دفتر نو

Description
می‌نویسم تا چیزی بماند.
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 6 months ago

روسیاهی‌اش ماند به دانشگاه

تبلیغ به شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی برای افرادی که از دانشگاه اعتبار گرفته‌اند، باید با پاسخگویی آن‌ها در قبال این کنش سیاسی‌شان همراه باشد. ما حق داریم پاسخ بخواهیم که وقتی در ریشه‌یابی تک‌تک ابربحران‌های کشور خودتان تحلیل می‌کنید که مسئله بسیار فراتر از کابینه در ساختار نظام است و به ویژگی‌های ماهیتی ساختار برآمده از انقلاب ۵۷ گره خورده که بعدتر خود را در تعادل‌های بلندمدتی نهادینه کرده است، چرا تبدیل به اسمی می‌شوید در کنار سایر اسامی که یک پُست در بروکراسی یا رانت جدید جذبشان کرده؟ ما به دنبال یک نظام سیاسی پاسخگو هستیم، اما آدم‌های معتبر تحصیل‌کرده که کرسی استادی دانشگاه در ایران دارند، پاسخگوی کنش سیاسی‌شان نیستند. تلاطمات سیاسی می‌آیند و می‌روند، اما این اعتبار دانشگاه است که از همان سطح نازل پیشین، پایین‌تر می‌آید. به جای این که پاسبان اندک آبروی دانشگاه باشند که به آن‌ها هم اعتبار داده، اعتبار دانشگاه را پای نمایش خیمه‌شب‌بازی می‌ریزند. البته که تا حد خوبی نهاد دانشگاه در ایران به رانت گره خورده و طبیعی است که دانشجویان و استادان دانشگاه بیشتر از باقی جامعه به خاطر منافع کوتاه‌مدتشان دوستدار مشارکت باشند، اما مسئولیت اخلاقی یک‌یک افراد معتبر (برای جامعه) پابرجاست و آن‌ها باید در آینده پاسخگو باشند، البته اگر اعتباری برای خودشان و کلیت دانشگاه باقی بگذارند.

1 year, 7 months ago

بی‌معنایی زندگی امروزی همراه است با تصوری از زندگی فردی که در آن زیست فردی از همه چیز تفکیک شده است. تفکیکی دست کم در دو بُعد: زندگی یک لحظه‌ی فرد ربط مشخصی به لحظات دیگرش ندارد و زندگی فرد ربط مشخصی به زندگی دیگران ندارد. آن طور که السدر مکینتایر راجع به «فضیلت» و وحدت زندگی انسانی در گذشته می‌گوید، انسان زمانی خود را بازیگر یک داستان می‌دانسته؛ یک داستان طولانی که بازیگران دیگری هم درونش دارد و لحظه‌ی اکنون و آینده را به هم متصل می‌کند.

با این حال، شاید سنت چنان بر متن داستان فرد تأثیر می‌گذاشته که دایره‌ی عاملیت فرد برای پرورش یک فضیلت که بتواند یک ویژگی مسلط و وحدت‌بخش در تمام ابعاد زندگی‌اش باشد، کوچک بوده؛ اما گذر از سنت‌ها و فروریختن چارچوب‌های پیشین، زندگی را به مجموعه‌ای از تصاویر مجزا تبدیل کرده است. آنچه احساس خوبی می‌دهد تنها «جالب» بودن یک لحظه است که می‌توان آن را با برداشتن عکسی به حافظه‌ی گوشی سپرد، اما کسی نمی‌داند لحظه‌ی بعدی تا چه حد ممکن است سرشار از ملال و ناجالبی‌ها باشد.

برای ساختن معنا نیازمندیم که داستانی داشته باشیم. برای اتصال نقاط منفصل زندگی طی زمان، وحدتی میان اهداف و فضایل برقرار می‌شود از سوی دیگر، برای اتصال به زندگی منفصل سایر افراد، معنای جمعی باید ایجاد شود. طبیعتاً نوعی قرارداد اجتماعی که روابط میان ما را تنظیم می‌کند و ما را به صورت اخلاقی به هم متصل، حاوی بخشی از این معنای اجتماعی است. اما در کنار آن، آنچه یک جامعه را طی تاریخ ساخته نباید از نظر دور نگه داشته شود.

