?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
نگاه کردمو گریه؛ امان نداد که بمانم.
من آمدهام تا خودت را ببینم. به این طرف و آن طرف میدوی که چه بشود؟ از نیکبختیهای زندگانیات چرا حرف میزنی؟ نمیخواهد سر صحبت را باز کنی. لحظهای دهانت را ببند و بگذار از چایمان لذت ببریم. پنجرهها را هم باز بگذار که خانهات بس گرم است و بوی تعفن زندگی صرعآمیزمان در هم آمیخته و نَفَسها را تنگ میکند. بگذار گرمای چای را روی زبانم احساس کنم و به این فکر کنم که جداً خبری در پسِ این صحنه وجود دارد. سکوت؛ وهم را موثر میکند. بگذار خیال پردازتر باشم. دلقکی باشم تصعنی که برای خفه کردنت لبخندهای مهرآمیزی میزند. از خوشبختی و اقبال بلندت هم نمیخواهم چیزی بشنوم. تو بیچارهای که در کلبهات، مفلوکی مهمانت شده و برای مهار غریزهی پریدنش از بالکن؛ چای را توی حلقش میریزد و گرما را بهانهی چشم به راهی پرواز میبیند.
تنها چیزی که در رگ هایمان جریان نداشت؛ زندگی بود.
در انتهای تن؛ جان غروب میکند.
اگر اکنون رو به روی عزیزت نشستهای و همانطور که به سیگار پک میزنی، اشعارت را دم گوشش میخوانی، لطفا فراموش نکن که برایش از من هم بگویی. همانطور که برای من از عزیزی از دست رفته روایت میکردی و منْ موظف میشدم به گوش دادن.
فراموش نکن عزیز من؛
فراموش نکن که برایش بگویی که چشمانت را خیلی دوست داشتم. که هنگام خجالت کشیدنت، شیفتگی تماس نگاهت با زمین، برایم طعم دلچسب دیگری بود. در این میان به خاطر داشته باش که از من نام نبری چراکه میدانم در هم میشکند. حیف است عاشقی که حالا تماشاگر توست ذره ذره خرد شود.
اما برایش از همان قصههای دلچسب خودت بگو. از اینکه کودکی احساساتی درونت به زنجیر کشیده شده و از همین حیث، رفتنها جانت را میسوزاند. از او هم قول بگیر. از اون هم قول بگیر که با هم بمانید تا چشمان یکدیگر را بکاوید و رشد کنید. با اون هم برقص و در حالی که نگاهتان قفل شده و دستها زنجیر، ترانهی محبوبت را زمزمه کن. از هیچ چیز نترس عزیز من. هیچکس برای من، جای تو را پر نخواهد کرد. من؛ بعد از تو چشمان که را میتوانم نفس بکشم؟
من؛ بعد از تو دیگر با چه کسی میتوانم عهد ببندم؟
دلم برای صورتت تنگ شده چشماتو ببند.
به خودش رسیده و لبخند میزند. گویا از اینکه میتواند از هر چیزی تبلوری وهمآلوده بیافریند حالش خوب است. به چشمانش نگاه میکنم. ذرهای تردید در آنها نیست و کلامش این را تصدیق میکند. او نمیترسد. به دروغی بزک کرده باور دارد. دروغی که مصلحت حکم میکند بخواهیم ماندگار باشد. ماهیتی که اگر چهرهی حقیقیاش نمایان شود، مرگ حتمی خواهد شد.
آنزمان او میمیرد و کیست که نداند مردن شجاعت میخواهد. مردن رستاخیزی دوباره را طلب میکند و این کار هر کسی نیست. رستاخیز؛ دردناک است چرا که نیستی، موازنه عاشقانه وجود را بر هم میزند و هیچکس نمیتواند ثابت کند که شجاعتِ پذیرش این تاریکی بر آدمیان واجب است.
هوا سرد و سرد تر میشود و قلم فروزانتر میگردد. اما تا همینجا کافیست. من باید بروم. نگاهش میکنم و لبخند میزنم. این تنها کاریست که میتوانم در قبالش انجام دهم.
عوض نشدم..
هنوزم میله هارو رنگ میزنم که زندان قشنگ بشه
میشه؟
انگار هر روز تنگ تر میشه حصارش
آدمی به گفتوگویی سازنده زنده است.
به خندیدن کنار کسی که میتواند بیپروا گوش کند و خوشخوشک سخن بیاراید. خستگی جان از بدو درگیر جای خالی کسانی میشود که میتوانستند نفسها را نقاشی کنند. رنگها را بچینید؛ نقاشها بوی رنگها را میشناسند.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 9 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago