✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
آزادی اقتصادی، زیربنای آزادی
ورود تجدد به ایران بیش از آنکه از مسیر ترجمه آثار متفکرین انگلیسی و لیبرال باشد، از مسیر ترجمه آثار متفکرین فرانسوی و سوسیالیست اتفاق افتاد. تأثیر پذیرفتن از انقلاب روسیه، شوروی مارکسیستی، بر بستر حاصلخیز تفکرات سوسیالیستی تبدیل به درخت تنومندی در قالب حزب توده شد. شاید یکی از مهمترین اثرات جا افتادن این شکل تجدد در ایران، تبلورش در فهم ایرانیان از آزادی بود.
دموکراسی که به قول اندیشمند فقید، سید جواد طباطبایی ترجمه دقیقترش حکومت قانون بود به مردمسالاری ترجمه شد که ترجمه اتوکشیده پوپولیسم (عوام گرایی) بود. اگر آزادی را به سه ساحت آزادی سیاسی، آزادی اجتماعی، و آزادی اقتصادی تقسیم کرد، در این فهم از آزادی، آزادی سیاسی و مقدس شماردن توده، عالیترین مفهوم شمرده میشد، آزادی اجتماعی منطقةالفراغ تلقی شده، و آزادی اقتصادی با چماقی به نام عدالت اجتماعی سرکوب میشد.
با پیروزی انقلاب اسلامی دو خوانش از شریعت توانست در میان تمام خوانشهای از شریعت و گروههای مختلف فکری دیگر حکومت را به دست بگیرد. روحانیت سنتی که اتفاقا مبتنی بر فقه شیعه معتقد به آزادی اقتصادی و مالکیت خصوصی بودند اما بر اجرای سفت و سخت شریعت در حوزههای اجتماعی تکیه داشتند و اعتقادی هم به حضور مردم در عرصه سیاسی نداشتند، و روحانیت نواندیش متاثر از دکتر شریعتی و سایر روشنفکران عصر انقلاب که به جنگ آزادی اقتصادی رفتند اما بر حضور مردم در عرصه سیاسی تأکید میکردند و بر اجرای شریعت در عرصههای اجتماعی هم به تساهل و تسامح بیشتری اعتقاد داشتند. امام (ره) در فصل مشترک این جریانات قرار گرفت، بر حضور مردم در عرصه سیاسی تأکید داشت، جلوی جریانات سنتی برای تعطیلی سینما و … ایستاد و زنان را با رعایت شروطی به حضور فعال در عرصه اجتماعی دعوت کرد و قویاً از دولت چپگرای دهه شصت دفاع کرد تا عدالت اقتصادی را برقرار کند.
با عبور از دهه شصت و ورود به دهه هفتاد، سبک زندگیهای متفاوت بروز پیدا کرد اما به صورت زیرزمینی و همچنان یکهتاز عرصه آزادی، آزادیهای سیاسی بود به حدی که آن سالها سالهای توسعه سیاسی نام گرفت و صحبت از آزادی پوشش یا آزادیهای اجتماعی دیگر به نوعی تقاضایی سطح پایین تلقی میشد. با تغییر نسل و پا گذاشتن دهه هفتادیها و دهه هشتادیها به سنین جوانی اما داستان رنگ دیگری به خود گرفت. نسلی که با اینترنت و ماهواره و گوشیهای هوشمند بزرگ شده بودند خیلی خود را نزدیکتر به جهان غرب میدیدند و آزادی اجتماعی هم برایشان بسیار اولویت داشت که آزادیهای سیاسی به دست آمده در سالهای گذشته را بدون رسیدن به آزادی اجتماعی بیاهمیت تلقی میکردند و حاضر بودند که هزینه به رسمیت شناخته شدن سبک زندگیشان را بپردازند.در همین بستر بود که اتفاقات ۱۴۰۱ رخ داد.
