سیدعلی میری

Description
فعال حوزه ی رسانه و روزنامه نگاری علم ، فناوری و توسعه



@AliMiri2841
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 7 months ago

.
#سخن_سردبیر
#رصدخانه

🔻دانشگاه هم مانند همه ی نهاد های تمدنی جدید، بدون احساس نیاز و شاید با نگاهی به نتایج آن در تمدن غرب وارد کشور شد.
نهاد هایی که حاصل یک کهن الگو در رابطه ی ما با مدرنیته هستند.این نگاه حاصل این پرسش است که"چرا غرب پیشرفت می کند و ما از قافله عقب می افتیم و نمی توانیم امروز و آینده ی خود را تدبیر کنیم؟"اگر پاسخ به این پرسش تخریب و بازسازی بنیاد های فکری مدرن نباشند و نتوان به عمق این مسائل اندیشید، نتیجه این است که علت ترقیات و پیشرفت و کارآمدی نهادهایی مانند دانشگاه را حاصل نهاد ها و امکانات دیگر بدانیم و در واردات بیشتر تلاش کنیم، شاید همچنان نتایجی که غرب از نهاد های خود می گیرد را در کشور نبینیم.این مسیر یک ناامیدی سیستماتیک و از کارافتادگی و رخوت میان نیروهای کارآمد آینده ایران ایجاد می کند و باید به جایگاه انقلاب اسلامی ایران در این موقعیت اندیشید.
🔺اساسی است که به رابطه ی این نهاد های از هم جداافتاده بیاندیشیم.بهترین تبیین توسعه از نظر صاحب این قلم، ایجاد رابطه ای اصیل و درست میان اجزای مختلف و پراکنده ی نهادهای مختلف مدرن است.بخصوص رابطه ای از جنس صرافت طبع میان اقتصاد،پژوهش و صنعت که باز هم به نظر صاحب این قلم جز با اندیشیدن به مبانی غرب از جایگاه انقلاب اسلامی امکانپذیر نخواهد شد.انقلابی که امیدی برای مواجهه ی جدی تر با بنیان های جهان جدید و تفکر آینده را نوید می داد و قدم بلند ملت ایران در بازگشت به خویشتن و آقایی در این جهان بود.

📺قسمت دهم رصدخانه را امشب از ساعت۲۳:۲۰از شبکه اصفهان دنبال کنید.

1 year, 7 months ago

تجلّی کرد حسنش دوش در خلوتگه هوشم‌
به استقبال نازش دل برون آمد ز آغوشم‌
دل دیوانه‌ام پرشور و دشت بیخودی تنگ است‌
کنید ایجاد صحرایی دگر تا ناز بفروشم‌
ز بس نازک‌مزاجم‌، ناز گردون بر نمی‌دارم‌
من آن شاخم که نکهت بار سنگین است بر دوشم‌
نیم شمعی که از باد نفس راه فنا گیرم‌
چراغ طورم و طوفان نخواهدکرد خاموشم‌
سزاوار شنیدن کی بود افسانهٔ زاهد؟
به جای حرف باطل پنبه بگذارید در گوشم‌
غبارم‌، لیک صد خورشید تابان در بغل دارم‌
به ظاهر قطره‌ام‌، امّا بود طوفان در آغوشم‌
چو بحر بیکران پیوسته‌امواج است طبع من‌
توانی نیست کس را تا فروبنشاند از جوشم‌
ز بس دارم نوید از زندگانی سرگرانی‌ها
که بردارد به جز تیغ اجل این بار از دوشم‌؟

1 year, 7 months ago

✏️ یادداشت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره #مناجات_شعبانیه

🔹️بسم‌الله الرحمن‌الرحیم
#دعا، وسیله‌ی مؤمن و ملجأ مضطر و رابطه‌ی انسان ضعیف و جاهل با منبع فیاض علم و قدرت است، و بشر بی‌رابطه‌ی روحی با خدا و بدون عرض نیاز به غنی بالذات، در عرصه‌ی زندگی سرگشته و درمانده و هدر رفته است؛ «قل ما یعبؤا بکم ربیّ لولا دعاؤکم».

