✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
معاویه پس از شهادت جناب عمار در جنگ صفین و پخش شدن حدیث نبوی «انک لن تموت حتی تقتلک الفئة الباغیة الناکبة عن الحق» برای فرار از رسوایی با کمک عمرو عاص سعی کرد امیرالمومنین را مقصر نشان دهد چراکه او شرایط معاویه را نپذیرفت و به جنگ با او برخواسته بود.
امروز در سالگرد عملیات طوفان الاقصی هم عدهای حماس را مسئول شهادت کودکان غزه میدانند چراکه حماس حاضر نشده شرایط اسرائیل را بپذیرد.
جالب است زمان میگذرد اما حرامزادهها تغییری نمیکنند.
تا به حال حاج آقا کاشانی را اینقدر عصبانی ندیده بودم!
حاج آقا میگفت اگر پهپادی در جنگ معاویه و علی (ع) بلند میکردید تا از بالا تصویری از میدان جنگ تهیه کند، جبهه علی (ع) با جبهه معاویه تفاوتها داشت. رفتار و کردار دو سپاه متمایز بود و پیرو علی (ع) بودن از پیرو معاویه بودن از اساس متفاوت بود. حاج آقا اما از رفتار امروز دلش خون بود.
میگفت کسی به من گفته: حاج آقا در این انتخابات رفوزه شدی! گفتم شما پرونده مرا از خدا گرفتی که حکم به رفوزه شدن ما میدهی؟ حاج آقا میگفت همانها که به من میگفتند وحدتی نیستی، که صد بار گفتهام هستم، در انتخابات به شیعیان علی (ع) رحم نکردند و هیچ تهمت و بهتانی از آنها دریغ نکردند.
حاج آقا راست میگفت. این چه حرفی است که هر بیحرمتی که شده فراموش کنید و از فردای انتخابات همه با هم برادریم! این تهمتها و بهتانها هم که زده شده کشک است دیگر؟ آیا در اسلام داریم، سلم لمن سالمکم به جز ایام انتخابات؟
امسال محرم را به دید دیگری ببنید. ما باید یک عمر در راحتیها دینداری تمرین کنیم تا در لبههای اصطکاک پایند به اصول بمانیم. انتخابات امسال یکی از این لبههایی بود که بسیاری از کسانی که یک عمر حرف از اسلام و مسلمین میزدند در آن شکست خوردند!
به قول امام موسی صدر دینی که کاربرد در زندگی ما نداشته باشد به مرور از بین میروند! امسال وقتی در هیئت گریه میکنید تهمتهای انتخاباتی را پیش چشم بیاورد، آیا خودمان در آتش تهمتها هیزم ریختیم؟ آیا جلوی کسی که میدانستیم حرف غلط میزند اما طرفدار نامزد ما بود ایستادیم؟ آیا از این انتخابات سالم بیرون آمدیم؟
اگر از من میپرسید انتخابات تمام نشده است! اگر پاسختان به هر کدام از سوالهای بالا منفی است بیفتید دنبال جبران اشتباهات و حلالیت گرفتن از کسانی که حرمتشان را پایمال کردید!
آقای پزشکیان خیلی به کارشناسها علاقه دارد، مرا به عنوان کارشناس کوچک اقتصادی قبول دارید؟
خیلی خلاصه و ساده بگویم، انتظارات در اقتصاد مهم است، نمونهاش را دیدهاید! آن هم نه یک بار و دو بار که میتوان از اقدامات دولت آقای روحانی کتابی درباره اهمیت انتظارات در اقتصاد نوشت. یادتان هست با حرف ترامپ قیمت دلار تغییر میکرد؟ یادتان هست با یک حرف آژانس اتمی قیمت طلا زیاد میشد؟
آقای پزشکیان و اعضای ستادش در این مدت کوتاه انتخابات چند بار به این اشاره کردند که اگر ترامپ بیاید بدبخت میشویم؟ چند بار تاکید کردهاند بدون برجام کشور دچار بحران است؟ چند بار تاکید کرده اند تصویب fatf مسئله مرگ و زندگی است؟
آقای مسعود پزشکیان و اطرافیانش هنوز نیامده چند درصدی تورم انتظاری برایتان کنار گذاشتهاند تا اگر ترامپ روی کار آمد، به صورت خودکار چند صد هزار تومنی زندگیتان گران شود! آیا توقع دارید اگر این فرد رییس جمهور شود وضع زندگیتان را بهتر میکند؟
گوشهای از واگن مترو به دیواره تکیه دادهام و «لهجهها اهلی نمیشوند» را میخوانم. کتاب از تجربههای زبانی و فرهنگی میگوید. مترجم روایت میکند که وقتی وارد زبان جدیدی میشوی، میتوانی متعصب به زبان اول بچسبی یا خود را تماماً به زبان جدید واگذاری و یا جایی در میانه دو زبان چادر بزنی و چیزهایی ببینی که تا به حال ندیدهای.