چیزی که در همه این سالها همچنان تحت تأثیر جنبشهای چپ به قوت خود باقی ماند بیاهمیتی آزادی اقتصادی بود. دولت به اسم عدالت، هر روز قانون جدیدی برای تاجر و تولیدکننده وضع کرد و تعزیرات راه انداخت و مردم هم برایش هورا کشیدند. هر کسی که تلاش کرد بند ناف ارتزاق خود را از دولت جدا کند، به نهادها و اصناف مختلف متولی مجوز برخورد کرد و وارد صفهای طولانی شد. ملت و دولت در همه این سالها دست در دست هم طرفدار قیمتگذاری دستوری کالاها بودند و حاضر بودند دست به قیمت بنزین نزنند ولی هزینه قاچاق چند میلیارد دلاری بنزین در سال، آلودگی هوا، و ترافیک شدید را پرداخت کنند. حالا که بزرگترین دارنده منابع نفت و گاز دنیا، در زمستان گاز و برق ندارد و در تابستان برق و آب ندارد کسی نمیپرسد که چرا با قیمتگذاری دستوری برق، کاری کردید که هیچ احدی حاضر به سرمایهگذاری در صنعت نیروگاهی ما نیست؟!
از نظر من وضعیت امروز ما ناشی از عدم توجه به آزادی اقتصادی در یک قرن اخیر بوده است. آزادی اقتصادی است که زمینه ظهور خلاقیتها و ایجاد رشد و توسعه را فراهم میکند. آزادی اقتصادی است که مردم قوی میسازد تا بتوانند مطالبات خود را به کرسی بنشانند. آزادی اقتصادی مقدمه آزادی سیاسی است نه بالعکس و اساسا برای عموم مردم اهمیت ندارد چه کسی در رأس کار است! برای عموم مردم مهم است که زندگی در رفاه داشته باشند و حوزه خصوصیشان و سبک زندگیشان به رسمیت شناخته شود (نه لزوما تایید و ترویج شود). مسیر حل مسائل امروز ایران اتفاقا از دادن آزادی اقتصادی و اجتماعی به مردم میگذرد، نه این که با بستن فضاهای اجتماعی و اقتصادی مردمی که هیچ سواد و نگرشی در حوزه سیاست ندارند را وادار به کنش سیاسی کرد!
خطر گسترش بحران سوریه به قفقاز جنوبی
بری بوزان در کتاب «مردم، دولتها و ترس» مفهوم مجتمع های امنیتی منطقهای را مطرح میسازد. از نگاه او مجتمع های امنیتی به مناطقی اطلاق میشود که امنیت بازیگران بهطور مداوم و متقابل به هم گره خورده است. تهدیدات امنیتی مشترک یا متقابل، نزدیکی جغرافیایی و وابستگی متقابل مهمترین عوامل شکل گیری این مجتمع های امنیتی است. مجتمع های امنیتی گونه های متفاوتی دارند که خاورمیانه در رده مجتمع های امنیتی منازعهآمیز (Conflictual) طبقه بندی می شود و بر خلاف اتحادیه اروپا که در آن امنیت از طریق همکاری و وابستگی متقابل تقویت میشود، تحت تأثیر رقابت و تهدیدهای متقابل قرار میگیرد.
سیطره الگوی سیستم امنیتی منازعه آمیز در خاورمیانه باعث شد که جنگ ۷ اکتبر به سرعت به لبنان و سوریه گسترش یابد و سقوط دولت سوریه را زمینه مند کند. آیا سقوط اسد آخرین ایستگاه از قطار ۷ اکتبر خواهد بود؟ احتمالا نه! بر اساس متغیرهای این زیر سیستم چه مناطقی در ادامه مستعد تنش و بحران خواهد بود؟ عمده تحلیل گران و ناظران سیاسی بر اساس تجربه حمله داعش به عراق در ۲۰۱۴ از بابت انتشار بحران به این کشور نگرانی جدی دارند اما من تصور میکنم که بیش از عراق باید نگران تحولات قفقاز جنوبی بود.
صرفنظر از اینکه اتصال مستقیم ترکیه به جمهوری آذربایجان از طریق کریدور زنگزور دسترسی مستقیم به دریای خزر، آسیای مرکزی، و منابع انرژی این مناطق را برای ترکیه میسر میکند، کاهش وابستگی به مسیرهای کنونی عبور از خاک ایران و ارمنستان در شرایطی که متناظرا ایران نیز به مسیرهای مشابه در سوریه نیاز دارد یک وابستگی متقابل منفی در روابط چندجانبه ایران و ترکیه (در کنار حزب الله لبنان و رژیم علیف) به وجود خواهد آورد.