اگر بپذیریم ذراتی جدا در خلأ نیستیم، برای شناخت خودمان و یافتن معنا برای زندگی باید عوامل سازنده‌ی امروزمان را بیشتر بشناسیم. بخشی از تاریخ و اسطوره و فرهنگ و سنت که با اندیشه مدرن می‌تواند سازگار شود، توان معناسازی بالایی دارد. از این رو، تقویت نسخه‌ای از فهم هویت ملّی که همگراکننده و بر مبنای ارزش‌های مشترک آزادی‌خواهانه است، نه‌تنها در عرصه‌ی سیاست ایران اتفاقی ضروری است، بلکه برای بهبود زندگی هر یک از ما، حتی اگر الآن داخل ایران زندگی نمی‌کنیم، پتانسیل معناسازی دارد.

1 year, 7 months ago

ایده‌های تاریخ‌ساز وجود دارند؟

بعید است هیچ‌گاه بتوان مطمئن شد که پیچش‌های مهم تاریخی را عمدتاً ایده‌هایی تازه از قبل جرقه زده بوده‌اند، یا این که واقعیات مادّی حتی ایده‌های مرتبط با این پیچش‌ها را هم شکل داده و در واقع باعث شده‌اند که آن ایده‌ها در زمان مناسب مورد اقبال قرار گیرند و گسترده شوند.

اخیراً که کتاب اخلاق پروتستانی و روح سرمایه‌داری را همراه چند دوست می‌خواندیم، به این موضوع زیاد فکر می‌کردم. وبر معتقد است سامان سرمایه‌داری به معنی سامانی عقلانی که سرمایه و نیروی کار را به شیوه‌ای منضبط به خدمت درمی‌آورد، در ابتدای مسیرش از شکل‌گیری نوعی روحیه در مردمان اروپا تأثیر گرفته که شغل را به مثابه تکلیفی می‌دیدند؛ تکلیفی که ریاضت‌کشی شغلی را بدون نیاز به ارزش‌دانستن ثروت‌اندوزی و سودسازی توجیه می‌کرد. این روحیه هم خود از پیدایش برخی ایده‌های مذهبی در جنبش پروتستانیسم (به ویژه کالونیسم) نشأت گرفت که همگام با نوعی تقدیرگرایی صلب، کارکردن به خاطر خود کارکردن را در قلب برنامه‌ی منظم زندگی‌شان قرار می‌داد. البته نویسنده بارها اشاره می‌کند که عامل مذهبی تنها عامل پیدایش روح سرمایه‌داری نبوده اما تأثیر معناداری به اندازه‌ی خود بر جای گذاشته است.

با این حال دشوار بتوان از این سوال طفره رفت که بالاخره چرا باید آنچه برای مثال کالون می‌گفت، این همه مورد پذیرش قرار گیرد؟ آیا تغییرات ساخت اقتصادی و اجتماعیْ مردم را علاقه‌مند کرد به این که گسترش عظمت خداوند را در کارکردن ببینند یا آن که مسیحیت دچار بحرانی شده بود که به ناچار به دنیایی‌شدن زندگی دینداران می‌انجامید؟ در حالت دوم شاید اگر بتوان شهودی داد که عوامل مؤثر در این بحران عمود بر تغییرات ساخت اقتصادی و اجتماعی رخ داده‌اند، پذیرش این که حرکت علّی از ایده‌ها به واقعیات بیرونی رخ داده، ممکن‌تر می‌شد.

در یک مثال کاملاً متفاوت با جنس تحقیقی کار درخشان وبر، داخل ایران هم در برخورد با انقلاب ۵۷ بسیاری فقط و فقط روی اثر ایده‌ها متمرکز می‌شوند. طوری که ممکن است تأثیر شخص غلامحسین ساعدی را از بحران‌های کلان اجتماعی و بیماری هلندی و نهاد حوزه بیشتر بدانند. عده‌ای از هواداران «لیبرالیسم اقتصادی» که در محدوده‌ی مخالفت مجاز فعالیت می‌کنند، همواره علاقه‌ی وافری داشته‌اند که شخصیت‌های چپ‌گرای پیش از انقلاب را مقصران اصلی وضعیت اکنون ایران بدانند. تصویر پرتره‌شان را روی جلد مجله‌شان بزنند و بعضاً در خفا و آشکار حتی از جلادان اسلام‌گرا بابت کشتار پیروان این افراد تقدیر کنند.

