عین‌قاف|علی قدردان

Description
از عین تا قاف / نرفته‌ها و ناگفته‌ها
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 7 months ago

🎬 "رها" ساخته‌ی جدید حوزه هنری امتداد پدرکشی در سینمای ایران | نقدی بر کلیشه‌های تکراری و ذره‌بین بر نقاط سیاه

📌 سینمای اجتماعی ایران سال‌هاست که به نمایش تلخ‌ترین نقاط جامعه می‌پردازد و بیننده را شگفت‌زده می‌کند، اما در سال‌های اخیر، این رویکرد از مرز نقد اجتماعی عبور کرده و به یک کلیشه‌ی ثابت تبدیل شده است: "پدری که ناتوان و مقصر است، خانواده‌ای که فروپاشیده، و جامعه‌ای که هیچ امیدی در آن دیده نمی‌شود."

🎥 فیلم رها (۱۴۰۳) نیز در ادامه‌ی همین مسیر، پدری را به تصویر می‌کشد که در مواجهه با مشکل خرید لپ‌تاپ برای دخترش و مدیریت خانواده، مدام شکست می‌خورد و در نهایت، از سوی فرزند خود محاکمه می‌شود.

این فیلم، در کنار "برادران لیلا"، "ابد و یک روز"، و "متری شیش و نیم"، نمونه‌ی دیگری از این جریان سینمایی است که به نظر می‌رسد بیش از آنکه بازتابی از واقعیت جامعه‌ی ایران باشد، درگیر یک فرمول تثبیت‌شده برای جلب توجه جشنواره‌ها شده است.

  1. پدر در "رها"؛ بازتکرار کلیشه‌ی پدر ناتوان و منفعل

یکی از پررنگ‌ترین جنبه‌های فیلم رها، تصویر پدری است که فاقد تدبیر، همت و قدرت تصمیم‌گیری است. او که راننده‌ی مترو بوده، پس از خودکشی یک دختر در ایستگاه، شغل خود را از دست می‌دهد و از آن پس در برابر مشکلات، تنها نظاره‌گر سقوط خانواده‌ی خود است. تصمیمات اشتباه او یکی پس از دیگری بحران را عمیق‌تر می‌کند، تا جایی که پسرش در پایان فیلم، او را مقصر اصلی دانسته و در مقابل وجدان جمعی محاکمه می‌کند.

📌 این تصویر از پدر، تفاوت چندانی با پدران سایر فیلم‌های اجتماعی اخیر ندارد:

🔸️در برادران لیلا، پدر سنتی و مستبد، عامل اصلی فروپاشی خانواده بود و در نهایت از دخترش سیلی خورد.
🔸️در ابد و یک روز، پدر اصولاً غایب بود و خانواده در نبود او به هم ریخته بود.
🔸️در متری شیش و نیم، پدر یا ناتوان از مدیریت فرزندانش بود یا خود درگیر فساد.

🔍 چرا سینمای ایران چنین تصویری از پدر ارائه می‌دهد؟

آیا این فیلم‌ها بازتاب بحران واقعی نقش پدر در جامعه‌ی ایران هستند؟
یا اینکه این تصویرسازی، یک کلیشه‌ی تکراری است که برای جشنواره‌های بین‌المللی جذابیت دارد؟ در حالی که در واقعیت، بسیاری از پدران ایرانی با وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی همچنان ستون خانواده‌ی خود هستند، سینمای ایران تنها بر نمونه‌های منفی تمرکز کرده و نقش پدر را به عنوان یک نیروی مخرب به تصویر می‌کشد.

۲. مسئولیت فردی یا اجتماعی؟ پدر، خانواده یا جامعه؟

📌 در رها، علت بیکاری پدر، خودکشی یک دختر در مترو است. این رویداد به طور ضمنی این پیام را منتقل می‌کند که آن دختر نیز احتمالاً قربانی یک پدر ناکارآمد بوده که زندگی‌اش را به نقطه‌ی خودکشی کشانده است.

🔹 این مسئله ذهن مخاطب را به این سمت سوق می‌دهد که شاید پدر تنها مقصر فردی نیست، بلکه در ساختاری قرار گرفته که او را به این وضعیت رسانده است و یا "پدر جامعه" مقصر اصلی سقوط دختران است!!!

