?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago
عنوان : قطار.
به✍ محمد شیبانی.
@sheibani1351
⚫️قطار، سوت زنان به ایستگاه رسید.
⚫️قطار بدون توقف از کنار ما هزاران مسافر
⚫️ منتظر در ایستگاه رد شد در حالی که
⚫️واگن هایش برای میلیون ها نفر
⚫️ فضا داشت.
⚫️بعد رفتن قطار ،برف آهسته آهسته بارید
⚫️بر سر و صورت من، تو و هزاران هزار
⚫️مسافر جا مانده از قطار.
⚫️آه از هزاران هزار مسافر سرگردان .
عنوان : آب حیات.
به✍ محمد شیبانی.
💧جبریل را به گرمابه برید با نورهایی که
💧زمان،ملایک و ملکوت هرگز به خود ندیدند
💧نیک شتشو دهید.نورهایی که در خزانه لاهوت،
💧بکر بکر است.چهل سال،جبریل سحر هنگام به
💧گرمابه، برده شد در نهایت جلال و حشمت،
💧آنگاه جبریل را سوی فردوس برین بردند و
💧فرشتگان فراوانی که ملازم حضرتش بودند.
💧سحر هنگام،جبریل به فردوس رسید و فقط
💧هشت فرشته ملازمش.آنگاه، سکوت شکسته
💧 شد و فردوس بوی عطر پاک محمد یتیم" ص"
💧 به خویش گرفت.هشت ملک از شمیم عطر محمد
💧شیدای دلشکسته،شهید شدند.شهدای عطر
💧محمد ناز در جوهر قلم اینک به تجلی
💧آمده است از باب شرقی فردوس،جامه داری،
💧نزد جبریل آمد و جامه ایی به غایت نفیس،
💧بی تکرار،چشم ندیده و گوش نشنیده،پیشکش
💧جبریل شد.آنگاه، فردوس لبریز از سلام و
💧صلوات شد و جبریل با تحیت و ادب ادبنی
💧ربی به سوی حجاز، خوانده شد و
💧خداوند در ازل، چنین مقدر کرده که در
💧خانه ایی ساده و گلی،آخرین پرگار ختم
💧رسل، تابیده شود،عزیز پیامبری که پدر به
💧خویش ندیده و بزرگ محمد نازی که دائم
💧در خلوت خویش است،صدای عاشقی،روح و
💧جان محمد را به بی کران هستی می برد که
💧محمد،محمد،محمد جانم کجایی؟! تو بگو
💧 محمد کجاست؟! غار حرا،سلام کروبیان به تو.
💧جبریل بی خویش شو، مواج اقیانوسی در
💧نهایت اصالت،نجابت و لطیفی،سر به فلک
💧 الافلاک برده و چشم به زمین انداخته،ساقی
💧قدیم ذات، مصحف گشود بر برج اختران و نور
💧بر نور جاری شد.اقرا،بخوان بنام خدای گل
💧سرخ،بخوان بنام خداوند هدایت ا... بخوان
💧بنام خدایی که پرورگار محمد بی همتاست.
💧بنده الله،برخیز و نظاره کن که رشید فرزندنت
💧در آیینه آیینه نور، تبسم، تبریک، تنهایی،رنج،
💧خطر،عطر،راستی،سپید کرداری و....بقای ابدی
💧یافته و پیمان بسته به یکتایی که مردمان را
💧به سعادت رساند بی مزد و بی منت و از خار
💧جهنم، نهراسد گرچه عمویش باشد به نسب.
💧شهر لبریز از دشمنان(زر،جهل،زور،آدمک ها)
💧تو و خداست.سنگ ها حجل کنید،اینک محمد
💧ناز، قلبش لبریز از نور و یکتایست.
💧معطر گلی میان ایل رویید.قلب محمد، لبریز
💧شد از ایل، سکوت، یکتایی،وفا و...خیل ملایک
💧به تبریک و یاری آمده اند. اما محمد غرق
💧معشوق،ای همه ی قلم و استخوانم فدای تو
💧محمد، بحر در سبو تنگ کلمات کجا گنجد؟!