یک بخش تمام میشود. سر از کتاب بالا میآورم و نگاهی به دور و اطراف میاندازم. عکسی از ۶ نامزد انتخابات به دیوار واگن مترو وصل شده و پایینش با طرحی شبیه به طرح تابلوهای ایستگاههای مترو نوشته ایستگاه مردم
زیر طرح پسری نشسته که تمام دستش تتوهای رنگی است، هندزفری در گوشش است و لم داده و چیزی نگاه میکند. فکرم از بحثهای دیشب هنوز مشغول است! چقدر میتوانم خودم را جای او بگذارم و از چشمانش طرح ایستگاه مردم را ببینم؟
کنار پسر، دو دختر نشستهاند، موهایشان را به شکل عجیبی بافتهاند و هر کدام مدلی مختص خود دارند. یکی سر روی شانه دیگری گذاشته و در حالی که دیگری موهایش را نوازش میکند و آلبالو خشکه میخورد، برایش درد و دل میکند. چقدر میتوانم در جلد آنها فرو روم و این ۶ عکس کنار هم را از نگاه این دو ببینم؟
در مترو باز میشود، مردی با کلاهی عجیب که موهای بلندش را زیر آن جمع کرده وارد میشود. مرد ساز دهنیش را در میآورد و آهنگ جان مریم را میزند. نگاهی به من میکند که خیره به او شدهام، دستی برایم تکان میدهد و سر میچرخاند. چقدر میتوانم خودم را موزیسینی در مترو تصور کنم که نگاهش به عکس پزشکیان و قالیباف و پورمحمدی میافتد؟ اگر او بودم، چه درباره آن ۶ نفر فکر میکردم؟
قبل از اینکه این متن را برایتان بنویسم، بله را چک میکنم، توی گروههای دانشگاه دعواست. هر کس به دیگری بد و بیراه میگوید. دعوا سر این است که مشارکت پایین گردن کیست؟ جلیلی چرا ماند؟ قالیباف چرا ماند؟ دور بعدی چه میشود؟ اما آیا واقعا راز مشارکت ۴۰ درصدی در این دعواهای بیمسماست؟
من و شمای حزب اللهی چه از مردم میدانیم؟ من و شما چه از همستر تلگرام میدانیم؟ چه از مهاجرت میدانیم؟ ما مدتهاست از مردم بیگانه شدهایم. بله و ایتا را رها کنید. راز این ۴۰ درصد در ید دستفروشان مترو است، در صحبتهای اکیپ دختر و پسری که گوشه کافهای سیگار دود میکنند، در غرزدنهای زیر لب راننده تاکسیها و صحبتهای شاطرهاست. باید سر از لاک خود بیرون بیاوریم، باید گوش بسپاریم به مردم
به هر کس دوست دارید رای بدهید!
این چند روزه به همه این را گفتهام به شما هم میگویم. مهم نیست به چه کسی رای میدهید اما مهم است چگونه به این فرد رسیدهاید! اگر از روش غلط به نامزد من برسید برایم بیارزش است و برعکسش ارزشمند.
انتخابات عرصهایست برای محاسبه خودمان! چقدر برای پیدا کردن حق زحمت میکشیم یا چقدر بر اساس منافع شخصی خودمان رای میدهیم! چه بسیارند کسانی که با توییت افراد معلوم الحال نامزد انتخاب میکنند و زحمت یک سرچ معمولی را به خود نمیدهند. حواسشان نیست باید برای این رای پاسخ بدهند.
در گذر تاریخ شکست نداریم؛ این مسیر با پیروزی هر کسی دیر یا زود به جایگاهش خواهد رسید، اما مهم است رای من و شما این تاریخ را جلوتر انداخته یا عقبتر؟ مهم است من و شما چگونه انتخاب کردهایم!
من به شخصه ساعت ها از وقتم را در هفتههای امتحانات به گفتگو با دوستان و آشنایان اختصاص دادم. بسیار برایم پیش آمد که هر شبههای مطرح کردند پاسخ دادم، اما در نهایت نه تنها حرف مرا نپذیرفتند که به خود من توهین کردند! البته فدای سرشان؛ دلیلشان را میدانم؛ در دولت خاصی به قدرت میرسند و محکومند به هواداری!