🏚 ۳. تصویر خانه در "رها" | واقعیت یا اغراق در سیاه‌نمایی؟

📌 یکی دیگر از جنبه‌های مهم "رها"، تصویری است که از محل زندگی خانواده ارائه می‌دهد. خانه‌ای که در فیلم دیده می‌شود، به‌شدت فرسوده، تاریک و غیرقابل‌زیست است.

🔍 این نوع فضاسازی را در بسیاری از فیلم‌های اجتماعی ایران دیده‌ایم:
در ابد و یک روز، خانه‌ای که بیشتر شبیه یک ویرانه است.
در متری شیش و نیم، نمایش زاغه‌نشینی و خانه‌هایی که انگار در دل آشفتگی مطلق ساخته شده‌اند.
در برادران لیلا، خانه‌ای که نمادی از سقوط تدریجی یک خانواده‌ی طبقه‌ی متوسط است.

🔹️مسئله این نیست که چنین خانه‌هایی در ایران وجود ندارند. بلکه مسئله این است که چرا این تصویر به عنوان تصویر "زندگی مردم" در سینمای اجتماعی ایران تکرار می‌شود و بینندگان را متعجب می‌کند؟! تصویری که مخاطب ایرانی باید در لایه‌های مختلف بگردد تا مشابه آن را ببیند به عنوان تصویر غالب ساخته می‌شود! تصویری که همواره هالیوود سعی دارد از ایران به نمایش بگذارد یگ کشور بدوی، سیاه و بدون امکانات رفاهی که برای حداقل‌ها مردم یکدیگر را می‌درند!

🚨 ۴. محاکمه‌ی پدر؛ نقطه‌ی اوج پدرکشی در سینمای ایران؟

📌 یکی از مهم‌ترین صحنه‌های "رها"، لحظه‌ای است که پسر، پدرش را محاکمه می‌کند البته در مقابل وجدان عمومی! این صحنه را می‌توان به عنوان یک نقطه‌ی اوج در روند پدرکشی سینمای ایران در نظر گرفت.

در برادران لیلا، این لیلا بود که پدر را با سیلی زدن محاکمه و طرد کرد.
در رها، این بار پسر است که پدر را مسئول سقوط خانواده دانسته و او را محاکمه می‌کند.

🔍 پیام واضح است: پدر دیگر نه تنها ستون خانه نیست، بلکه عامل اصلی ویرانی آن است.

#رها #سینمای_ایران #نقد_فیلم #پدرکشی #برادران_لیلا #ابد_و_یک_روز #متری_شیش_و_نیم

1 year, 7 months ago
عین‌قاف|علی قدردان
1 year, 8 months ago

🔰 قصه‌های علی/ "نخ تسبیح و دانه‌های مغرور"

#کار_تشکیلاتی

در روستای کوچک و آرام، تسبیحی قدیمی و ارزشمند وجود داشت که اهالی روستا به آن افتخار می‌کردند. این تسبیح از دانه‌های قیمتی چون یاقوت قرمز، زمرد سبز، زبرجد آبی و مروارید سفید ساخته شده بود. هر دانه به تنهایی زیبا و خاص بود، اما چیزی که این دانه‌ها را به هم وصل می‌کرد و به تسبیح تبدیل می‌کرد، یک نخ محکم بود. مردم روستا همیشه به تسبیح نگاه می‌کردند و یاد می‌گرفتند که اتحاد و همکاری اهمیت زیادی دارد. زیرا آنها می‌دانستند که هر دانه، جدا از دیگر دانه‌ها، هیچ‌وقت به تنهایی نمی‌تواند شکوه و قدرت تسبیح را داشته باشد.

علی، پسر ۱۵ ساله‌ای از اهالی روستا، همیشه به تسبیح نگاه می‌کرد و به آن فکر می‌کرد. او می‌دانست که تسبیح چیزی بیشتر از دانه‌های رنگارنگ است و در واقع برای یک هدف خاص ساخته شده است. علی همیشه می‌گفت: «شما وقتی کنار هم هستید، قدرت و ارزش واقعی‌تان را پیدا می‌کنید. این نخ است که شما را کنار هم نگه می‌دارد و باعث می‌شود که به یک تسبیح کامل تبدیل شوید.»

