?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
مستند طوفان - نسخه زیرنویس فارسی
"للحرية الحمراءِ بابٌ لكلِ يدٍ مُضرَّجةٍ يُدقّ"
«برای آزادی سرخ، دری است که با دستان خونآلود کوبیده میشود.»
مستند "طوفان"
تصاویری با شکوه از یحیی سنوار در میان میدان
از شبکه الجزیره با استناد به تصاویری که برای نخستین بار منتشر می شود و تشریح جزییات ناگفته طراحی و اجرای عملیات طوفان الاقصی در روز 7 اکتبر
دیوید کریست، در کتاب جنگ گرگ و میش : تاریخ مخفی درگیری سی ساله آمریکا با ایران - ضمن پرداختن به چگونگی شکلگیری این ایده ، تهیه و هماهنگی مقامات به طور کامل تری به موضوع نامه نگاری ایران پرداخته است
"بنابراین، ایرانیها به تنها روش شناختهشده برای ارتباط با ایالات متحده روی آوردند: کانال بیستساله از طریق سفارت سوئیس. شاید این کار پیام آنها را به مقامات ارشد آمریکایی که مایل به گفتوگو بودند، میرساند.
در 4 مه 2003، یک فکس مرموز دو صفحهای به وزارت امور خارجه آمریکا رسید. این سند که توسط وزارت امور خارجه سوئیس ارسال شده بود، از سوی سفیر این کشور در تهران، تیم گولدیمان، تهیه شده بود. در صفحه دوم، تحت عنوان «نقشه راه»، ایرانیها برنامهای شگفتآور ارائه کردند، راهحلی برای پرداختن به تمام مسائل مورد اختلاف بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده. با تفکیک اهداف آمریکا و ایران به صورت فهرستوار، ایران موافقت کرد که شفافیت کامل در برنامه هستهای خود ایجاد کند، حمایت از حماس را متوقف کند و اقداماتی انجام دهد که به خلع سلاح حزبالله منجر شود. در مقابل، ایرانیها خواستار توقف تلاشهای آمریکا برای تغییر نظام سیاسی آنها، تحویل اعضای سازمان مجاهدین خلق و به رسمیت شناختن «منافع مشروع امنیتی ایران در منطقه» بودند. آنها همچنین خواستار بیانیهای عمومی بودند که ایران بخشی از «محور شرارت» نیست. برای دستیابی به این اهداف، دو کشور مجموعهای از اقدامات اعتمادساز را آغاز میکردند، که با صدور بیانیههای مشترک درباره نیاز به ملاقات با «احترام متقابل و بدون پیششرط» شروع میشد. "
نقل قول هایی از مقامات امریکایی نیز در کتاب منتشر شده است
@Sorkhgo
هرکسی که برنده جنگ داخلی میان فناوریهای بزرگ و خویشاوند پرخاشگرتر آنها، فناوریهای کوچک شود، یک چیز واضح است: مجتمع تکنو-نظامی نه تنها دولت جدید بلکه کل جامعه آمریکا را شکل خواهد داد. این پدیده وابستگی فزاینده میان قدرت دولتی و منافع شرکتی را تشدید میکند.
اما شاید قابلتوجهترین جنبه این مسئله، تأثیری است که مجتمع تکنو-نظامی بر ساختار سیاست ترامپ دارد. ترامپ خود را بهعنوان یک ضد مداخلهگر و نامزد صلح معرفی کرده، اما دولت او بهطور آشکاری با شرکتهایی مرتبط است که به تداوم میلیتاریسم آمریکا وابستهاند.
تمرکز تکنو-جنگجویان بر چین بهخوبی این پویایی را نشان میدهد، چرا که تنش با چین فرصتهای زیادی را برای شرکتهای دفاعی پیشرفته ایجاد میکند. تا زمانی که شرکتهایی که از جنگ سود میبرند، بر سیاست خارجی آمریکا نفوذ داشته باشند، به نظر نمیرسد که ایالات متحده بتواند از میل سیریناپذیر خود به جنگ رهایی یابد.
قدرت رو به رشد این مجتمع فقط به سیاست خارجی محدود نمیشود؛ فناوریهای نظارتی توسعهیافته توسط شرکتهایی مانند پالانتیر میتوانند به همان اندازه در داخل کشور نیز به کار گرفته شوند،
همانطور که قبلاً این اتفاق افتاده است.
برای مثال:
در سال 2009 جیپی مورگان از برنامهای به نام متروپلیس، ساخته پالانتیر، استفاده کرد تا دادههای کارمندان، از جمله ایمیلها و موقعیتهای GPS، را رصد کرده و نشانههای نارضایتی را شناسایی کند.