اما واقعاً چطور می‌شود این همه عاملیت برای یک یا دو فرد قائل بود؟ یعنی ایده‌های آنان آنقدر ناب و بدیع بوده که فرد دیگری در همان شرایط ممکن نبود مطرحشان کند؟ اصلاً پیامد این نگرش تک‌بعدی به اتفاقات تاریخی چیست؟ صاحبان ایده‌ها را محدود کنیم و با بازسازی دوگانه‌ی خیر و شر، دسته‌ای از ایده‌ها را شرّ مطلق بدانیم؟

1 year, 8 months ago

در چند روز اخیر ترامپ از الحاق کانادا، جزیره گرینلند دانمارک و کانال پاناما به آمریکا صحبت کرده است. کار به جایی رسیده که حتی ترامپ، در حسابش در تروث، تصویری منتشر کرده که کل آمریکای شمالی(ایالات متحده و کانادا) را جزو ایالات متحده آمریکا به حساب آورده است. آمریکا حدود صد و پنجاه سال است که به دنبال خرید گرینلند از دانمارک است اما مورد کانادا به تازگی توسط ترامپ مطرح شده است. گفته‌های ترامپ مشخصا تهدیدی برای نظم دولت‌محور جهان است. با توجه به این نکته که آمریکا نقش اصلی حافظ نظم دولت‌محور جهان را به عهده دارد، این‌گونه رفتارها از سوی ترامپ می‌تواند باعث خدشه‌دار شدن وجهه بین‌المللی آمریکا شود. اگر چین در این میان از منتقد نظم فعلی به جایگاه حافظ نظم فعلی برود در این صورت چرخش دول اروپایی به سمت چین محتمل است. ادامه رفتارهای ترامپ درباره کانادا و پاناما می‌تواند موجب تضعیف موقعیت آمریکا در برابر چین شود.

1 year, 8 months ago

کل فضای سیاستگذاری که بابت آن «فرق می‌کند چه کسی رئیس جمهور باشد» درباره‌ی یکی از ابربحران‌های کشور که ناترازی انرژی پایدار و عمیق است، همین مقدار وسیع است که نفر قبلی کمی بیشتر برق و گاز کارخانه‌ها را قطع می‌کرد، این یکی مقداری قطعی بخش خانگی را بیشتر کرده و البته مضحکه‌ی «دو درجه کمتر» را راه انداخته است. فارغ از اثر ناچیز این نوع کمپین‌ها بر رفتار مصرفی افراد، سوال این است که آیا خبر دارند در اکثریت خانه‌های ایرانیان اصلاً زیرساخت و وسایل گرمایش با دقت دو درجه سانتیگراد یک شوخی بی‌مزه است؟

بدبختی ما این است که گودالی کنده‌اند به عمق چند کیلومتر، بعد برای پرکردنش از ما قاشق می‌دزدند. این زنجیره‌ی به‌هم‌پیوسته‌ی بحران‌ها بدون تغییر سیستماتیک قابل حل نیست. معضل سرمایه‌گذاری پایین و قیمت‌های نسبی درهم‌ریخته‌ی حامل‌های انرژی و انحصارات حوزه‌ی انرژی به طرق مختلف به سایر بخش‌های زنجیره مثل تورم پایدار، نااطمینانی‌های عمیق اقتصادی، ماهیت مداخله‌گری شدید حکومت و غیرنرمال‌بودن آن در نظم بین‌الملل و البته مشروعیت ناچیزش گره می‌خورد.

1 year, 9 months ago

آواز دیلمان
?محمدرضا شجریان
https://t.me/Endless_Vision

1 year, 10 months ago

خاورمیانه و جمهوری اسلامی.

