Mohammad Discovery

Description
اینجا زندگی زیسته م رو در توسعه فردی و کسب و کار می نویسم.
We recommend to visit

⏺️ لینکدونی اصلی ⏺️

✡️ با بزرگترین لینکدونی تلگرام در کانال و گروه مورد علاقـه خود عضو شوید ✡️

☜جهت تبلیغات

✅تبلیغ هزینه ای ارزان :
@linkdoniV

?قویترین ربات ضد لینک رایگان بدون تبلیغ? :

? @SlarkBotss


...

Last updated 1 year, 8 months ago

بزرگ ترین کانال رفاقت در تلگرام

تبلیغات نداریم ?

ارتباط با ما : @Hi_rex2

Last updated 2 months, 1 week ago

? سفارش تبلیــغات :


? t.me/Tab_Com
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.

.
.
.
.
.
تمامى مطالب معتبر هستند و اگر مطلبى صحتش زير سوال برود اطلاع رسانى خواهد شد

Last updated 4 months, 1 week ago

1 week, 4 days ago

سعی می کنم خیلی کم اتفاقات همون روز یا روزای اخیر رو بنویسم، یعنی به مرور یاد گرفتم نباید این کار رو بکنم،

۱-هم اینکه حس نکنم اینجا هدفم تولید محتواس برای مخاطب، برای خودم قراره بنویسم و بذارم خوب تو ذهنم بشینه.
۲-اگه زمانی حرفی زدم کسی حس نکنه مخاطبم اون فرد هست، چون تا یه چیزی می نویسم هر سری کسی هست پیام بده بگه منظورت من بودم،
شاید یکی دو بار اون اوایل این اشتباه رو کردم ولی بعدها دیگه هیچ وقت تکرارش نکردم.

اما یه موضوع مدت ها بود تو ذهنم می چرخید، دوس داشتم یه سری بیشتر ازش بنویسم، قبلا کوتاه نوشته بودم ولی به دل خودم نچسبیده بود.
سمانه امروز بهم زنگ زد، هر از گاهی زنگ می زنه و میگه محمد تو توی لیست آدمام هستی که هر از گاهی بهشون زنگ بزنم و قدردانی بکنم، منم که بهش می گفتم زر نزن :)
ولی این قدردانی خیلی کار ارزشمند و عجیبیه، حتی برای اون کسی که وظیفه ش رو در برابر تو انجام داده،
سال ۹۵ اولین بار که خونه تنهایی گرفته بودم، زیر بار اجاره و قسط و اینا یهو با خودم گفتم پدر من چه طور با حقوق معلمی و مطلقا بدون هیچ درآمد دیگه ای هزینه یه خونواده هفت نفره رو می داد، به خصوص که یه برهه ای ۴ نفرمون همزمان هم دانشجو بودیم و درآمدی هم نداشتیم، مخم سوت می کشید و می دیدم من در کنار گلایه هام و غر زدن هام از پدرم هیچ وقت قدردانی نکردم، قدر دانی به اون معنا که بهش بچسبه و بهش بگم دمت گرم انصافا،
یا خیلی وقتا همکارایی داشتم که سنگ‌ تموم گذاشتن ولی دلچسب ازشون قدردانی نکردم، یا خیلی خیلی از آدما که گاهی کارایی کردن که دلی بوده و ارزشمند، درسته تو ذهنم موندن، درسته همیشه یه جوری توی واقعیت جبران می کنم، جوری که اون فرد هم حتما حسش می کنه، اما جنس قدردانی کلامی یه معنای دیگه داره، اون عشق و حس ارزشمندی رو عمیق تر می کنه.
می فهمم که خشم، طلبکاری، محق بودن به خاطر حکومت درونمون ریشه زده و سرمایه اجتماعی کشور و اعتماد اجتماعی رو داره به تهش می رسونه، ولی همین جنس قدردانی های کوچیک بینمون باعث میشه بچرخه،
قدردانی کردن از آدما قلب رو رقیق تر می کنه و باعث میشه آدما خونسردتر بشن و یه ابزاریه که خیلی از بازی های ذهن رو خاموش می کنه.
قطعا جنس قدردانی این مدل اگه باشه که فقط کلامی بمونه در حد یه ترفند کامیونیکیشن می مونه و اثرگذار نیست، قدردانی حتما با احساس و رفتار در هم تنیده س،

