?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
*🔰 موله [pause" [mule"*
🟢 وقفه، مکث
*🔰 مولیدن [to pause" [mulidan"*
🟢 توقف کردن، مکث کردن
*📚 نمونه چامه*
بمولیم تا آن سپاه گران
بیایند و گردان و جنگاوران (فردوسی)
*🛡 درنگ [delay" [derang"*
🟢 تاخیر
*🛡 دیرکرد [retard" [dirkard"*
🟢 تأخير
*🛡 اندرسلش [interruption" [andarsaleš"*
🟢 وقفه
*📖 ریشه شناسی*
💥 مولیدن "linger, delay, pause"
💥 از پوروا-ایرانی مَر-* به چمار "مانع شدن، جلوگیری کردن"
گماردن** هم از همین ریشه است،
💥 هم خانواده با لاتین مُورا "delay, obstacle"
🔰 میاویدن، میاواندن "to move" حرکت کردن، حرکت دادن 🛡 جنبش، میاوش = حرکت motion 🛡 میاوش = حرکت، جنبش movement 📛 آتانِش (توجه): چمارِ(معنای) جنبیدن در پارسی روشن نیست به دیسه ی کَرواز(فعل) به چمار "وول" خوردن و تکرار حرکت است. نمونه ها: این بچه چقدر…
🔰 برخی امروز را زادروز فردوسی فرزانه می دانند ولی زمان پَرسونِ آن آشکار نیست و میدانیم که نمیتوان آن را دریافت.
💥 ولی ما به پاس نام و بزرگی اش چامه ای سروده ایم:
به نام تو و نامِ فرزانگان
همان برتران و همان رادمان
همانان که پارسی بیاراستند
و از کژرَویها بسی کاستند
نگر بر زبان کرده بس راستین
بر او اَهرِمَن سَد براندوخت، کین
کنون کوششی باید آید میان
زُداید زبان را ز هر گون زیان
همه مِهتران، انجمن آوَرَند
سر از گردنِ بدسِگالان زنَند
شکوه زبان، بیکَران، گستَرَند
به گیتی به پارسی سخنها بَرَند
چنین گر بیاساید ایرانزمین
نباشد وُرا دشمنی در کمین
برآید همی خور در آسمان
درخشان کند دیدگان در جهان
*📝 چامه از فرزندِ پارسی*
? گذری بر ریشه شناسی واژه ی "سان"
✅️ در پهلوی:
مهربان، روش (فرهنگ زبان پهلوی؛ مکنزی)
مانند (فرهنگ پارسی به پهلوی؛ بهرام فرهوشی)
✅️ ۱) مانند ۲) روش و رسم (فرهنگ پاشنگ)
✅️ در اوستایی:
سا، سان (بریدن، تراشیدن) (جانی چنگ)
? از ریشه هندواروپایی *saH به چمار بریدن، داغ کردن.
✅️ در گویشها و زبانهای ایرانی:
سو، سون، سونت، سان(بریدن، تراشیدن، تیز و صیقل و صاف کردن) (جانی چنگ)
? گویند سان کوتاهِ واژه ی فَسان نیز هست به چمار سنگی برای تیز کردن کارد و شمشیر.
? اگر به چمارِ برش و بریدن آن بیاتانیم:
✔️ همسان: دو چیز که مانند هم برش خورده اند و دیس آنها یکی شده است.(شبیه به هم، مانند هم)
✔️ بِسانِ، به سانِ(به مانندِ ...)
بسان، واژه ایست که میان دو چیز یا تنوم جای میگیرد و گونه ای پیوند میانشان میسازد. میتوان گفت مانندِ همسان است.
✔️ گربهسان، ببر-سان: مانند دو کاته ی پیشین.
? ریشه شناسی استاد حیدری در فرهنگ:
سون "to cut" بسنجید با کردی سریانی سو، سون "to sharpen, whet"
کردی کرمانجی (با پیشوند هَ-) هَسون "to sharpen, whet"
پارسی میانه سان "whetstone" ورتاهای دیگر فَسان، اَفسان.
? پدواریدن [padvāridan] "discover"
? کشف کردن
? پدوار، پدوارش [padvāreš] "discovery"
? کشف
? ریشه شناسی
? پَدْواریدن "to uncover"
کرپایه ی(مصدر) پَدوار، از پَد- "against, contrary, opposite to"
ورتای پَت-، پاد- "-anti" + وار- "to cover"
بسنجید با اوستایی -وار "to cover"
پارسی میانه (با پیشوند اوز-) اوزوار-
✔️ "to interprete, uncover, grasp"
پارسی هُزوار(ش) "interpretation"
خُتَنی (+ اوی-) گْویر- "to be revealed"
خوارزمی (*اَپَ) بورگ- "to uncover"
پارسی بَرگ- "cover, clothes"
شَلوار "trousers"
? مدیم [madim] "medium"
? متوسط
? مِثما (اوستایی) "middle"
? مِیثیانا (اوستایی) "the middle"
? میثیم (اوستایی) "in the midest of"
? کاب، مكعب "cube"
? چهارگوشه، چارگوش "quadrangle"
? چاروش، چهارگوش، مربع "square"
? سهبر، سهگوش، مثلث "triangle"
? راستگوشه، مستطیل "rectangle"
? چهاربَر، چاربَر، چهارضلعی "quadrilateral"
? چارَک، ربع "quarter"
? پَراسوبَر، متوازی الاضلاع "parallelogram"
? بنگرید به پَراسو(موازی)
? بازخن "resource"
? منبع، ذخایر
? نمونه:
✅️ با اینکه ایران سراسر است از بازخَنهای زاستاری (منابع طبیعی)، بسیاری ایرانیان در تنگدستی زندگی می کنند.
? ریشه شناسی:
بازخَن از باز- "-re" + خَن "source"
ورتای خان (گیلکی، تبری خُنی؛ لکی کیَنی؛ تالشی خانی، خُنی).
از پارسی میانه؛ خان، خانیگ "source, spring"
از اوستایی خا-، خَن- "source, fountain, spring"
خَيَنَ- "belonging to a spring"
? ورزال "practical"
? عملی
? بنگرید به: نِگَریک(theoretical)
? ورزیدار: بخش عملی، پراکسیس "praxis"
? ورزیدن: تمرین کردن "to practice"
? ورزه: عمل، رسم، تمرین "practice"
? ورزپذیر؛ ورزیدنی: عملی "practicable"
? ورزنده: "practicing"
? ورزمند: "practitioner"
? ریشه شناسی
? وَرزال، از وَرز از پارسی میانه "to work, do, practice"
از اوستایی ورز + -ال پسوند همانندی و آباژه ها
مانندِ در دمبال، چنگال، پوشال، روال و دیگرها.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago