?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
در بحثهای مقدماتی فلسفه زبان برای نشون دادن تفاوت بین تئوریهای توصیفی و علّی ارجاع، مثال معروف هسپروس و فسفروس(ستاره شبانگاهی و ستاره صبحگاهی) رو به نقل از فرگه ذکر میکنن.
امشب، ستاره شبانگاهی یا همون زهره در آسمان و در نزدیکی ماه قابل مشاهدهاس. از دست ندید.
مروری که دربارهی کتاب «استبداد علم» پل فایرابند نوشتم رو از باشگاه کتاب میتونید مطالعه کنید.
رمزگشایی از یک کنایه-بخش سوم
برای اینکه تیر خلاص رو همین اول جمعبندی به شما بزنم باید ذکر کنم که همسر ایشون در یک مقطع در دانشگاه بریستول زمینشناسی خونده و بعد از اون به تاریخ علم و بعد هم تاریخ غذا پرداخته. بنابراین تقریبا روشنه که «زمینشناس» همسر این آقای لودانه. اما من قبل از جستجو در بیوگرافی این فرد به جمعبندی در موردش رسیده بودم و سوالاتی که پیش از این دیدیم همگی مارو به سمت این نتیجه هدایت کرده بودن. قرینهی بعدی ما ویژگی عمومی و «تیپیک» فلاسفهاس؛ آدمهای بیاحساس، عبوس و خشک که معمولا از عواطف چیزی سرشون نمیشه و کُمیت روابط انسانیشون همیشه لنگ میزنه. به عبارت دیگه یعنی «خود این آقا=سنگ سخت». حالا انگار ربط همه چیز به هم داره روشن میشه. این تقدیمنامه انگار یک کنایهیِ ظریفِ حاویِ یک تشبیه بنیادی بوده و به نحوی «شاعرانه» ابراز ارادت فیلسوف به همسرش رو میرسونه. البته میشه دلالتهای کنایی دیگهی این عبارت رو هم واکاوی کرد؛ مثلا اینکه جهت جریان پیدا کردن عواطف در رابطهی این دو فرد از سمت فیلسوف قصهی ما نبوده!
با اینکه پیشنهادات متعددی به دست من رسید اما ۳ موردش قابل اعتنا بود:
۱-داروین:
داروین با اینکه شاگرد یک زمینشناس(چارلز لایِل) بوده اما خودش زمینشناس به حساب نمیومده. اگر با اغماض زمینشناس هم به حسابش بیاریم از طرف دیگه لودان هیچوقت با زیستشناسی و فلسفه زیستشناسی و داروین سر و کار نداشته و دلیلی نداره که ارادت خاصی بهش داشته باشه. به علاوه اینکه اون بخش سنگهای سخت هم بیتوضیح باقی میمونه.
۲-پدر معدنکارش:
من شاهدی دربارهی وجود چنین پدری پیدا نکردم :) و هیچ یک از ابهامات این عبارت با فرض اینکه داره در مورد پدرش صحبت میکنه ذرهای روشنتر نمیشه.
۳-خدا:
اگر خدا رو زمینشناس به حساب بیاریم چرا فقط باید هوای سنگهای سخت رو داشته باشه؟ سنگهای سخت بندگان متمرد خدا هستن؟ اگر منظور لودان خداست چرا ردپایی از کمال و الوهیت خدا به جا نذاشته؟ هرچند نمیشه این گزینه رو کاملا رد کرد اما با توجه به مجموع قرائن از ذهن ما دورتره و چنانچه برداشت اول ما غلط بود میتونستیم این گزینه رو بیشتر ساخته و پرداخته کنیم و هرطور شده به خدا برسونیمش(سلامتی معلم ادبیاتهای جمع).
نوشتهای که خوندید البته پیچیدگیهای فکری زیادی نداره و وجه فلسفی خاصی هم نداشت اما جالبه بدونید این موضوع از چشم فلاسفه دور نمونده و پژوهشهایی در این زمینه انجام شده. برای آشنایی بیشتر با بحثهای فلسفی «دلالت کنایی» میتونید به ارائههای دوازدهمین مدرسه تابستانی فلسفه تحلیلی در آپارات مراجعه کنید که من همهی موارد موجودش رو در این لیست گذاشتم. همچنین اگر با خوندن راحتتر هستید و البته زمینههای فکریش رو دارید مدخل دانشنامهی استنفورد هم برای شروع خوبه.
بنیان فلسفه بر زبان است/محاوره زبانیه
در برخی از متون، علیالخصوص متون فلسفی، گاهی با برابرایستاهای عجیب و غریبی مواجه میشویم که پیشتر با آنها برخورد نداشته ایم. شاید برای شما هم سوال باشد که چرا این واژگان نادر یا حتی ساختگی با اینکه بر دشواری متن میافزایند به واژگان آشنا و مستعمل ارجح اند. محاورهی کوتاه میان من و آقای ایمانی دربارهی این موضوع شاید بصیرتبخش باشد.
