✿ صـحـرا ✿

Description
?﷽?

?رمـان زیـبـاے: صـحـرا
?به قلـم: مبیناعبادتـے
?ژانـر: عاشقانه،انتقامـے

اطلاع رسانی رمان جدید به قلم نویسنده رمان صحرا، در همین چنل اطلاع داده میشود❌❌

#تـمـوم_شـــده
#کپی‌حتـےبا‌ذکر‌نام‌نویسنده‌پیگردقانونـے‌دارد.
#کپی‌حرام‌است.
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

4 years, 2 months ago

#part_1 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• دوهفته ایی بود که فقط در حال عذاب کشیدن بودم! هر روز صبح با حالت تهوع بیدار میشدم ،صورتم روز به روز لاغر تر از دیروز میشد و پوست صورتم به رنگ زردی میزد ... اشتهایی برای خوردن غذا نداشتم تنها چیزی که ...که میخوردم…

4 years, 2 months ago

#part_451 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• پاهام رو بالا بردم تک به تک و روی لبه ی پنجره ایستادم .. اگه یک قدم بر میداشتم تمام بود! منم راحت میشدم درست مثل لوکان و پویان .. یکی از پاهام‌ رو جلو اوردم تا قدم بزارم جایی که میدونستم زیر پاهام خالیه!…

4 years, 2 months ago

#part_450 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• مهمان ها هر یک گوشه ایی نشسته بودند.... یسنا و صوفیا چای و خرما و حلوا پخش میکردن... بچه هام روی پاهام سر گذاشته بودن ،آروم بی سر صدا ... این درد و زخم تمومی نداشت و نداره برام!  مثل هیزم مصنوعی می سوزم…

4 years, 2 months ago

#part_449 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• اما خبر نداشتم که دیگه راه برگشتی نیست! دیگه دوباره دیدنش نیست ،دیگه دستاش رو گرفتن خبری نیست. همین دیشب داشتیم برای آینده بچه هامون خیال بافی میکردیم ،قرار بود پریسا عروس و ساموئل و پارسا داماد بشن .. ماهم…

4 years, 2 months ago

عزیزای دلم به خاطر تبادلات
لطفا لفت ندید?صبور باشید!!
میتونید اعلان کانال خاموش کنید تا اذیت تون نکنه❤️

4 years, 2 months ago

#part_449 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• اما خبر نداشتم که دیگه راه برگشتی نیست! دیگه دوباره دیدنش نیست ،دیگه دستاش رو گرفتن خبری نیست. همین دیشب داشتیم برای آینده بچه هامون خیال بافی میکردیم ،قرار بود پریسا عروس و ساموئل و پارسا داماد بشن .. ماهم…

4 years, 2 months ago

#part_448 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• یاسین اخمی کرد و روی مبل نشست. دستش میلرزید و حرف میزد من من میکرد: _ببین صحرا ..میدونی که پویان یک ساله در حال عذابه ،دارو و شیمی درمانی ها اون مریضی داروهایی که استفاده میکرد از پاش در اورده بود! ناباور…

4 years, 2 months ago

#part_447 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• سرش رو پایین انداخت و به یسنا نگاهی رد و بدل کردن..منظور نگاه هاشون رو متوجه نمیشدم .. یا شاید هم متوجه میشدم دوست نداشتم که متوجه بشم. یسنا شونه هام رو فشرد: _بهتره بشینی صحرا بچه ها خیلی ترسیده بودن…

4 years, 2 months ago

#part_1 •·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·•·• دوهفته ایی بود که فقط در حال عذاب کشیدن بودم! هر روز صبح با حالت تهوع بیدار میشدم ،صورتم روز به روز لاغر تر از دیروز میشد و پوست صورتم به رنگ زردی میزد ... اشتهایی برای خوردن غذا نداشتم تنها چیزی که ...که میخوردم…

4 years, 2 months ago

کامنت بزارید?????

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••