💧کیست که مرا صدا می زند محمد کجایی؟!
عنوان: کاشانه.
به✍ محمد شیبانی.
@sheibani1351
💧گفتمش؛عاشق شیدای من،کجایی؟!
💧فریاد زد و با ذره ذره ی
💧قلبش صدایم کرد.
.
💧حضرت عاشق غریبم،
💧استخوان های تو
💧کاشانه من است.
عنوان : غاز .
به ✍ محمد شیبانی .
@sheibani1351
💧زندگی،خوب زیستن،پرواز و اوج
💧را باید از غاز ها آموخت .
💧چند هزار غاز، بدون حسادت،
💧بخل،تنگ نظری و... از زمین
💧بر می خیزند، بی آن که کسی
💧کسی را زمین بزند یا کسی
💧زمین بخورد.اما ما، بیش از یک قرن
💧است ،اندر خم ،یک کوچه ائیم.
عنوان : سبو.
به ✍ نیلوفر آبی .
@sheibani1351
💧سبو،سبو،سبو جانم،
💧تو،تشنه مرا ندیدی؟!
💧تشنه تو کیست؟!
💧تشنه من،محمد است.
💧ناگهان،سبو شکست،بیصدا.
💧آه محمد،آه محمد... کجایی؟!
عنوان :هذا علی.
به✍ محمد شیبانی.
@sheibani1351
💧دیوار کعبه،شکافته شد تا،تا چه؟! تا حضرت
💧ابوالحسن بر برج قلم ،انسان،تاریخ،اخلاق،
💧پهلوانی،خاک،فلسفه،حقیقت،سلاح،صلح،
💧وحی،ایمان،دنیا،آخرت،طبیعت،گیاهان،
💧حیوانات و در یک کلام،بر پهنه ی هستی بتابد
💧تا حجت برای چگونه زیستن،مشخص شود.
💧علی قهرمان سکوت،مردی به غایت نژاده و
💧مودب، در کعبه، بدنیا می آید.اینک علی
💧پا به جهان گذاشته،علی چراغی بس فروزنده،
💧های دزدان،غارتگران و... بگریزید که آفتاب
💧تابان آمده.کعبه را گویا،بت ها فرا گرفته.
💧یعنی چه؟!یعنی زر و سود،حتی می تواند برای
💧غارت و ...کعبه را مامن خویش کند.اینک علی
💧اعلا مرتبه،می داند،جهان تشنه اوست.
💧یا علی، کویرها تشنه ی تواند و چشم ها،
💧چشمه ها و قنات ها منتظر سحاب رحمتند.
💧علی بر کودکان محروم از تحصیل به جرم
💧کار و فقر ببار.بر جوانانی که آهنگ مهاجرت
💧دارند به جرم هوش،استعداد،نبوغ و
💧پارتی نداشتن بیشتر ببار،یا علی بر دستان
💧پینه زده و زخم شده فراوان ببار.بر شانه های
💧خمیده ایی ببار که با حسرت از کنار قصابی،
💧مرغ فروشی و... عبور کرد در حالی که جز
💧حسرت،خستگی و چهره آبرومند چیزی ندارد.
💧یا علی،ذوالفقار بی ملاحظه شو و بر کسانی
💧که به غارت پرداختند، بتاز در حالی که تا
💧دیروز،آه در بساط نداشتند اما امروز، دنیا
💧گویا در آنان به عشوه و کرشمه،غرق شده.
💧یا علی بر کسانی بتاز که با چشمان تنگ و
💧افکار منجمد،کاری کردند که بسیاری از
💧صاحبان علوم، سرمایه و هنر،وطن ترک کنند و
💧با چمدان و کوله بار به سوی مقصدی
💧مشخص یا نامشخص قدم بر دارند.
💧یا علی بر خیز و حکام را به عتاب،مخاطب
💧خویش ساز و بگو،زندگی چند نفر از
💧شما،شبیه عموم مردمان عادی است؟
💧ای شهبال عدل، مساوات، آگاهی و بی آزاری،
💧بپرس در طول یک سال ،چند روز،طعم نداشتن
💧نخوردن ،نرفتن را عالی منصبان، تجربه
💧 کرده اند و تلخی آنرا به خاطر دارند؟!!!