🔹️بهترین دعا آن است که از سرمعرفتی عاشقانه به خدا و بصیرتی عارفانه به نیازهای انسان انشا شده باشد، و این را فقط در مکتب پیامبر خدا (صلّی‌اللَّه‌علیه واله‌وسلّم) و اهل‌بیت طاهرین او - که اوعیه‌ی علم پیامبر(ص) و وراث حکمت و معرفت اویند - می‌توان جست. ما بحمداللَّه ذخیره‌یی بی‌پایان از ادعیه‌ی مأثوره‌ی از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) داریم که انس با آن، صفا و معرفت و کمال و محبت می‌بخشد و بشر را از آلایشها پاکیزه می‌سازد.

🔹️مناجات مأثوره‌ی ماه شعبان - که روایت شده اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) بر آن مداومت داشتند - یکی از دعاهایی است که لحن عارفانه و زبان شیوای آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالی‌یی همراه است که نظیر آن را در زبانهای معمولی و محاورات عادی نمی‌توان یافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نیست.

🔹️این مناجات، نمونه‌ی کاملی از تضرع و وصف حال برگزیده‌ترین بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبی است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوی عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.

🔹️مناجاتهای پانزده‌گانه که از امام زین‌العابدین حضرت علی‌بن‌الحسین (علیه‌السّلام) نقل شده، گذشته از خصوصیت بارز دعایی مأثور از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)، این مزیت را داراست که به مناسبت حالات مختلف #مؤمن، مناجاتها را انشا فرموده است.

🔹️خداوند به همه توفیق استفاضه و خودسازی به برکت این کلمات مبارک را عنایت فرماید. آمین. ۶۹/۱۰/۱

💻 Farsi.Khamenei.ir

1 year, 9 months ago

.
.
.

قسمت اول رصدخانه افتخار دارد که میزبان استاد اصغر طاهرزاده باشد و این برنامه را بایک پرسش اساسی و فکری شروع کند؛
چگونه می توان با انقلاب اسلامی ایران در آینده ی فکری و علمی این جهان حاظر شد؟

از فردا(۱۰آذر ) هرهفته شنبه ها ساعت۱۸ در شبکه اصفهان میهمان شما خواهیم بود.

#علم #فناوری #اقتصاد #رصدخانه #تلویزیون #فکر #فلسفه #توسعه #پیشرفت #فناوری_بالا #پژوهش #دانشگاه #حکمرانی

@GRAVITY_TVshow

1 year, 10 months ago
1 year, 10 months ago

شاخه اقتصاد گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم برگزار کرد؛

"شکل گیری و تکامل درون زا یا برون زای نظام بانکی ایران"

سخنران:
مهندس سید محمد بحرینیان

(صنعتگر و پژوهشگر توسعه و همکار شاخه اقتصاد گروه علوم انسانی فرهنگستان علوم)

تاریخ: سه شنبه 1403/7/24

2 years ago

مرگ قصه را می سازد

تالکین در این ویدئو از اهمیت مرگ برای انسلن ها و قصه هاشان صحبت می کند و عمق جدیتی که در پس جهان "ارباب حلقه ها" وجود داشته را به رخ می کشد.
از میان فانتزی/حماسه نویسان، سه نویسنده هستند که با اقتباس های عظیم سینمایی و تلویزیونی از آثارشان در ذهن ها می درخشند؛فرانک هربرت با تلماسه، جرج ار ار مارتین با بازی تاج و تخت و جان ار ار تالکین با ارباب حلقه ها.
هرسه جهانی خلق کرده اند و تاریخی.اما متفاوت هستند و این تفاوت در مرگ است.
بگذارید با مارتین شروع کنم و مرگ های غیرمنتظره در قسمت های ۹ هرفصل.این مرگ ها بی غایت و تصادفی می نمود و از همین جهت ذهن عادت کرده به داستان ما را که انتظار داریم اگر قصه ی پر جزئیاتی از یک شخص می شنویم، اثری مهم در جهان داستان و غایتی ببینیم، می گزید و این مسیر هربار با تعجب و بهت برانگیز بودن به جذابیت فست فودی داستان می افزود ولی نهایتا به یک پایان سرد و بی روح منتهی شد که قاعدتا از این مسیر به دست می آمد.اصلا گویی داستان یعنی غایتمندی و شاید میل ما به داستان و قصه نیز از همین جهت است، چون ما وسط قصه ی خود هستیم و نمی توانیم قصه ی خودمان را ببینیم پس آن را زنجیره ی تصادف های خوب و بد فهم می کنیم ولی از سر فطرت با یک جهان که از زاویه دید خدایی قصه ی آن را می بینیم لذت می بریم.
دقیقا همینجاست که مرگ در قصه مهم است یا به تعبیری سرانجام و غایت قصه را برجسته می کند و این تفاوت تالکین با مارتین، جهان ارباب حلقه ها را بی نهایت برجسته تر و حماسی تر کرده.