در حالیکه ترکیه ممکن است از نیروهای اسلامگرایی که در سوریه به آنها قدرت داده، برای ایجاد فشار بر ارمنستان و تشدید درگیریها در زنگزور استفاده کند، جمهوری اسلامی ایران نیز برای احیا و ترمیم چهره اقتدار خویش به مانور قدرت در محیط همسایگی خود بیش از گذشته حساس خواهد بود.
غرب با ایران سه مشکل اساسی داشت:
۱. هسته ای ۲. نیابتی ۳.موشکی
در جریان برجام، نگرانی هسته ای آنها تا حدی مهار شد، اما برجام پول هنگفتی از فروش نفت عاید کشور کرده بود که این فرصت را به ایران میداد تا همزمان نفوذ خود در عمق استراتژیک همسایگیش را تقویت و برنامه موشکی اش را توسعه دهد. برجام به همین دلیل شکست خورد و اینبار غرب به سرکردگی اسراییل داستان مهار ایران را نه از هسته ای و با ابزار دیپلماسی بلکه از گروه های نیابتی و با ابزار جنگ پیش برد. صرفنظر از اینکه اسراییل چقدر در میدان نبرد موفق باشد اینبار هم راه به جایی نخواهد برد چرا که احتمالا تضعیف گروه های نیابتی ایران به تقویت برنامه هسته ای آن خواهد کشید و آنچنان که سوراخ کردن راکتور اراک و کاهش سطح غنی سازی ایران برای عربستان و اسراییل اصلا رضایت بخش نبود، از نمد این جنگ هم کلاهی برای غرب و پروژه مهار ایرانش ساخته نخواهد شد، زیرا سبد استراتژی های امنیتی ایران طوری طراحی شده که تضعیف یکی لامحاله به تقویت دیگری منجر و حاصل جمع منافع استراتژیک مهار آن برای رقبای منطقه ای و دشمنان فرامنطقه ایش اگر صفر نباشد، مثبت هم نخواهد بود.
https://t.me/izaholvaghay
بخشی از خطبه قاصعه امیرالمومنین در نهج البلاغه
وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قَبْلَكُمْ كَيْفَ كَانُوا فِي حَالِ التَّمْحِيصِ وَ الْبَلَاءِ؛ أَ لَمْ يَكُونُوا أَثْقَلَ الْخَلَائِقِ أَعْبَاءً وَ أَجْهَدَ الْعِبَادِ بَلَاءً وَ أَضْيَقَ أَهْلِ الدُّنْيَا حَالًا؟ اتَّخَذَتْهُمُ الْفَرَاعِنَةُ عَبِيداً فَسَامُوهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَ [جَرَّعُوهُمْ جُرَعَ الْمُرَارِ] جَرَّعُوهُمُ الْمُرَارَ، فَلَمْ تَبْرَحِ الْحَالُ بِهِمْ فِي ذُلِّ الْهَلَكَةِ وَ قَهْرِ الْغَلَبَةِ لَا يَجِدُونَ حِيلَةً فِي امْتِنَاعٍ وَ لَا سَبِيلًا إِلَى دِفَاعٍ، حَتَّى إِذَا رَأَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ جِدَّ الصَّبْرِ مِنْهُمْ عَلَى الْأَذَى فِي مَحَبَّتِهِ وَ الِاحْتِمَالَ لِلْمَكْرُوهِ مِنْ خَوْفِهِ جَعَلَ لَهُمْ مِنْ مَضَايِقِ الْبَلَاءِ فَرَجاً، فَأَبْدَلَهُمُ الْعِزَّ مَكَانَ الذُّلِّ وَ الْأَمْنَ مَكَانَ الْخَوْفِ، فَصَارُوا مُلُوكاً حُكَّاماً وَ أَئِمَّةً أَعْلَاماً، وَ قَدْ بَلَغَتِ الْكَرَامَةُ مِنَ اللَّهِ لَهُمْ مَا لَمْ تَذْهَبِ الْآمَالُ إِلَيْهِ بِهِمْ.