💧بی نقاب،مقابل گیت پرواز های خارجی
💧بایست تا ترا،خورندگان ملت،موقع پرواز
💧برای تفریح،خوب نظاره کنند.
💧بیش از آن که نبوغ ذوق،بخواهد عنان قلم ز
💧کف رباید،شایسته است با سیمرغ قاف نشان،
💧میان مردم،رنج ها و تبعیض ها رفت،طبیب
💧بر بالین بیمار خواهد آمد و ز قصیده و مدح
💧مستغنیست.یا علی،امت محمد به زخم های
💧ناسور، مبتلاست.جهل،تبعیض،تفرقه،تشتت و...
💧سلام آزادگان،راستگویان،جوانمردان،
💧آبرومندان،کارگران،یتیمان،مستاجران،
💧علیدوستان،ارادتمندان و....بر تو و بر
💧کعبه ایی که رخسار ترا، نظاره کرد.
💧ای جوهر حلال ،جلال و جمال، تو
💧سکوت،نگاه،بی تابی،شیدایی
💧صخره های سر به اوج، ساییده را نیک
💧می دانی و می شناسی همچنان که
💧غزالان تشنه میان شب و صخره، راه آب
💧زلال را می دانند.
عنوان: فریاد .
به ✍ محمد شیبانی.
@sheibani1351
💧 به باغ آمدم ،
💧حضرت مرغ شباویز
💧فریاد بر آورد؛حضرت صبح سکر،
💧تو،کجا و باغ کجا؟! چه
💧روزهای سرد و چه شب های
💧لبریز از یخ و برف که مرا
💧تازیانه ها زدند به جرم عاشقی تو.
عنوان: آسمان.
به✍ محمد شیبانی.
@sheibani1351
💧برو کنار.
💧مگر تو کیستی که کنار روم؟
💧منم محمد ،ای ملک،نک کنار رو،
💧محمد آمده، مگر تو محمدی؟!
💧آری، محمدم.
💧آسمان، شرم نکردی محمد را
💧معطل کردی؟! دروازه های آسمان
💧گشوده شدند.محمد جانم،محمد نازم،
💧خوبی محمد؟!
💧ما سال های سال،صبر کردیم و منتظر
💧این ساعت بودیم.نقل،شاخه های سبز و
💧معطر گل های زیبا،نثار قدم محمد
💧می شدند.تشنه ایی،صف ملایک و جان های
💧شریف را کنار زد.محمد،کجایی محمد؟! تو بگو
💧محمد ،تو در ازل چه دیدی چه چشیدی که
💧از هر کس،پرسیدم،محمد کیست،کجاست؟!
💧در مقابل این سوال جان داد.
💧اشکی از دیده فرو ریخت.یادم هست
💧فرشته ایی چهار بال،سپیده دم به زمین
💧هبوط کرد،گفتمش:برایم از محمد بگو،ملک در
💧سوال و بهت فرو رفت.گاه از زمین،گل های
💧سرخ به آسمان می آمدند،آنقدر سرخ و زیبا
💧که جان ها از دیدارشان، لبریز حیرت می شد.
💧سلام،صلوات و تحیت، دروازه های سپهر را
💧لبریز کرد. محمد و محمدجانم و محمد
💧در اشراق ناگفته های ازلی هر دم به نگاهی،
💧زنده می شد و زندگی در وجودش به یکتایی،
💧تولدی فرخنده، پیدا می کرد.
?? ??? ?? ????? ?
We comply with Telegram's guidelines:
- No financial advice or scams
- Ethical and legal content only
- Respectful community
Join us for market updates, airdrops, and crypto education!
Last updated 1 year, 8 months ago
[ We are not the first, we try to be the best ]
Last updated 1 year, 11 months ago
FAST MTPROTO PROXIES FOR TELEGRAM
ads : @IR_proxi_sale
Last updated 1 year, 7 months ago