از توییتر محمد سلیمانی: تصویری که ما از اسرائیل در ذهن خود داریم، تصویری است که خود اسرائیل در اذهان جهانیان آفریده و پوششی در خدمت پنهان هویت حقیقی خویش است. اسرائیل کشور نیست، اسرائیل یک بنگاه و یا بهتر است بگوئیم یک کلوب است. کلوبی که اقسام گوناگون خدمات…
محتوای این ویدئو برای کسانی که به هر دلیلی نتونستن ببیننش:
رابطهی فلسفه و جامعه ایران چگونه است؟
این دستهبندی توصیفی است و ارزشگذارانه نیست. ضمن آنکه ممکن است یک یا چند مورد با یکدیگر همپوشانی داشته باشند.
(اضافاتی که در پرانتز میآیند از صاحب کانال است نه گویندهی سخن)
۱-فلسفه آکادمیک:
این فلسفه از حمایتهای حاکمیتی-دولتی بهره میبرد(مثلا سرمایهگذاریای که حاکمیت روی دانشگاهها و مراکز پژوهشی میکند).
جادهی یکطرفهی فلسفه غرب. حلقهی بستهی فلسفه اسلامی. تحقیقات غربی در فلسفه اسلامی؟
(چه عواملی باعث شده این جادهی ما یک طرفه شوند؟)
۲-امتداد اجتماعی فلسفه آکادمیک:
آثار فلسفه دین و فلسفه علم از غرب وارد ایران شد و تاثیرات اجتماعی فراوان داشت.
جان هیک، عبدالکریم سروش و اقتباس. جایش در نشریات است و در دکه است.
(البته در مثال فوق شخص دیگری آن فلسفه آکادمیک را امتداد داده، میتوان وضعیتی را متصور شد که خود فیلسوف دست به چنین اقدامی بزند)
۳-فلسفهی حامی تحولات اجتماعی:
مانند تحولات سیاسی سال ۷۶ و ۱۴۰۱ و بسط فلسفه سیاسی در ایران. یعنی استفاده از نظریات و آموزههایی که در تبیین یا گرهگشایی از وضع موجودمان به کار میآیند. یورگن هابرماس. هانا آرنت.
(افکار و ایدهها هم با توجه به شرایط اجتماعی-سیاسی «مد» میشوند)
۴-فلسفه-پروژه:
مانند نظریه ایرانشهری جواد طباطبایی و فیرحی، معنویت مبتنی بر روانشناسی تجربهگرا مصطفی ملکیان، تجددستیزی و تجددگرایی انتقادی، سنتگرایی سید حسین نصر، نواندیشیهای دینی حول موضوع حجاب و ...
(به نظر میرسد که با انواع دیگر به راحتی قابل جمع است و به نوعی به وحدت و یکپارچگی دغدغههای فیلسوف یا محقق اشاره دارد.)
۵-فلسفه به مثابه تأسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی:
فلسفه جمهوری اسلامی(تأسیس): شریعتی، مطهری، مصباح، امام خمینی، علامه طباطبایی و ...
پروژههای بومی و اسلامی(تثبیت): علم دینی، علوم انسانی اسلامی، الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، فرهنگستان علوم اسلامی
علمگرایی خاص جمهوری اسلامی، علمگرایی با تبعیض. مهندسی، پزشکی، علوم پایه در برابر جامعه شناسی و روانشناسی و فلسفه
(اساسا هر آنچه که ارزش سیاسی داشته باشد. حمایتهای حاکمیتی از این دسته نیز وجود دارد اما مشخصا نوع حمایت و سرمایهگذاری در آن با فلسفه آکادمیک متفاوت است. برخلاف دانشگاه جریانمحور و فردمحور است.)
۶-فلسفه ناشی از علوم جدید:
فلسفه زیستشناسی تبیینهای تکاملی، فلسفه فیزیک و ...
(اینها هم البته تا حد خوبی ذیل فلسفه آکادمیک جای میگیرند. آنها را در دستهی جداگانه قرار دادن یعنی اهمیت ویژهای دارند)
۷-فلسفه به معنای زندگی طبیعی:
رواج آثار نیچه، شوپنهاور و ... برای رفع نیازهای روزمرهی فکری عموم مردم. خلاصی از زندگی. جواب سوالات بیجواب را گرفتن.
(اگر به انقطاع کامل از فلسفه دانشگاهی برسند میتوانند کممایه و بیرمق شوند و حتی از صورت اصلی خود نیز خارج شوند)
(حالا که بحث برچسبگذاری بر انواع فلسفه و فلسفهورزی است میتوان برچسبهای دیگری نیز پیشنهاد داد. به ترتیب: فلسفه فنی، فلسفه کاربردی، فلسفه تبیینی، پروژه فکری، فلسفه حاکمیتی، فلسفه علممحور و دربارهعلم، فلسفه زندگی.)