چهل و پنج سال از انقلاب پنجاه و هفت می‌گذرد. در تمام این سال‌ها هدف اصلی نظام جمهوری اسلامی ساخت ورژن شیعی خلافت اسلامی بوده است. در واقع نظام جمهوری اسلامی به مراتب ارتجاعی‌‌تر از فاشیسم ایتالیا و نازیسم آلمان است. آن‌ها معتقد بودند که آرمان‌های انقلاب کبیر فرانسه و فلسفه روشنگری باعث زوال تمدن بشری شده‌اند از همین روی خط بطلانی بر همه آن‌ها کشیده و قصد داشتند به نظم قبل از انقلاب کبیر بازگردند. وضعیت در ایران پساپنجاه و هفت اما متفاوت بود؛ حاکمان ایران به چهارده قرن قبل بازگشته بودند؛ بازسازی نظام خلافت اسلامی البته با استفاده از شیوه حکومت‌داری مدرن. نظام جمهوری اسلامی هیچ‌گاه خود را یک Nation-State ندانسته گرچه از امکانات آن در عرف حقوق بین‌الملل استفاده میکند اما از مزایای government در داخل سرزمین تحت حاکمیت خود بهره می‌برد. نتیجه آن هدف و استعماری دانستن مرزهای بعد از فروپاشی عثمانی که عامل جدایی امت واحده اسلامی از هم بودند تلاش برای نابودی اسرائیل و دولت-ملت‌های خاورمیانه بوده است؛ دولت‌هایی که خود نیز در ملت‌سازی توفیق چندانی به دست نیاورده‌اند. زمانی که در سرزمینی، دولتی مقتدر حاکم نباشد نتیجتا نیروی نظامی مقتدری که حافظ حاکمیت سرزمینی باشد هم به آن معنا وجود ندارد؛ نتیجه مشخص است: لبنان، سوریه و عراق به عنوان نمونه‌هایی که ایده حاکمان تهران در آن‌ها پیاده شده‌اند به پاشنه آشیل امنیتی تهران و دیگر کشورهای منطقه تبدیل شده‌اند. هواپیماهای اسرائیل به راحتی از آسمان سوریه عبور می‌کنند، در آسمان عراق توقف می‌کنند و بدون هیچ مزاحمتی از سوی عراق با پدافند ایران در مرزها درگیر می‌شوند و به اهدافی در داخل سرزمین ایران با موشک حمله می‌کنند. هدف بازسازی ورژن شیعی خلافت اسلامی با راهبرد نابودی اسرائیل و تضعیف نظم دولت‌محور نتیجه‌ای غیر از بی‌ثباتی ایران و ناامن شدن آن نداشته است.
راه حل برای ایران و خاورمیانه مشخص است:
باید دولت‌ ملی در ایران احیا شود، اهداف سیاست بین‌الملل ایران تغییر کنند، منافع ملی تعریف شده و بر اساس آن راهبرد‌ها تنظیم شوند و دولت‌های منطقه تقویت شوند تا بتوانند اسرائیل را کنترل نمایند. هیچ راهی جز این برای تامین امنیت ایران و ایجاد صلحی پایدار در خاورمیانه وجود ندارد. نظم جدید خاورمیانه باید دولت‌محور و مطابق با نظم مدرن حاکم بر جهان باشد.

1 year, 10 months ago
**توسعه (۲)|دولت چه نقشی در توسعه …

توسعه (۲)|دولت چه نقشی در توسعه دارد؟

با وجود کثرت معیارهای توسعه‌یافتگی، همبستگی بسیار بالایی میان اجزای مختلف آن وجود دارد. مثلاً شاخص چندوجهی «توسعه انسانی» (HDI) و درآمد سرانه همبستگی زیادی با هم دارند. شاید تا حدی در ذهن هر مقایسه‌کننده‌ی کشورها بدیهی باشد که رفاه سرانه‌ی بالا، حکومت قانون، نهاد مالکیت مستحکم، نرخ فقر پایین، وضعیت مناسب آزادی‌های مدنی و سیاسی در کنار هم مشاهده می‌شوند و اصلاً تقویت‌کننده‌ی همدیگر هستند. در نتیجه با فرض‌گرفتن تعریف فراگیر توسعه که پیش‌تر مطرح شد، سوالات اصلی درباره‌ی چگونگی رسیدن به توسعه خواهند بود.