@AliMiriSC

2 years, 1 month ago

این بارِ هزارم است
که بر آخرین هوا می‌نویسیم
می‌میریم
امّا اجازه‌ نمی‌دهیم بگذرید

چیزی شبیه مرگ را ادامه می‌دهیم و
زندگی می‌کنیم
و چیزی شبیه مرگ
پیروزی‌ست...

✍️ ‏محمود درویش

2 years, 1 month ago

خطبه ۵۶ نهج‌البلاغه

و من كلام له (علیه السلام) يصف أصحاب رسول الله و ذلك يوم صفين حين أمر الناس بالصلح‏:

وَ لَقَدْ كَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلَانِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ يَتَخَالَسَانِ أَنْفُسَهُمَا أَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ كَأْسَ الْمَنُونِ فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا، فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا أَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْكَبْتَ وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ حَتَّى اسْتَقَرَّ الْإِسْلَامُ مُلْقِياً جِرَانَهُ وَ مُتَبَوِّئاً أَوْطَانَهُ؛

بسا مردى از ما و مردى از دشمنان ما، مردانه، پنجه در مى افكندند، تا كداميك ديگرى را شرنگ مرگ چشاند. گاه ما بوديم كه جام مرگ از دست دشمن مى گرفتيم و گاه دشمن بود كه جام مرگ از دست ما مى گرفت. چون خداوند صداقت ما را در پيكار ديد، دشمن ما را خوار و زبون ساخت و ما را پيروزى داد. تا اسلام استقرار يافت و از خوف دشمنان آرميد و در منزلگاههاى خود مأوا گزيد.

2 years, 1 month ago

اگر نبود فیا سیوف خذینی مگر شمشیرها کاری می توانستند بکنند.
عبیدالله بن زیادها خوشحالند که با کشتن حسین (ع) بر حقند چرا که گویا خدا نیز از حسین (ع) دفاع نکرده است .
عبیدالله بن زیاد: ستایش خدا را که شما خانواده را رسوا ساخت و کشت و نشان داد که آنچه می‎گفتید دروغی بیش نبود.
زینب: ستایش خدا را که ما را به واسطه پیامبر خود (که از خاندان ماست) گرامی داشت و از پلیدی پاک گردانید. جز فاسق رسوا نمی‎شود و جز بدکار، دروغ نمی‎گوید، و بد کار ما نیستیم بلکه دیگرانند‌ (یعنی تو و پیروانت هستید) و ستایش مخصوص خداست
عبیدالله بن زیاد: «دیدی خدا با خاندانت چه کرد؟
زینب: جز زیبایی ندیدم! آنان کسانی بودند که خدا مقدّر ساخته بود کشته شوند و آنان نیز اطاعت کرده و به سوی آرامگاه خود شتافتند و به‌زودی خداوند تو و آنان را (در روز رستاخیز) با هم روبه‌رو می‎کند و آنان از تو، به درگاه خدا شکایت و دادخواهی خواهند کرد، اینک بنگر که آن روز چه کسی پیروز خواهد شد، مادرت به عزایت بنشیند‌ ای پسر مرجانه!
عبیدالله بن زیاد: خدا دلم را با کشته‌شدن برادر نافرمانت حسین و خاندان و لشکر سرکش او شفا داد.
زینب: به خدا قسم بزرگ ما را کشتی، نهال مرا قطع کردی و ریشه مرا در آوردی، اگر این کار مایه شفای توست، همانا شفا یافته‎‌ای
ابن زیاد با حالت خشم و استهزا: این هم مثل پدرش علی سخن‌پرداز است؛ به جان خودم پدرت نیز شاعر بود و سخن به سجع می‎گفت.
زینب: «زن را با سجع‌گویی چه کار؟» (حالا چه وقت سجع گفتن است؟ سرم گرمِ کار دیگر است از سوز سینه چیزی بر زبانم جاری شد وگفتم.

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••