1 week, 4 days ago

حدود هفت ماه از زمان مراسم تحلیف پزشکیان می گذره؟
کسی هست بگه واقعا این هفت ماه اگه رئیسی بود چه فرقی می کرد؟

1 week, 4 days ago

به تجربه می بینم جنس آدمایی که احساس نگرانی می کنن این احساس نگرانی پشتش خیلی چیزای دیگه هست.

نگران موسسه هایی هستن که دوره مدیریت محصول برگزار می کنند.
نگران از بین رفتن زبان فارسی هستن.
نگران پوشش زنان هستن.
نگران دهه هشتادی ها هستن.
نگران کرایه های اسنپ و تپسی هستن.
نگران فست فودی زیاد هستن.

در مرحله بعد باید دید اون نگرانی رو چه طور ابراز می کنن، اونجا که جنس نگرانی رو اینجوری میگن که این گزاره ای که من میگم درسته و باید همه اینجوری باشن، این همون کنترل گری درون و نوع رفتار کمونیستی توی زندگی اجتماعیه که یه جا زده بیرون،
لرای نورآباد یه طنزپرداز داشتن که اوایل دهه هشتاد اون زمان که پادکست نبود، نوار کاست پر می کرد و اتفاقات اجتماعی رو با داستان و قصه و به زبان طنز و به طرز جذابی روایت می کرد،
یه جا می گفت دلت برام می سوزه؟
تو دلت برای خودت بسوزه.
آقا شما نمی خواد نگران جامعه و مردم و همه باشی، شما نگران خودت باش.
اگر می خوای نقد کنی، نقاط مثبت و منفی اون رویداد رو بگو، ولی زر نزن، ابراز نگرانی نکن، نقدت رو مطرح کن، آدما می خوننت و می شنونت، تهش جامعه با دینامیک خودش جلو میره،
نگرانی ها فراموش میشن.
نقدها فراموش میشن.

فقط اونی موندگار میشه که توی واقعیت اون جریان درست رو بتونه جا بندازه، که مردم هم بخوانش،
پس اگه خیلی خیلی نگرانی برو خودت اون جریان درست رو خلق کن، اگر که درست باشه آدما میان سمتت.

مردم موسیقی کلاسیک دوس ندارن، تتلو دوس دارن، شما نمی خواد نگرانشون باشی، مثل گذشته نیست که فقط کریس دی برگ و یانی در دسترس باشه به عنوان موزیک فاخر، همه به همه چیز به اندازه کافی دسترسی دارن.
دلت برای کسی نسوزه،
دلت برای خودت بسوزه.

2 months, 1 week ago

این سال ها همیشه این موضوع تو ذهنمه، که توی فضای آموزش که هستم، اثر بخش باشم، یعنی واقعا قبل و بعد آدما فرق کنه، خیلی وقت ها برای خیلیا این اتفاق نمیفته، که عموما خیلی بهشون دسترسی هم ندارم، خیلی هم نمیان مطرح کنن، هر چند همیشه دوس داشتم بیشتر کشفشون کنم، یه بخشی شون که کلا توی فضای شاگردی نبودن، مدتی اومدن، یه دوری زدن و رفتن، کاریش هم نمیشه کرد، خیلی نمیشه مسئولیت همه چیز رو هم تمام و کمال توی فضای آموزش برداشت، در کنار دیدن این ها ولی زیاد هم اتفاق افتاده، که یکی مسیر زندگیش رو پیدا کرده، یکی آروم تر و صبور تر شده، یکی سیستمی تر و جامع تر فکر می کنه، یکی کلا جنس ادبیاتش فرق کرده، یکی نوع نگاهش و حل مسئله ش متفاوت تر شده، یکی با خودش و واقعیت خود زندگی رو راست تر شده و خیلی یکی های دیگه که برای خیلی های دیگه هم تکرار شده، اما گاهی وقت ها که نگاه می کنم کدوم یکی خیلی ارزشمند بوده، کدومش موندگار تر بوده، دیدم که توی بوژان برای آدما خاطره ساختیم و آدما برای خودشون رفیق پیدا کردن، رفیقی که وجودش و حضورش طعم خود زندگی و بعضی لحظات رو متفاوت تر کرده، برای اینکه این خاطرات و رفاقتا شکل بگیره گاهی تمام خودم رو گذاشتم، هر دوره ای بچه هایی میان و میرن و هر گروهی بچه های هم فاز و هم جنس خودش رو پیدا می کنه و توی برهه ای از زندگی بخشی از خاطراتش رو می سازه و چه چیزی لذت بخش تر از اینکه آدم از زمان و گذر عمرش قصه برای گفتن داشته باشه،