سوال مهم اول این است که اگر روزی به صورتی عاملیتی داشته باشیم، میان این ابعاد متفاوت ابتدا باید سراغ کدام‌ها رفت تا پیشامد بقیه را هم محتمل‌تر کند؟ به هر حال یک‌باره نمی‌توان همه‌ی این‌ها را با هم به دست آورد. از این نظر پیداکردن جهت علّیت (که بعید است البته هیچ‌وقت بین این ابعاد یک‌طرفه باشد) و همین‌طور، تقدم مراحل رخ‌داده در سایر کشورها می‌تواند مهم باشد. هر چند نهادهای جامعه‌ی مدنی هم می‌توانند در بعضی شرایط عاملیتی در این راستا پیدا کنند اما گمان می‌کنم وقتی به توسعه در سطح کلان کشوری مثل ایران فکر می‌کنیم، می‌دانیم بدون تغییر تعادل‌های بزرگ بازی در زمین سیاست، بعید است بتوان به سمت توسعه پیش رفت. پس پرسش بعدی در ادامه‌ این است که وقتی از حالت مطلوبمان صحبت می‌کنیم یعنی منظورمان این است که این مطلوب تماماً از طریق مداخلات دولت (state) باید رخ دهد؟

حداقل در ایران، در بسیاری از گفت‌وگوهای معمول در این باره پیش می‌آید که وقتی افراد درباره‌ی وضعیت مطلوب یک حوزه به نتیجه‌ای می‌رسند، پیش‌فرض می‌گیرند که حتماً باید مداخله‌ای رخ دهد. مثلاً ما در یک بررسی نتیجه می‌گیریم که شاید برای ایران بهتر باشد که جایگاه مهمی در فلان زنجیره تولید جهانی پیدا کند. حالا آیا باید یک دولت مستقیماً این واقعیت را رقم بزند؟ یا مثلاً مشاهده می‌کنیم که سطح توسعه اقتصادی در برخی استان‌های حاشیه‌ای پایین‌تر است یا نرخ مهاجرت از روستا به شهر بیشتر از ظرفیت‌های موجود است، حالا با چه عاملیتی به این سمت حرکت کنیم؟

نفس شکل‌گیری این سوالات باعث می‌شود کمی بازتر به مسئله نگاه کنیم. اگر قرار است روزی عاملیتی سیاسی برای کمک به توسعه ایران داشته باشیم، باید معیارهایی برای میزان و شیوه مداخله انتخاب کنیم. یک دولت حداقلی بخشی از ابعاد توسعه که مربوط به آزادی‌ها (آزادی‌های منفی) است را می‌تواند محقق کند. اما با فرض این که این دولت به هر حال گرایش مشخصی به توسعه خواهد داشت، باید قاعدتاً اول این قید را برای مداخلات توسعه‌ای‌اش داشته باشد که به ویژگی‌های اساسی اولیه‌اش مثل برقراری آزادی‌های اساسی و حکومت قانون لطمه نزند. مثلاً اگر خواست از نوعی سیاست صنعتی مبتنی بر اعتبار استفاده کند، لااقل سعی کند به شدت آن را مبتنی بر قاعده و حکومت قانون پیش ببرد (شاید شبیه تجربه دهه‌ ۱۹۶۰ کره جنوبی) و در کل مداخلاتش به آزادی‌های اساسی جامعه مثل آزادی بیان و آزادی سیاسی و غیره آسیب نزند.