یه فیلسوف معاصری به اسم مارسل وبر(marcel weber) هست که نسبت به حوزههای کاریش و جنس فعالیتش علاقهمندم. یک مصاحبه با مرکز علوم زیستی مولکولی دانشگاه بازل انجام داده که از اینجا میتونید بخونیدش. این آقا در ابتدا دانشجوی علوم زیستی بوده و بعد مسیرش به سمت فلسفه…
یه فیلسوف معاصری به اسم مارسل وبر(marcel weber) هست که نسبت به حوزههای کاریش و جنس فعالیتش علاقهمندم. یک مصاحبه با مرکز علوم زیستی مولکولی دانشگاه بازل انجام داده که از اینجا میتونید بخونیدش. این آقا در ابتدا دانشجوی علوم زیستی بوده و بعد مسیرش به سمت فلسفه علم کج میشه. در عین حال که علم و فلسفه براش مسئلهاس، ایفای نقش مناسب علم و فلسفه در جامعه هم براش مهمه و همین عامل باعث شده که در پروژههای مختلف سعی کنه مسئلهای از مسائل جامعهی خودش رو حل کنه. در این مصاحبه، از سیاستگذاری مبتنی بر علم هم صحبت به میان میاد و خوندنش احتمالا خالی از لطف نیست.
?بگو هلو
محمد ش.
پرده اول:
? نوامبر سال ۲۰۱۵، جاستین ترودو، نخستوزیر جدید کانادا کابینه خود را معرفی را معرفی می کند. دقیقا نیمی از وزرا زن هستند.
?خبرنگاران از ترودوی جوان میپرسند چرا اصرار داشتید که تعداد زن و مرد در کابینه برابر باشد. پاسخ می دهد: «چون در سال ۲۰۱۵ هستیم.» جمعیت حاضر در سالن هورا می کشند.
پرده دوم:
?دوست کاناداییام با افتخار خبر برابری تعدا وزرای زن و مرد را برایم می خواند و می گوید با حزب لیبرال بالاخره به تساوی حقوق زن و مرد نزدیک شدیم!
?سوالی ساده از او می پرسم: «بهنظرت اگر زنان شایسته بیشتری وجود داشتند، نباید ۷۰ درصد کابینه زن میبودند؟ چرا فقط ۵۰ درصد؟» مکثی میکند. نمی داند چه بگوید.
پرده سوم:
?مریم منصف زن جوان ۳۱ ساله اصالتا افغان، به عنوان وزیر در کابینه ترودو انتخاب می شود. همگان تحسین می کنند که یک زن که جوان و از اقلیت نژادی مهاجر میباشد، وزیر شده است.
? بعدها منصف به دلیل ناکارآمدی و حواشی فراوان مورد سرزنش رسانه ها و سیاستمداران کانادایی قرار می گیرد. وی تا مدتها مدعی بود متولد افغانستان است، اما مشخص شد که متولد مشهد بوده و این دروغگویی حواشی زیادی برایش ایجاد کرد. او نهایتا از صحنه سیاسی کانادا حذف شد.
پرده چهارم:
?شرکتی که در آن کار می کنم، یک شرکت بین المللی است. هر ساله تعداد محدودی از کارمندان امکان ارتقای شغلی دارند. از سالها قبل، زن بودن و یا اقلیت قومیتی بودن امتیاز ویژه ای در ارتقای شغلی داشت. شرکت در نیمه سال ۲۰۲۲ اعلام می کند که دیگر به زن بودن و اقلیت بودن امتیاز ویژه تعلق نمیگیرد.
پرده پنجم:
? در اردوی مدرسه، در دوران دبستان، معلم ورزش موقع عکس گرفتن میگوید همه بگوید «هلو». در تمام عکسهای گروهی، من و دوستانم لبهایمان جمع شدهاست.
?معلم تاریخ می گوید که این منورالفکرها می دیدند غربیها برای آنکه تصویرشان با لبخند باشد، موقع عکس گرفتند میگفتند peach. زمانی که به ایران برمیگشتند این کلمه را ترجمه می کردند و خب می گفتند موقع عکس گرفتن بگویید «هلو». حتما کلی توجیه هم میکردهاند که این صنعت عکاسی از فرنگ آمده و ما باید برای استفاده از آن به فرهنگش هم ملتزم باشیم.
پرده آخر:
? در ۲۷ تیرماه ۱۴۰۳، محمد جواد ظریف ، رییس شورای راهبردی انتخاب کابینه رییسجمهور منتخب، دکتر پزشکیان، در تلویزیون در حال تشریح نحوه انتخاب کابینه است. «اگر وزیر پیشنهادی مرد باشد هیچ امتیازی نمی گیرد و نامزدهای خانم ۱۰ امتیاز می گیرند؛ اگر از اکثریت (شیعه) باشد امتیاز ندارد ولی اگر از مذاهب و ادیان رسمی باشد، امتیاز دارد.»
? همه این پردهها از جلوی چشمانم رد می شوند. با خودم می گویم چقدر خوب شد آقای ظریفالمالک هست که نحوه چینش کابینه با در نظر گرفتن ملاحظات برابری جنسیتی و قومیتی را به ما یاد دهد!
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago