Web3 platform that empowers users with seamless earning opportunities. Our mission is to make life changing rewards accessible to everyone in just minutes a day
Play🕹️: @realyescoinbot
Business: @advertize_support
Last updated 1 year, 8 months ago
Fast transfers & trading, send meme gifts 🎁 and earn 100x returns — fun and flexible crypto app!
Incubated & invested by Binance Labs
Https://grandjourney.io
Last updated 1 year, 8 months ago
خاطره ی استاد شفیعی کدکنی :
نزدیکی های عید بود،
من تازه معلم شده بودم و اولین حقوقم را هم گرفته بودم،
صبح بود، رفتم آب انبار تا برای شستن ظروف صبحانه آب بیاورم.
از پله ها بالا می آمدم که صدای خفیف هق هق گریه مردانه ای را شنیدم،
از هر پله ای که بالا می آمدم صدا را بلندتر می شنیدم...
(استادکدکنی حالا خودش هم گریه می کند و تعریف میکند...)
پدرم بود،
مادر هم او را آرام می کرد،
می گفت:
آقا! خدا بزرگ است،
خدا نمیگذارد ما پیش بچه ها کوچک شویم! فوقش به بچه ها عیدی نمی دهیم!...
اما پدر گفت:
خانم! نوه های ما، در تهران بزرگ شده اند و از ما انتظار دارند،
نباید فکر کنند که ما........
حالا دیگر ماجرا روشن تر از این بود که بخواهم دلیل گریه های پدر را از مادرم بپرسم
دست کردم توی جیبم،
100 تومان بود
کل پولی که از مدرسه (به عنوان حقوق معلمی) گرفته بودم
روی گیوه های پدرم گذاشتم و خم شدم و گیوه های پر از خاکی را که هر روز در زمین زراعی همراه بابا بود بوسیدم.
آن سال، همه خواهر و برادرام ازتهران آمدند مشهد، با بچه های قد و نیم قدشان....
پدر به هرکدام از بچه ها و نوه ها 10 تومان عیدی داد؛
10 تومان ماند که آن را هم به عنوان عیدی به مادر داد.
اولین روز بعد از تعطیلات بود، چهاردهم فروردین، که رفتم سر کلاس.
بعد از کلاس،
آقای مدیر با کروات نویی که به خودش آویزان کرده بود گفت که کارم دارد و باید بروم به اتاقش؛
رفتم، بسته ای از کشوی میز خاکستری رنگ کهنه گوشه اتاقش درآورد و به من داد.
گفتم: این چیست؟
گفت: "باز کنید؛ می فهمید".
باز کردم، 900 تومان پول نقد بود!
گفتم: این برای چیست؟
گفت: "از مرکز آمده است؛
در این چند ماه که شما اینجا بودی بچه ها رشد خوبی داشتند؛
برای همین من از مرکز خواستم تشویقت کنند."
راستش نمی دانستم که این چه معنی می تواند داشته باشد؟!
فقط در آن موقع ناخودآگاه به آقای مدیر گفتم: این باید 1000 تومان باشد، نه 900 تومان!
مدیر گفت: از کجا می دانی؟
کسی به شما چیزی گفته؟
گفتم: نه، فقط حدس می زنم، همین.
در هر صورت، مدیر گفت که از مرکز استعلام میگیرد و خبرش را به من می دهد.
روز بعد، همین که رفتم اتاق معلمان تا آماده بشوم برای رفتن به کلاس،
آقای مدیر خودش را به من رساند و گفت: من دیروز به محض رفتن شما استعلام کردم،
درست گفتی!
هزار تومان بوده نه نهصد تومان!
آن کسی که بسته را آورده صد تومان آن را برداشته بود
که خودم رفتم از او گرفتم؛
اما برای دادنش یک شرط دارم...
گفتم: "چه شرطی؟"
گفت: بگو ببینم، از کجا این را می دانستی؟!
گفتم: هیچ، فقط شنیده بودم که خدا ده برابر کار خیرت را به تو بر می گرداند،
گمان کردم شاید درست باشد...!
هر فیلمی از زرفیلم اومدم دانلود کنم پریمیوم شده بقیه جاها هم سانسوره ..
اگر کانال /ربات /سایتی میشناسید برای فیلم بهم معرفی کنین ممنون میشم.
دوستان کفشام??
این اولین و اخرین شلوار سفیدم بود
همین یکی هم دقیقا تو همین محوطه تبدیل کردم به سبز انقدر تو چمنا خودمو پلکوندم.
بعد از مدتها روتینمون با خانم خیرخواه:
-کمی غر
-قدم زدن زیاد
-چایی به مقدار لازم
-به عنوان حسن ختام خرید جوراب
Web3 platform that empowers users with seamless earning opportunities. Our mission is to make life changing rewards accessible to everyone in just minutes a day
Play🕹️: @realyescoinbot
Business: @advertize_support
Last updated 1 year, 8 months ago
Fast transfers & trading, send meme gifts 🎁 and earn 100x returns — fun and flexible crypto app!
Incubated & invested by Binance Labs
Https://grandjourney.io
Last updated 1 year, 8 months ago