پالمر لاکی در یکی از سخنرانیهای اخیر خود میگوید :
"همواره جوامعی نیاز به طبقهای از جنگجویان داشتهاند که با شور و اشتیاق به انجام خشونت در راه اهداف خیر بپردازند. شما به افرادی مثل من نیاز دارید که چنین ذهنیتی دارند و بدون عذاب وجدان ابزارهای خشونت تولید میکنند تا آزادی حفظ شود ! "
الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، اظهارات مشابهی داشته و استدلال کرده است که برای بازگرداندن مشروعیت و تقویت امنیت ملی، ایالات متحده باید کاری کند که دشمنانش «با ترس بیدار شوند و با ترس به خواب بروند». او از مجازات جمعی بهعنوان راهی برای تحقق این هدف یاد کرده است.
آنچه این تکنوجنگجویان را متحد میکند، باور به این است که ایالات متحده باید از فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، برای تثبیت سلطه جهانی خود استفاده کند؛ تحولی که بهطور ضمنی منافع مالی هنگفتی برای آنها به همراه دارد. هدف آشکار این ایدئولوژی چین است، کشوری که تیل و همفکرانش آن را تهدیدی وجودی برای هژمونی آمریکا میدانند.
گزارشها حاکی از آن است که پالانتیر و اندوریل با حدود دوازده شرکت دیگر، از جمله اسپیسایکس و سازنده ChatGPT یعنی OpenAI، در حال مذاکره برای ارائه پیشنهادهای مشترک در قراردادهای کلان دفاعی آمریکا به ارزش 850 میلیارد دلار هستند.
این فعالیتها تناقضی در ایدئولوژی لیبرتارینی و ضد دولتی که توسط تکنوکراتهایی مانند پیتر تیل تبلیغ میشود را برجسته میکند. با وجود ادعای آنها مبنی بر مخالفت با نهاد دولت ، حقیقت این است که مجتمع تکنو-نظامی کاملا وابسته به دولت است: برای دسترسی به بازارهای خارجی، جذب بودجه از آژانسهای امنیتی و البته، برای به راه انداختن جنگها.
بهعنوان رهبر ایدئولوژیک فناوریهای کوچک، تیل روابط گستردهای با جریان مگا [MAGA] برقرار کرده و 15 میلیون دلار به کارزار انتخاباتی جیدی ونس در سال 2022 کمک کرده است، کسی که خود در اندوریل سرمایهگذاری کرده است.
مایکروسافت نیز در این مسیر حرکت کرده و قراردادهای نظامی متعددی را به دست آورده است، از جمله توسعه سیستم یکپارچه تقویت بصری [IVAS]برای ارتش ایالات متحده. این پروژه 22 میلیارد دلاری با استفاده از فناوری واقعیت افزوده، آگاهی محیطی نیروها را بهبود میبخشد. اگرچه مایکروسافت بهطور سنتی روابط کمتری با پنتاگون داشته، متا هم اخیراً وارد این حوزه شده و مدل بزرگ زبان خود یعنی Llama را در اختیار مشتریان نظامی قرار داده است.
این مثال نشان میدهد که چگونه شرکتهای بزرگ فناوری از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی برای اهداف نظامی استفاده میکنند و مرز بین نوآوری و سیاست خارجی آمریکا را بیش از پیش کمرنگ میکنند.
این تنها به شرکتهای بزرگ فناوری محدود نمیشود؛ موج جدیدی از شرکتهای کوچکتر، معروف به فناوریهای کوچک [Little Tech]، نیز در این عرصه ظهور کردهاند. این شرکتها ثروت خود را از طریق قراردادهای سودآور نظامی به دست آوردهاند.
استارلینک اسپیسایکس که به بخش حیاتی عملیات نظامی ایالات متحده تبدیل شده و ارتباط اینترنت را در مناطق جنگی مانند اوکراین ارائه میدهد. اسپیسایکس همچنین در حال توسعه مجموعهای از ماهوارههای جاسوسی برای آژانسهای اطلاعاتی است که نقش آن را در امنیت ملی تقویت میکند.
اندوریل، تأسیس شده توسط پالمر لاکی، ابتدا با برجهای نظارتی برای تشخیص مهاجران شناخته شد و سپس به ساخت پهپادهای خودکار، موشکها، رباتها و فناوریهای دفاعی دیگر گسترش یافت.
با این حال، هیچ شرکتی به اندازه پالانتیر [Plantir] نماد تکنو-نظامیگری نیست. این شرکت، که توسط پیتر تیل تأسیس شده و از سرمایهگذاری اولیه بازوی سرمایهگذاری سازمان سیا بهرهمند شده، شراکت نزدیکی با چندین آژانس اطلاعاتی ایالات متحده دارد.