2 months, 1 week ago

یکی از فلسفه های مصرف گرایی این نبوده که آدما اصراف کنن یا چیزی که نیاز ندارن رو داشته باشن، این بوده که بیشتر تلاش کنن، بیشتر خلق کنن،
کلا خیلی آدم اهل خریدی نیستم، دوپامین مغزم رو اون مدلی بالا و پایین نمی کنه، اما گاهی وقت ها یهو خرید می کنم، دیوایس، لباس، یا چیزای مشابه،
نه اینکه نیازشون دارم به طور خاصی، نه اینکه خیلی هیجان برام میاره، من حتی اون دستمال‌های که میزارن توی جیب کت اسمشون رو نمی دونم و امشب فروشنده سه تاش رو برای سه تا کت دونه ای سه میلیون و نهصد بهم فروخت، جوری که قول میدم مامانم ببینه برمیداره کابینت ها رو باهاش تمیز می کنه، ولی به هر حال گاهی طرفدار مصرف گرایی ام، برای اینکه درایور هست برای یه قدم جدید برداشتن، یادمه یه زمانی سه تا حقوقم رو دادم سرفیس خریدم، ده سال پیش، باحاله این بچه هایی که حقوق چندین ماهشون رو میدن آیفون، انگیزه های بیرونی شون رو کاری ندارم، دلشون خواسته خریدن، اتفاقا کمک می کنه بیشتر تلاش کنن، نسل قبل تر از ما طلا خریدن به کجاها رسیدن، تهش که همه شون یه زمین داشتن و فروختن و گرنه زندگی متفاوت تری داشتن، نسل جدید جنس مصرف گراییش دقیقا برای خودشه، برای همون موقه ش و لحظه ش و مسیر بهتری هم برای خودش پیدا می کنه.

2 months, 2 weeks ago

دوس داشتم یه کوفاندر داشتم، با هم می رفتیم کشورهای مختلف محتوا درست می کردیم.
تخصصش فیلمبرداری و تدوین بود.
فک می کنین چنین فردی رو کجا میشه پیدا کرد؟

5 months, 1 week ago

عزیزی هست که اینجا به فضای تکنولوژی علاقه مند باشه، زبانش متوسط به بالا باشه
و به کار ترجمه علاقه مند باشه؟
ممنون میشم بهم پیام بده
https://t.me/Mammadjafari

5 months, 1 week ago

تا حالا شده یه برنامه خوردن غذا بچینین، یکی فست فود می خوره، یکی غذای ایرانی، یکی سالاد،
یکی لوکیشنش شرقه، یکی غرب، یکی جنوب،
یکی شبا تا دیروقت سرکاره یکی مهمون داره.

