالب هر دوره ناشی از استیلای یکجانبه یکی از خوانشهای ممکن است که فوکو این استیلا را نوعی سامانه قدرت- به معنایی کاملا غیرمارکسیستی- در نظر می‌گیرد. چیرگی این گفتمان غالب باعث شده که سایر خوانش‌ها سرکوب شود مثلا با تبیین خاص روانشناسانه ما صدای جنون را خاموش کردیم یا اقدامات جنایی را ذیل چتر جرم قضایی گنجاندیم و غیره؛ فوکو نمی‌خواهد از مجرم یا مجنون دفاعی معکوس به عمل آورد بلکه تلاش می‌کند تا صرفا نسبت به «فروکاست‌گرایی» گفتمان غالب یا همان پارادیم اصلی هشدار دهد. او در واقع با اتخاذ خلاقانه زوایای مختلف تفسیر در مسائل متعدد اجتماعی، منظرگرایی نیچه را در عمل به ما نشان می‌دهد و ابهام و دشواری کلام استعاری نیچه را به شکلی کاملا روزمره برای ما ایضاح می‌کند. ما با تحلیلهای فوکو می‌آموزیم که در فهم و تفسیر هر پدیده‌ای چگونه می‌بایست در نقاط مختلف بایستیم و تلقی‌های ظاهرا نامتعارف و غریبه را اتفاقا جدی بگیریم و به عنوان گزینه‌های موازی لحاظ کنیم. فوکو بواسطه تحلیل مثالهایی مانند یک قتل خانوادگی، گفتمان‌هایی را به چالش می‌کشد قرار است این قتل را تبیین کنند. در واقع او با پذیرش برساختگی فرهنگی-اجتماعی حقایق، سعی در تبیین این ساختارها بواسطه نوعی رویکرد انتقادی دارد. فوکو برخلاف تحلیل انتقادی مارکسیستی-فرانکفورتی هرگز مسائل را به سطوح سیاسی-اقتصادی صرف فروکاست نمی‌کند بلکه او سامانه قدرت را همان دانش یا اراده معطوف به دانستن می‌داند که همواره نوع بشر را به پیش رانده و پارادیمهای تاریخی مختلف را شکل داده است. پساساختارگرایی فوکو به دنبال هرج و مرج نیست بلکه برفراز ساختارها می‌ایستد و آنها را در تقابل با یکدیگر و در یک بازی چالش‌برانگیز تبیین می‌کند. و این همان‌ کاری است که نیچه در سطحی متافیزیکی‌تر و البته دشواریاب‌تر در تمام طول حیات فکری‌اش بدان اهتمام ورزیده بود.

We recommend to visit

?? ??? ?? ????? ?

We comply with Telegram's guidelines:

- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community

Join us for market updates, airdrops, and crypto education!

Last updated 1 year, 9 months ago

[ We are not the first, we try to be the best ]

Last updated 1 year, 11 months ago

FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM

ads : @IR_proxi_sale

Last updated 1 year, 7 months ago