در سال 2008، سعد، پسر بنلادن، از ایران فرار کرد و نامهای به پدرش نوشت و شرح داد که مقامات ایرانی چگونه به طور مکرر شرایط پزشکی بازداشتشدگان القاعده را نادیده گرفتهاند و چگونه «مصیبتها روی هم انباشته شد و مشکلات روانی افزایش یافت.» هنگامی که همسر باردار سعد نیاز به زایمان القایی داشت، تا زمانی که «جنین حرکتش متوقف شد» به بیمارستان منتقل نشد؛ او مجبور شد «پس از مرگ جنین، زایمان کند.» سعد متقاعد شده بود که ایرانیها «استاد این بودند که اعصاب ما را به هم بریزند و از شکنجه روانی ما لذت میبردند.»
شرایط آنها به حدی ناامیدکننده بود که وقتی یک رهبر جهادی لیبیایی به نام ابوعنس الصبایی سرانجام در سال 2010 آزاد شد، به بنلادن نوشت که ایران جایی است که «بزرگترین شیطان حکومت میکند.» او نوشت که بازداشت در آنجا مانند «تبعید از دین» بود و اعتراف کرد که حتی به زندانبانان ایرانی خود التماس کرده بود که او را به «هر کشور دیگری، حتی به اسرائیل» دیپورت کنند.
چند سال بعد، با خواندن خاطرات جورج تنت، مدیر سابق سازمان سیا [CIA] متوجه شدم که دو عضو وزارت دفاع [DOD] در تیم من در بن، در میان مذاکرات ما، برای شرکت در یک جلسه محرمانه در رم با افرادی که تنت آنها را مخالفان خشونتآمیز رژیم ایران توصیف کرد، محل را ترک کرده بودند.
تنت هویت این افراد را مشخص نکرده است، اما گمانهزنیها حول محور مجاهدین خلق، گروهی فرقهای از تبعیدیهای ایرانی که توسط وزارت امور خارجه به عنوان تروریستها شناخته میشوند، متمرکز شده است. در این جلسه، فرستادگان وزارت دفاع امکان حمایت مالی ایالات متحده از تلاشهای طرفهای گفتوگوی خود برای سرنگونی رژیم ایران را مطرح کردند. آنها توضیح دادند که این پول از طریق پنتاگون و نه وزارت امور خارجه یا سیا، انتقال مییابد.
تهران یک سال بعد تلاش دیگری برای تعامل با دولت بوش انجام داد. این رویکرد رسمیتر و گستردهتر بود و شامل پیشنهادهایی برای همکاری در زمینه فناوری هستهای، عراق، تروریسم، صلح خاورمیانه و همچنین افغانستان میشد. این پیشنهاد ایران از طریق دولت سوئیس، که مسئول نمایندگی منافع ایالات متحده در تهران بود، منتقل شد. این پیشنهاد، مانند پیشنهاد قبلی، هرگز به طور جدی در واشنگتن مورد بررسی قرار نگرفت و بار دیگر ایرانیها پاسخی دریافت نکردند.
تا سال 2003، دولت خاتمی دو بار پیشنهادهای قابل توجهی برای همکاری با واشنگتن ارائه کرده بود، ابتدا پس از پیروزی ایالات متحده در افغانستان و سپس پس از حمله ایالات متحده به عراق
مقامات آمریکایی هرگز به طور دقیق توضیح ندادهاند که چرا پیشنهادهای ایران در سالهای 2002 و 2003 را نادیده گرفتند
پیشنهاد های نمایندگان ایران ، گامی فراتر از همکاری دیپلماتیک پنهانی بود که تا آن زمان به آن دست یافته بودیم. با وجود اینکه ایران از سوی آمریکا به «محور شرارت» منتسب شده بود، دولت خاتمی هنوز میخواست همکاری خود با واشنگتن را عمیقتر کند و آماده بود این کار را به طور عمومی انجام دهد.
پس از بازگشت به خانه و ارائه پیشنهادات ایران، چند روز بعد، رایز جلسهای از اعضای اصلی شورای امنیت ملی ترتیب داد تا در مورد پیشنهاد ایران، در کنار مسائل دیگر، بحث کنند.
وقتی به آن موضوع در دستور کار رسیدیم، من دوباره گفتوگوی خود با ایرانیها را بازگو کردم. رامسفلد حتی نگاهی به اوراقی که در حال بررسی آنها بود نکرد. وقتی صحبتهایم تمام شد، او هیچ نظری نداد و سؤالی نپرسید. هیچ کس دیگر هم چنین نکرد. پس از مکث طولانی، رایز که دید هیچ کس آماده بحث در مورد این موضوع نیست، جلسه را به موضوع بعدی در دستور کار خود منتقل کرد.
باز هم، ایرانیها هرگز پاسخی دریافت نکردند.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago