@speed_ad : Owner
Noyan | نویان
Content Creator & Sound Engineer
https://t.me/noyanrapi آدرس کانال ریمیکس های رپی
🛎 جهت اسپانسرینگ به آیدی پایین پیام دهید 👇👇
AD MIN : @Darushmalmir44 👈
Instagram:
https://instagram.com/djdarushmalmir
آهوی گریزپای من.
تو، فراری از من و خیالت ثابتترین نقطهی دقایقم. آسمانم آلوده به خون شده است، ساز پرشورم ناکوک، دریای چشمانم خالی از ماهی، خانهام ترک خورده از غم و پنجره خسته از انتظار؛
میبینی؟ نبودنت پیوند ما و هلاکت را صمیمی و ابدی میکند.
سراب من، سلام.
قلم من مدتهاست که جوهری ندارد اما هرگاه که به تو فکر میکند لبریز از حرفهای بیانتها و احساسات بیمهابا میشود. دلتنگ توام و این دلتنگی پیوندی جاودان میان ما خواهد بود؛ چراکه هرجا که دلتنگی مستانه میرقصد حکایتی از عشق بیفرجام و قلبهای شکسته خودنمایی میکند.
مدت زمان زیادی است که غروبها، تنها و آرام، تن خونین خورشید را نظاره میکنم و به سرانجام تلخمان میاندیشم. غروب خورشید مثال جامعی برای ماست؛ برای عشقی که توان شکست تاریکیها را نداشت و برای دستانی که محکوم به جدایی بودند. کاش جوانههای امید در مسیرمان میروئید و سایهی شوم و ترسناک سرنوشت را از سرمان برمیداشت، کاش تکمسیر مشترکی که حالا بیراههای بیش نیست مزین به نور و سعادت بود.
با این حال سرنوشت بهانهای بیش نیست؛ برای عاشقان ترسیده و نرسیده، دست تقدیر علت تامهی تمام ناکامیهاست.
امروز به تو فکر میکردم و کلمات در سرم میرقصیدند؛ رقصی موزون، آرام و زیبا.
مدتهاست که این حروف با من میجنگند و کنار هم قرار نمیگیرند؛ اما تو را دوست دارند و آن زمان که تو دلیل یکپارچیشان هستی مطیعانه زیباترین حالت خودشان را به نمایش میگذراند؛ چراکه تو برای همهی ما دلیلی استوار برای ادامه دادن و در آرامش زیستن هستی.
قهوه میان دستانم سرد شد و من از ترس فال سیاهی که فنجان برایمان درنظر گرفته بود دیگر هیچگاه امید بازگشتت را لابهلای تعبیرها جویا نشدم.
دلتنگ او هستم و تو نمیدانی بیقراری برای آنکه نباید چگونه روحت را تکهتکه میکند.
گمان مکن که جنگ تنها میان نسلهایی با عقاید و علایق متفاوت رخ میدهد، گاهی درون یک انسان صحنهی نبردی میشود که تاریخ تاب تماشا کردنش را ندارد و فرد با لبخندی دردناک سقوط و نابودی خودش را پنهان میکند.
تابهحال چشمبهراه کسی بودهای؟
انتظار مغمومترین احساسیست که آدمی لمس میکند؛ قاصدک ها را بدرقه میکند تا به جای خودش عزیز از دست رفتهاش را به آغوش بکشد، ساعتها بر نیمکتی که روزی متعلق به آنها بود مینشیند تا شاید آن سوم شخص مفرد ناگهانی از آنجا گذر کند، شبها برایش مینویسد و آرزو میکند کبوتری راه خانهاش را بلد باشد.
انتظار برای آنچه آدمی یقین دارد که ممکن نمیشود چنان تبریست که شخص بر ریشه های خودش میزند اما کهنگی دردش سبب عادت و خو گرفتن شدهاست، گویی در آغوش غم زاده شده و در میان دستانش میمیرد.
مسئله این است عزیز من که آدمی هنگام رها کردن خاطراتش ترس از بیهویتی وجودش را تسخیر میکند و دیگر نمیداند با چه چیزی به گذشتهاش متصل شود، نمیداند بیقراریاش را گردن کدام دلیل بیندازد و چگونه خودش را قانع کند.
این است که فرد را وادار به تحمل میکند؛ یک انسان غمگین که راهی به گذشته و داشتههای از دسترفتهاش داشته باشد بر درماندهی فراموشکاری که با دستان خودش تمام هویت و دقایقش را به دست باد سپرده ارجحیت دارد.
از من گذر کردی و چشمانم را چنان مادری خسته که در انتظار فرزندش به آغوش فرسودگی میرود چشم به راه گذاشتی.
معبود پرستیدنی؛
هرکس قصهی ما را شنید رنگ حزن به خودش گرفت و والدانه جویای احوالم شد، احوالی که مدتهاست سر آرام گرفتن ندارد. با اینحال بنده هرچقدر هم به تنگ بیاید و فریاد غم بزند قبلهگاهش یکی میماند و لحظهای تردید به عشقش راه نمیدهد.
@speed_ad : Owner
Noyan | نویان
Content Creator & Sound Engineer
https://t.me/noyanrapi آدرس کانال ریمیکس های رپی
🛎 جهت اسپانسرینگ به آیدی پایین پیام دهید 👇👇
AD MIN : @Darushmalmir44 👈
Instagram:
https://instagram.com/djdarushmalmir