ساحره‌ی بدجنسِ شرق

Description
They weren't kidding when they called me well, a witch.
ساحره‌ی بدجنسِ غرب خواهرمه‌.

https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-MsORLvXAgD
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 7 months ago

فلسفه اسلامی رو شدم ۱۲.۵، رفتم اعتراض زدم که استاد یه رحمی بهم بکن لطفا، داد ۱۴. :)

1 year, 7 months ago
1 year, 7 months ago

آه راستی ما ماچا خوردیم تا ببینیم واقعا خوشمزه‌ست یا مردم فقط برای ادا می‌خورنش، ولی به نتیجه نرسیدیم. مزه‌ی داروی گیاهی داشت و آخر هم نفهمیدیم عاشقشیم یا ازش متنفریم.

1 year, 9 months ago

Talk to your man, tell him he's got bad news coming.

1 year, 9 months ago

خودمونیم، یه کمی هم بدجنسی. :') گاهی قلبم رو می‌شکنه.

1 year, 9 months ago

بهم گفت بیا تا بهت بگم چند آذر. تقریبا بهش گفتم که آذر شاید خیلی دیر باشه. همین الانش هم دیره. من باید هفته‌ی پیش تمومش می‌کردم، یا ماه پیش، یا فصل پیش. همین الان هم از برنامه عقبم. شاید اصلا آذر که بیاد... هیچی، ولش کن. ممنون، میام برای آذر. خوبه که گولم…

1 year, 10 months ago

من همیشه دستم رو کمی عقب‌تر از بدنم می‌گرفتم و راه می‌رفتم، به این امید که تو دستم رو بگیری. ولی راستش خیلی دیر کردی.

_ادامه دارد (شاید).

1 year, 10 months ago

یک زمانی قرار بود بزرگ شم و دنیا رو تغییر بدم. بابا بهم می‌گفت «تو یک روز کارهای بزرگی می‌کنی، من خیلی بهت امیدوارم.» و من لبخند می‌زدم و توی ذهنم، فکر می‌کردم «به پای امیدی که خودم به من دارم، نمی‌رسه.».
اما الان که تا وسط راه بزرگ شده‌م، من از پس کارهای روزمره هم بر نمیاد. برای هرچیز ساده‌ای باید نازش رو بکشم، تطمیع و تنبیه و تشویقش کنم، بلکه یه تکونی بخوره. التماسش کنم که تو رو خدا پا شو، از تختت بیا پایین، جان من مسواکت رو بزن، فدات شم تو رو خدا لباست رو بپوش، بعد می‌تونی تو راه شیرموز بخوری‌ها! پا شو، پا شو دیگه، امروز کلاس‌های جالبی داری‌ها! هرچند پدرم رو در میاره و نق می‌زنه و گریه می‌کنه و لگد می‌زنه، با خودم همراهش می‌کنم. ولی یهو وسط کلاس آسیب خاموش می‌شه. سرم رو از رو دفتر بلند می‌کنم و استاد رو نگاه می‌کنم و سرم گیج می‌ره. تموم شد، من دوباره به خواب زمستونی رفته، به اغما.
راستی قلبم واقعا توی سینه‌مه. تو اتوبوس یکهو افتاد پایین، شاید دیافراگمم جلوی سقوط بیشترش رو گرفت، نمی‌دونم؛ فیزیولوژی همیشه مبحث ضعیف من بوده. به هر حال یه وزنه تو سینه‌م سقوط کرد و خرد شد و تکه‌هاش فرو رفت تو تنم و نفسم رو بند آورد. محکم میله‌ی اتوبوس رو چسبیدم و لبم رو گاز گرفتم تا نخورم زمین.
گاهی به این فکر می‌کنم که حتی با کنار گذاشتن همه‌چیز، چنین زندگی پوچی که من داره، ارزش تمام درد و سختی‌ای که مادرم کشیده رو داره؟ ارزش تمام رویاهایی که مجبور شده فراموش کنه، حتی اگر هیچ‌وقت حرفی ازشون نزنه و شکایت نکنه؟ ارزش غصه‌ای که هر روز می‌خوره و دل‌مشغولی‌هاش؟ ارزش لطف‌ها و فداکاری‌هایی که هرگز قرار نیست ثمره‌شون رو ببینه؟ نداره. هیچ‌وقت نداره. حتی هیچ نسخه‌ای از ما در یک دنیای موازی نیست که این معادله توش درست کار کنه.

1 year, 10 months ago

کاوه زن داره. تازه تو روز عروسی‌ش گریه هم کرده. این گزاره در واقع هیچ تاثیری در زندگی من یا شما نداره ولی نمی‌دونم کاش زودتر فهمیده بودم.

1 year, 10 months ago

_ ایناها، ببین! اون عشقِ بیست سالگیه که ماها دنبالشیم، نه عشقِ سی سالگی.

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••