اما روزی، دانه‌ها دچار غرور شدند. یاقوت قرمز با صدای بلند گفت: «من زیباترین دانه‌ام! اگر من نباشم، این تسبیح هیچ ارزشی نداره!» زمرد سبز با لحن پر از خودخواهی گفت: «اگر من نباشم، تسبیح هیچ رنگی نخواهد داشت!» زبرجد آبی هم با لحنی تند گفت: «بدون من، این تسبیح هیچ‌وقت روح پیدا نمی‌کنه!»

نخ که همیشه از کنار دانه‌ها به صحبت‌هایشان گوش می‌داد، با صدای آرام و نگران گفت: «دوستان عزیز، اگرچه هرکدوم از شما زیبا و ارزشمندید، اما چیزی که شما را کنار هم نگه می‌دارد، من هستم. من هستم که باعث می‌شم شما یک تسبیح کامل باشید. اگر من نباشم، شما دیگر به هم وصل نخواهید بود.»

اما دانه‌ها به حرف‌های نخ توجه نکردند و با غرور گفتند: «ما به تو نیازی نداریم! ما خودمان مهمیم و برای تسبیح شدن به تو احتیاج نداریم.»

نخ که بسیار ناراحت شده بود، تصمیم گرفت آنها را ترک کند. شب هنگام، وقتی که همه دانه‌ها خوابیده بودند، نخ آرام از میان دانه‌ها خود را بیرون کشید و رفت. صبح روز بعد، دانه‌ها که حالا پراکنده و جدا از هم روی زمین افتاده بودند، متوجه شدند که دیگر نمی‌توانند به تسبیح تبدیل شوند. هرکدام از دانه‌ها که دیگر از هم جدا شده بودند، به دقت نگاه کردند و دیدند که بدون نخ معنایی ندارند.

یاقوت با ناامیدی فریاد زد: «این تقصیر تو بود! تو باعث شدی نخ ما رو ترک کنه!» زمرد با عصبانیت گفت: «نه، این تقصیر خود نخ بود که ما رو رها کرد!» اما هرچه بحث کردند، هیچ‌کدام نمی‌توانستند به تسبیح بودن برگردند. حالا هیچ‌کدام از دانه‌ها دیگر معنای کامل بودن را نداشتند.

در همین حال، علی که متوجه نبودن نخ و پراکنده شدن دانه‌ها شده بود، به یاد گفتار خودش افتاد. او می‌دانست که باید کاری کند. او با دقت دانه‌ها را جمع کرد و به خانه آورد. علی به دانه‌ها نگاه کرد و گفت: «شما زیبا هستید، اما بدون هم هیچ‌وقت به چیزی کامل تبدیل نمی‌شوید.»

دانه‌ها که خیلی از کار خود پشیمان شده بودند از علی کمک خواستند و علی تصمیم گرفت که دانه‌ها را دوباره به هم متصل کند. او یک نخ محکم و باارزش پیدا کرد و دانه‌ها را یکی یکی به نخ وصل کرد. حالا تسبیح دوباره کامل شده بود. دانه‌ها کنار هم قرار گرفتند و به تسبیحی زیبا تبدیل شدند. حالا دانه‌ها بیشتر قدر اتحاد و کنار هم قرار گرفتن و نخ تسبیح‌شان را می‌دانستند.

علی هم با دیدن اين ماجرا متوجه شد در زندگی، هر فرد ویژگی‌ها و توانایی‌های خاص خودش را دارد، اما وقتی همه با هم همکاری می‌کنیم، قدرت واقعی را پیدا می‌کنیم. مثل تسبیح که بدون نخ نمی‌تواند شکل بگیرد، ما هم باید یاد بگیریم که اتحاد و همکاری باعث می‌شود که به هدف‌های بزرگتری برسیم. اگر هرکسی فقط به خودش فکر کند، مثل دانه‌هایی می‌شود که جدا از هم پراکنده‌اند و هیچ‌وقت نمی‌توانند به چیزی کامل تبدیل شوند.

#علی_قدردان | از عین تا قاف

@einqaf8

1 year, 9 months ago
عین‌قاف|علی قدردان
1 year, 9 months ago
عین‌قاف|علی قدردان
1 year, 9 months ago
عین‌قاف|علی قدردان
2 years, 1 month ago
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••