پس در احوال مؤمنانى كه پيش از شما مى زيستند، تأمّل كنيد. كه در هنگام آزمون و رنج چگونه بودند. آيا از همه آفريدگان بارشان سنگينتر و از همه بندگان خدا به هنگام آزمايش كوشنده تر نبودند و زندگيشان از همه مردم جهان تنگتر نبود فرعونان آنان را برده خود مى ساختند و سخت شكنجه شان مى نمودند و شرنگ جانگزا، جرعه جرعه، به كامشان مى ريختند و همواره با خوارى و هلاكت دست به گريبان بودند. و مقهور قهر و غلبه آنان. براى سر بر تافتن از ستم چاره اى نمى دانستند و دفاع از خود را راهى نمى شناختند.
تا آن گاه كه خداى سبحان ديد كه چگونه در راه محبت او، بر آن همه آزار، شكيبايى مى ورزند و چه سان از خوف او هر ناگوارى را تحمل مى كنند. پس از آن تنگناهاى بلا، راهشان را بگشود و خواريشان را به عزّت بدل نمود و وحشتشان را به ايمنى، پادشاهان و حاكمان شدند و پيشوايانى سرفراز. كرامت خداوندى در حق ايشان به جايى رسيد كه هرگز آرزوى آن را در دل نپرورده بودند.
اقرار به اشتباه
من پیش از انتخابات این گونه تصور میکردم که آقای دکتر پزشکیان به این دلیل که یک نیروی درجه دوم اصلاحات محسوب می شوند در صورت پیروزی به طور همزمان هم توسط اصلاح طلبان و هم توسط حاکمیت مدیریت خواهند شد و این مساله به وحدت و انسجام کابینه ایشان لطمه وارد خواهد کرد. اما سیر اتفاقات بعدی نشان داد ایشان تا به اینجای کار از همه روسای جمهور اصلاح طلب و تحول خواه بعد از مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی باهوش تر و در کار خود زبده ترند. نوع انتصابات و تعاملات ایشان با مردم، با مخالفین خود و همینطور با کانون های اقتدار در نظام جمهوری اسلامی ایران حکایت از یک نوع رندی و زبدگی بسیار بالا دارد که باز کردن شرح آن خود مجال مستقلی را میطلبد. به شخصه بسیار خوشحالم که پس از قریب به سه ماه خلا حضور مرحوم آقای رئیسی (رضوان الله علیه) امروز جناب آقای دکتر پزشکیان با این فراست مثال زدنی متکفل اداره امورات کشور شدند. با آرزوی موفقیت برای ایشان و هئیت محترم دولت.
غرب به مثابه مهترین مانع توسعه سیاسی در ایران
جناب آقای دکتر میدری در نطق دفاع خود در مجلس مطالب عالمانه ای طرح کردند که از چند جهت واجد توجه است:
اولا ایشان از صفویه بعنوان یک الگوی آرمانی برای الهام و اقتباس یاد میکنند در حالیکه آقای رنانی که عضو موثر شورای راهبری دولت بودند این دوره را سرشار از نکبت و تاریکی و آغاز عصر زوال فکر و اندیشه میدانند. بنابراین بنظر می آید که حتی امهات اندیشه ورزی افراد نزدیک بهم در یک طیف سیاسی، به شدت از هم دور و با یکدیگر متمایز است. در چنین شرایطی صحبت از "وفاق" بعنوان یک ضرورت اجتماعی سیاسی برای نیل به توسعه، نیازمند تبیینی دقیق تر از نطق ایشان دارد که این مقوله را به یک "صلح کلی" یا "آشتی کنان و دیده بوسی" تقلیل داده بودند.
ثانیا در خصوص ضرورت استقرار الگوی اثربخش و کارامد تعامل سه جزئی دولت، مردم و نهادهای مدنی، مساله طوری طرح شد که مقصر کارگزاران سیاسی کشورند (اعم از حکومتی و غیرحکومتی)، حال آنکه یک ساختاری مانع از تحکیم و تقویم این الگو می باشد که ایشان هم لامحاله در آینده توسط آن ساختار محدود خواهند شد.