اما برای مداخلاتی که در قید پیش‌گفته می‌گنجند، باید میزان کارایی را بررسی کرد. ما چقدر می‌توانیم مطمئن باشیم که مسیر بهینه را تشخیص داده‌ایم؟ در بسیاری از موارد دولت باید با ایفای درست همان نقش بی‌طرف مسیر توسعه را هموار کند. مثلاً از طریق کاهش شدید مداخلات تعرفه‌ای و تجاری ممکن است بسیاری از مناطق مرزی به جای این که جولانگاه ناامن تجارت غیررسمی (یا همان «قاچاق») باشند، اتفاقاً درآمد خوبی از رونق تجارت به ویژه با فرض روابط بین‌الملل عادی ببرند. البته که دولت ملّی وظیفه دارد برخورد برابری با شهروندان تمام کشور از نظر تأمین زیرساخت‌ها داشته باشد و در نتیجه ضعف تعدادی از استان‌های مرزی از نظر زیرساخت جاده و سایر کالاهای عمومی باید برطرف شوند. ولی مواردی هم حتماً وجود دارند که سود ناشی از مداخله‌ی چارچوب‌مند و هماهنگ‌کننده‌ی دولت به هزینه‌فرصت مداخله می‌ارزد. دولتی که می‌دانیم از طریق حکومت قانون و آزادی‌های سیاسی مقیّد شده، مداخلاتش قابل پیش‌بینی و قابل توجیه می‌تواند باشد.

1 year, 10 months ago

توسعه (۱)|توافق بر سر مقصد

با این که معمول است در نگاه کلی به جهان سطح توسعه‌یافتگی کشورها را با درآمد سرانه‌شان بسنجیم، بعید است کسی پیدا شود که «تعریف» توسعه را تا این حد محدود و دقیقاً هم‌معنی رشد اقتصادی در نظر بگیرد. توسعه که یک جورهایی همان حرکت در مسیر رسیدن به وضعیت مطلوب است، بی‌نهایت وجه می‌تواند داشته باشد. ترجیح من این است که مثل آمارتیاسن توسعه را همان گسترش «آزادی» ببینم، آزادی در معنایی گسترده که هر دوی آزادی‌های منفی و مثبت را دربرگیرد. توسعه هم به این معنی است که آزادی بیان و حق اجتماع و اعتراض و مشارکت سیاسی در وضعیت بهتری قرار گیرد، و هم به معنای این که شرایط پیگیری اهداف و ارزش‌های هر فرد در جامعه برایش فراهم‌تر شود. دومی بخش زیادی از تعریف توسعه -وقتی بهبود شرایط فیزیکی زندگی معنی می‌شود- را پوشش می‌دهد؛ دسترسی به آموزش عمومی، بهداشت، زیرساخت‌ها و در نهایت امکان افزایش درآمد و سطح زندگی. شهروند یک کشور توسعه‌یافته دارای حقوقی بدیهی است که از سوی دولت محافظت می‌شود، هم‌زمان به خاطر ثبات و آزادی‌های اقتصادی، بازارهای رقابتی و دسترسی به آموزش و زیرساخت‌های مناسب این امکان را دارد که به رفاه قابل توجهی برسد. همچنین اهدافی مثل کاهش فقر و نابرابری در جوامع ذیل توسعه مطرح می‌شود. در مسیر توسعه توقع داریم فقیرترین اقشار جامعه از افزایش درآمد اقتصاد منتفع شوند و فرصت خروج از فقر را از طریق اشتغال یا حمایت‌های بازتوزیعی دولت پیدا کنند.

تصور می‌کنم توافق بر سر چنین موقعیت مطلوبی به عنوان هدف توسعه نباید خیلی سخت باشد. سؤال مهم اما این است: چگونه؟ با کدام عاملیت؟

1 year, 11 months ago

برای قربانیان مشروبات الکلی تقلبی


پاس‌بانان شعله‌ای لرزان
پاک‌بازان رند دیر مغان

آخرین عاشقان دختر رز
آخرین نسل بی‌دریغ جهان

ساکنان عتیق میخانه
قوم آواره در غریبستان

ملتی سرزمین ز کف داده
ملتی دست شسته از تن و جان

ملتی بردبار و بی‌آزار
ملتی دردمند و بی‌درمان

ملتی بر هنر سجود آور
ملتی بر جمال جان افشان

تشنه‌کامان جرعه‌ای شادی
خم‌نشینان لحظه‌ی غلیان

نور دلجوی در شبی دیجور
قوت صبر بر غم زندان

آفتاب شبانه‌ی حافظ
باغ بی‌برگی دل اخوان

باده‌جویان زهر نوشیده
در خزان جان سپرده همچو رزان

یاد آن بی‌دلان رفته به خیر
خاک خوش باد بر یکایکشان



سمانه کهربائیان

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••