امام میگفت ما مأمور به انجام وظیفهایم نه حصول به نتیجه. خودتان و خدایتان، وجدانتان را قاضی کنید، چرا رای میدهید؟ به چه کسی رای میدهید؟ آیا در انتخابات به کسی تهمت زدید؟ آیا حب و بغض شخصی در تصمیمتان دخیل بوده؟ اگر نتوانستید وجدانتان را راضی کنید تا دیر نشده یا جواب این سوالات را پیدا کنید یا نامزدتان را عوض کنید ...
بازنده اصلی این انتخابات کیست؟ اگر از من میپرسید، همه!
جریان اصلاحات که هر آنچه داشت خرج کرد، از ظریف مثلا سیاست فهمش را تا آذری جهرمی مردمیش را! فکر میکردید ظریف با آن عظمت بین اصلاحطلبها دست پزشکیانی را بالا ببرد؟ این انتخابات شاید محبوبیت خیلی از گزینههای اصلاحطلب را کاهش داد.
اما ضرر جدیتر از جریان اصلاح طلب، مربوط به جریان انقلاب است! شعارهای فساد طرفداران آقای جلیلی و آقای زاکانی، قالیباف را هدف گرفته است. جلیلی متهم به این شد که مدیریت و ... نمیداند، بذرپاش و اسماعیلی و ... هم که از اساس تایید نشدند. طرفدارهای آقای جلیلی، قاضی زاده را هم متهم کردند به سو استفاده از اسم حاج آقا رییسی.
با اینکه هیچ کدام از این موارد اثبات نشده، اما تکرار این حرفها کار خودش را میکند. خودتان را بگذارید جای یک انسان عادی؛ جلیلی بیعرضه و قالیباف فاسد است، قاضی زاده از شهدا سواستفاده میکند. بذرپاش و ... هم که صلاحیت ندارند. منصوری هم که چند ستاد عوض کرد تا رییس ستاد جلیلی شد. با این تفاسیر آیا این جناح با این تهمت ها که به هم میزنند، واقعا ارزشمند است؟
باور کنید حرفهای امثال جلیل محبی و ثابتی و خیل هواداران آقای جلیلی در این انتخابات آبروی جبهه انقلاب را برده است. آنها تبلیغ نکردند، تیشه به ریشه انقلاب زدند. خودتان رویکرد این جماعت عقب افتاده را با کسی مثل یامین پور فهیم مقایسه کنید. این جماعت از تخریب رییسی هم ابایی ندارند، هنوز حرفهایشان یادمان نرفته.
دعا کنید نتیجه انتخابات شر نشود و اگر نه همه در این افتضاح شریکید و از مقصرین نخواهیم گذشت ...
?تخریب در دوگانه جلیلی-قالیباف نتایج روشنی داره:
واقعاً خیلی سخته که فقط کاندیدای خودتون رو تبلیغ کنید؟
➕️ @yaminpour
سرم را به پنجره هواپیما تکیه دادهام و دارم به ابرها نگاه میکنم. صدای مسافر صندلی پشتی توضیح میدهد که این ابرها بارانزا هستند و زیر پایمان باران میآید؛ ما اما بالای آنها هستیم و آفتاب میبینیم.
به صبح فکر میکنم؛ پشت چراغ قرمز ایستاده بودمو به سمت دیگر چهارراه نگاه میکردم. پیرزنی که راننده تاکسی سمند زردی بود؛ از رو به رو میآمد. پیرزن باید پشت چراغ میایستاد اما نمیدانم حواسش کجا بود که بدون ترمز وارد چهارراه شد.
هنوز چرخهای عقب تاکسی از خط ایست رد نشده بود که فهمید اشتباه کرده. پیرزن اما به جای توقف، لبخند زنان دستش را به نشانه عذرخواهی بلند کرد تا حدی که از سقف ماشین هم بالاتر آمد تا همه ببینند.
تا یادم است، هیچ ماشینی در تهران به دیگری راه نمیدهد، تازه آن هم وقتی حق با طرف دیگر است. اما این بار همه لبخند زنان ایستادند تا پیرزن با تاکسیاش رد شود.
پیرزن اگر دست عذرخواهی بالا نمیآورد قطعا تا سبز شدن چراغ از چهارراه عبور نمیکرد، اما ادب کرد و جواب گرفت. دنیا عبرت است، پس عبرت بگیریم.
زندگی ما مثل آنچه پشت پنجره است زیر این ابرهای گرفته و بارانی زندانی شده، ما هم گاهی باید دست از این ابرها بالا بیاوریم و عذرخواهی کنیم، عذرخواهی از عمری که حیف و میلش میکنیم و نعماتی که ناشکریشان را میکنیم و هزار چیز دیگر ...
باید دست ادب بلند کنیم تا آفتاب خدا به دست بلند شده ما بتابد و زندگیمان را تغییر دهد ...
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••