یکی از مهمترین نیروهای سیستمی این ساختار، اقتضائات ژئوپلتیک ایران است که هر وقت از داخل یک الگوی نسبتا موفق از این تعامل سه جزئی شکل میگیرد، یک شوک برونزا در محیط بین المللی ایران، مانع از ادامه این حرکت روبه جلو می شود. محور شرارت خواندن ایران در اوایل دهه هشتاد و همچنین کارزار فشار حداکثری در اواخر دهه ۹۰ هر دو موانع جدی بر سر راه استقرار این الگو بودند و در آینده نیز نظام جهانی به سرکردگی غرب علی رغم دادخواهی و ژست دموکراسی خواهد کوشید تا با فشار و مهار شدید ایران در محیط سیاست خارجی، تسهیل کننده و تزریق گر نوعی از رادیکالیسم دوگانه (اجتماعی و حکومتی) باشند تا با بروز بحران های درونی مانعی جدی بر سر راه توسعه در ایران باشند.
از این واقعیت نمی توان غافل شد که غرب نظریه صلح دموکراتیک را برای همان غرب میخواهد و تجویزات دموکراتیک آنها صرفا اهرم فشاری برای دامن زدن به تضادهای اجتماعی کشورهایی است که در جغرافیای خود مستقل از غرب تولید قدرت میکنند و چنانچه در این کشورها امر بر تقویت جامعه مدنی و تقریب مردم و حکومت دائر شود غرب خود بزرگترین دشمن دموکراسی در این کشورها خواهد بود. اگر از همین زاویه به ماجرای ملی شدن صنعت نفت یا حتی مشروطه هم نگاه کنیم حتما تصدیق خواهیم کرد که این ماجرا تاریخی تر از عمر انقلاب اسلامی است.
کشیدن ضامن انفجار در سرمایه اجتماعی رئیس جمهور
بنظر من آقای دکتر ظریف فردی نیستند که شخصیت و اعتبار سیاسی شان را از حکمی که برایشان صادر شده گرفته باشند (درست مثل آقای خاتمی یا مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی و بسیاری دیگر از افراد)؛ حتی اگر ایشان بلحاظ قانونی در معرض سختگیری گزینش شده نهادهای نظارتی قرار گرفته باشند، حضور ایشان در کنار رئیس جمهور و یا حتی خارج از تشکیلات فیزیکی رئیس جمهور می توانست منشا اثر سیاسی قابل توجهی برای دولت در جهت مثبت باشد. لذا یا اینجا آقای دکتر ظریف یک غفلتی از ساخت و زمینه سیاست در کشور دارند و یا مساله ایشان با رئیس جمهور اساسا به چیز دیگری بر می گردد.
صرفنظر از اینکه کدام یک از این دو فرضیه درست باشد، انتظار از ایشان این بود که بعد از انتخابات، تلاش کنند زمینه ساز و تسهیل گر سرمایه اجتماعی دولت برای رویارویی با انبوه مشکلات پیچیده کشور باشند و در این راه انتظارات مردم را از دولت سرد کنند، از مطالبات سیاسی جامعه احساسات زدایی کنند و با قدرت اقناع بالایی که خصوصا در کلام دارند مردم را نسبت به شرایط پیچیده کشور آگاه و توقعات جامعه از دولت را در تناسب با امکانات و مقدورات کشور قرار دهند.
اما متاسفانه ایشان مسیر دیگری را انتخاب کرده و با استعفا به تقویت این ایده که "دیدید؟ ما که گفتیم! در این ساختار هیچ کاری نمیتوان کرد!!!" پرداختند. مایوس کردن مردم بعد از انتخاب روسای جمهور اصلاح طلب یکی از شگردهای جریان برانداز است که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ شاهد آن بودیم و نتیجه آن زنجیره ای از شورش های اجتماعی و سیاسی بود که از آخرین آن تنها چندماه است که فارغ شده ایم. کمترین تعلق خاطر به نظامی که در آن سفیر و وزیر بوده اید حکم میکرد که نسبت به سرمایه اجتماعی نظامی که علیرغم همه تحریم ها (با هدف بروز مشکلات ساختاری درونی اش) تن به یک انتخابات آزاد و مشارکتی داده قدری دلسوزانه تر و مسئولانه تر رفتار کنید.