احتمالا همه تجربه ش رو داشتیم،
بچه هایی که تور میرن که جنس پیچیدگی متفاوتی رو هم تجربه می کنن.
جنس آزار و اذیتش رو تجربه کردیم به نوعی، ولی جنس آزار و اذیتش وقتی زیاد تکرار میشه غیر قابل تحمل میشه،
واقعیتش اینه بخش زیادی از کار من این مدلیه، نباید اینجوری باشه ولی هست و وقتی بیش از هزار روز بشه دیگه خودمم نمی فهمم چه موجودی شدم.
ای کاش یه کم می شد خودخواهی و پذیرش در فعالیت های جمعی رو به آدما بهتر یاد داد، شاید یه حرفی بگم عجیب باشه ولی هر چی سن بیشتر باشه این پذیرش و خودخواهی شدید بیشتره و بچه های جوون تر خیلی ایزی گویینگ تر هستن و پذیرش متفاوت تری دارن.

5 months, 1 week ago

این شبا برنامه گل یا پوچ رو می بینم، واقعا یه تجربه متفاوت و لذت بخشه،
چاشنی شانس و قدرت تحلیل رو که کنار بگذاریم،
جنس کاراکترهای بازی خیلی جذابن، از هر کدوم میشه چیزی یاد گرفت،
از فرد ٢٨ ساله تا ٧۵ ساله توش شرکت کردن، از همه نوع سطح اجتماعی هم هستن.
واقعا می شینم بعضی قسمتاش رو دو بار می بینم، جنس آرامش عجیبی بهم میده، که مدت ها بود از برنامه ای نگرفته بودم.

5 months, 1 week ago

تعادل یا عدم تعادل در زندگی

قدیم تر ها محمدرضا شعبانعلی یه مجموعه مقاله ٣ قسمتی داشت درباره تعادل در زندگی، که بعدها توی اون ویدئوکستش هم بهش اشاره کرد،
خیلی اون موقع ها من نمی فهمیدمش، حرفش این بود که تعادل در زندگی لزوما یه نسخه برای واحد نیست و اتفاقا هر کی باید عدم تعادل در زندکی خودش رو پیدا کنه، یعنی یه سمتی رو حتما بیشتر دوس داره و باهاش حالش خوب تره،
چقدر درست و واقعیه
همه که نمی تونن منظم سفر برن، باشگاه برن، دورهمی های خونوادگی رو باشن، کافه و ایونت و کتاب خوندن و هر تعادلی که بخوایم ازش بگیم رو توش باشن،
به هر حال هر کی به سمتی متمایل تره،
یا همین گوشی که دست منه و اینجا می تونم راحت توش بنویسم، به این دلیله که خیلی ها توی عدم تعادل خودشون بودن که این کوشی خلق شده،
هر خلق شدنی و کشف کردنی یعنی نه گفتن به خیلی چیزای دیگه و توی یه سری چیزای دیگه غرق شدن،
هر خلق کردنی واقعا ساده نیست،
نه اینکه آدم با خودش تصور کنه بله حتما سخته، باید تجربه ش کنه که سخته،
سال هاست توی نقطه عدم تعادل متفاوتیم، برام سخت بوده؟ خیلی،
ولی این قدر وجودم باهاش عجین شده دیگه مدلای دیگه حالم رو خوب نمی کنه.
همین نقطه عدم تعادل خودم رو دوس دارم.

We recommend to visit

⏺️ لینکدونی اصلی ⏺️

✡️ با بزرگترین لینکدونی تلگرام در کانال و گروه مورد علاقـه خود عضو شوید ✡️

☜جهت تبلیغات

✅تبلیغ هزینه ای ارزان :
@linkdoniV

?قویترین ربات ضد لینک رایگان بدون تبلیغ? :

? @SlarkBotss


...

Last updated 1 year, 8 months ago

بزرگ ترین کانال رفاقت در تلگرام

تبلیغات نداریم ?

ارتباط با ما : @Hi_rex2

Last updated 2 months, 1 week ago

? سفارش تبلیــغات :


? t.me/Tab_Com
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.

.
.
.

.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.

.
.
.
.
.
تمامى مطالب معتبر هستند و اگر مطلبى صحتش زير سوال برود اطلاع رسانى خواهد شد

Last updated 4 months, 1 week ago