✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
خاطرهای از نوّابصفا، راجع به این ترانه:
اسماعیل نوّابصفا در کتابِ خاطراتش مینویسد:
یکروز عصر، پرویز یاحقّی که به تریاک اعتیاد پیدا کرده بود، با عجلّه بهخانهام آمد و گفت: «جامهدانت را حاضر کن و با من بیا، زیرا قرار شده تو هم در بیمارستانِ شهربانی بستری شوی.».
در آن ایّام خود من هم (اسماعیل نواب صفا)، متأسّفانه دچارِ اعتیاد بودم و از این موضوع بسیار رنج میبردم. تصنیفِ معروفِ تکدرخت یا بیپناه را که آهنگِ آن از عبّاس شاپوری و خوانندهاش پوران است، در همان ماه ساخته بودم و در اسفند ۱۳۳۷، که در بیمارستان بستری بودم، غالباً از پاشاسمعیی -رئیسِ رادیو- میخواستم که این اثر را پخش کند. در واقع این شعر و آهنگ، شرحِ حالِ خود من است.
در ساختمانِ شهربانی، دو اتاق را آماده کرده بودند و در اختیارِ ما قرار دادند که من و او (پرویز یاحقی) در یک اتاق بستری شویم و اتاقِ دیگر هم به پرستارها اختصاص یافته بود.
مسئولیّتِ معالجۀ ما را سرتیپ دکتر مرادی، رئیسِ بهداری شهربانی بر عهده داشت که در آن زمان، سرهنگ بود و ریاست آزمایشگاه ارتش را هم تصدٌی میکرد.
شبها و روزهایِ بحرانیِ عجیبی را گذراندم. بعضی از شبها تا صبح، مثلِ مرغِ پر کنده پرپر میزدم؛ ولی میدیدم پرویز ظاهراً اظهارِ ناراحتی میکند، ولی شبها بهخواب میرود. بعداً متوجّه شدم که دوستِ صمیمیِ او، بعضی از روزها که به دیدارش میآمده، پنهان از چشمِ من، به او دوایِ لازم را میرسانده است.
📚قصّهٔ شمع
خاطراتِ هنری
اسماعیل نوّابصفا، نشرِ البرز ۱۳۷۸، صفحات ۴۵۶ تا ۴۵۹
موسیقیِ شبانهٔ ۲ 🤍🎵
تکدرخت
آهنگساز: عبّاس شاپوری
ترانهسرا: اسماعیل نوّابصفا
با صدایِ پوران
از اون کارهایِ خیلی قشنگه. چه ملودیای، چه هماهنگیِ خوبی بینِ موسیقی و ترانه هست و چقدر خوب خونده پوران
عبّاسِ شاپوری بدجوری عاشقِ پوران بود و چه ماجراهایِ دراماتیکی داشت عشقِ شاپوری به پوران...
الان دقیقاً ۴۰ دقیقهست که موسیقیِ شبانهٔ دوّمِ امشب داره زور میزنه تا آپلود شه!
ای ذلیل شی فیلترچی! 🤬
موسیقیِ شبانهٔ ۱ 🤍🎵
رقصِ برگها
آهنگساز و تنظیمکننده: واروژان
ترانهسرا: ایرج جنّتیعطایی
با صدایِ عارف
در رابطه با همین ماجرایِ جانسوزِ خالِ یار، همون رفیقِ خوب و فاضلم که بارها اینجا از ترجمههاش گذاشتم، این دو تکبیت رو گفته بوده که من قبلاً ازشون شنیده بودم، ولی یادم رفته بود؛ الان لطف کرد و برام فرستاد: تا مرا مفتونِ خالش دید، پوشاندش به دست دستِ خود…
چشمِ زاهد بر کتاب و چشمِ ما، بر خالِ یار ما نظر بر نقطهٔ امُّالکتاب افکندهایم! https://t.me/khalafamadeadat
چشمِ زاهد بر کتاب و چشمِ ما، بر خالِ یار
ما نظر بر نقطهٔ امُّالکتاب افکندهایم!
شدیداً با این متن موافقم! چند سالیه که خیلیها و بویژه اصلاحطلبان و برخی روشنفکران که اغلب هم خطّ و ربطی با حکومت دارند، این ایدهٔ «مردم هم بدند» یا «مردم بدند که حکومت هم اینجوری شده»، «اوّل خودمون رو درست کنیم و بعد به حکومت بپردازیم»، «فکر کن فردا این حکومت نباشه، با این مردمِ بد چه میشه کرد؟» و ... تبلیغ میکنند (خودِ منم گاهی دچارِ این خطا شدهام، بویژه تو اون آخرین مثالی که الان نوشتم، و الان دیگه اونجوری فکر نمیکنم). ولی اینا مغالطاتیست برایِ توجیهِ شرایطِ فعلی.
با این متن👇 خیلی موافقم!
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••