آیا احیای روابط ایران با عربستان سعودی به ضرر ما تمام شد؟ ??*??***
این سوالی است که جناب آقای "مهدی خراتیان" در مصاحبه با پایگاه خبری جماران مطرح کردند و پاسخی به آن دادند با این مضمون که این مساله یک چک سفید امضا به عربستان و آمریکا بود برای تضمین امنیت زیرساخت های ترانزیت انرژی به غرب که هیچ امتیاز و منفعت متناظری را عاید کشور نکرد و اکنون اگر اسراییل به منافع ما حمله کند ما نخواهیم توانست که از اهرم قیمت نفت علیه آمریکا و دیگر مدافعین رژیم صهیونیستی بهره مند شویم. شبیه به همین ادعا را نیز آقای "مجید شاکری" توئیت کردند و بازسازی ارتباط با عربستان را یک اشتباه بزرگ خواندند.
✖️در این خصوص لازم میدانم که نکاتی را مطرح کنم:
?اولا بنظر می آید که دیدگاه این دوستان بسیار متاثر از پروپوگاندای رژیم صهیونیستی جهت ائتلاف سازی محور عبری عربی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد که به دنبال تهدید انگاری از ایران اند. اینکه ما در پاسخ به تجاوز اسراییل به جای تاسیسات اسراییلی، آرامکو را هدف قرار دهیم همان تلقی هست که اسراییل طی سالهای اخیر به دنبال القای آن بوده تا در ذیل آن یک ائتلافی شبیه به ناتو علیه ایران سازماندهی کند و اکنون این تهدید انگاری از ایران را نه از زبان چهره های ضدایرانی عرب که از لسان دوستان خودمان تحویل میگیریم.
?ثانیا سیاست خارجی و داشتن روابط دیپلماتیک به معنای رودربایستی نیست بلکه دقیقا برعکس به معنای رسمیت دادن به نفوذ در سیاست خارجی و استراتژی های امنیتی کشور طرف رابطه می باشد. اکنون ایران بیش از گذشته می تواند خطوط قرمز خود را در ارتباطات آنها با رژیم صهیونیستی به مقامات کشورهای عربی خلیج فارس تذکر دهد؛ لذا صحبت از چک سفید امضا دادن به معنای فقدان شناخت از ماهیت روابط بین کشورهاست که در کلام این دوستان به رودربایستی تقلیل یافته است.
?ثالثا احیای روابط ایران و عربستان در زمینه ای انجام شد که محصول پذیرش ارتقای جایگاه منزلتی و قدرت ایران بود چرا که این عربستان بود که یک طرفه روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران تعلیق کرد و تا روز احیای آن در پکن به هیچکدام از اهداف اعلامی خود در یمن، سوریه، عراق و داخل ایران که قرار بود جنگ را به آنجا بکشاند نرسید نه برعکس. لطفا دوستان به مقاله اخیر آقای "عبدالله بابود" در "کارنگی لبنان" مراجعه کنند تا بدانند آن کشوری که در محذور قدرت ایران از امنیت و سیادت و منافع تجاری اقتصادی شاهراه و کریدور های آبی تجاری خود (که از تنگه باب المندب به دریای سرخ کشیده شده)چشم پوشی کرد عربستان بود که بخش مهمی از قلمروی امنیت ملی و ژئولتیک خود را به عملیات های انصارالله واگذار کرده و در طی ماه های اخیر حاضر نشد که در ائتلاف آمریکا علیه یمن مشارکت کند.
✍پینوشت: اینکه ما از روابط خود با عربستان میتوانستیم بهتر منتفع شویم و در این زمینه به دستگاه دیپلماسی کشور انتقاداتی وارد هست یا نه بحثی علی حده است که موضوع این مقاله نبود.
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••