✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
@chizi_nist
تصویر کم نظیر و با کیفیتی از تمرین مجید وفادار و داریوش رفیعی و الهه که چهار ترانه دو صدایی با هم اجرا کردند.
@chizi_nist
مرحوم اسماعیل نواب صفا خاطرهای نقل میکند که روزی قرار بود پرویز یاحقی دو صفحه برای «موزیکال کمپانی» به مديريت «عشقی» ضبط کند و یک روی صفحه چهار مضراب سه گاه او باشد که طرفداران زیادی داشت. داریوش رفیعی گفته بود من هم میآیم و ضرب چهار مضراب را اجرا می کنم. آنروز من و بیژن ترقی هم با پرویز یاحقی به منزل رفیعی رفتیم که به منظور ضبط او را با خود ببریم.
ساعت درحدود دو یا سه بعد از ظهر بود که به منزل رفیعی رسيديم، دیدیم هنوز خاب است! و سراپای ملحفهای را که روی خود انداخته بود، از شدت مگس سیاه شده بود. او را بیدار کردیم و بتدریج آماده بیرون آمدن شد، در این ضمن برادر کوچک او به خانه آمد و داشت از پلهها بالا میآمد که به اطاقش برود، ناگهان دیدیم که داریوش بشدت عصبانی شد و سیلی محکمی بگوش برادرش زد، فریاد کشید: «اگر من معتاد شدهام و به این روز افتادهام، مثلن هنرمندم، توی فلان فلان شده دیگر چرا معتاد شدهای؟!»
ضمن اینکه ناراحت شدیم، دانستیم که برادر کوچک او نیز، به دام اعتیاد افتاده ولی حرکت آنروز داریوش که همراه با دنیایی دلسوزی در حق برادر بود، مبین این حقیقت بود که خود او میداند که اعتیاد چه بروز او آورده، آن جوان خوش اندام و آزاده و مردم دوست از زندگی پریشان خود به عذاب آمده بود و به راستی در اواخر زندگی کوتاهش تحمل فرو ریختن شخصیتش را نداشت و مرگ را استقبال میکرد و دیدیم که چنین شد.
به هرحال آنروز به استودیوی «موزیکال کمپانی» رفتیم و پرویز چهار مضرابش را اجرا کرد و کسانی که آن صفحه را دارند یا بر روی نوار ضبط صوت انتقال دادهاند، بهتر است بدانند که چهار مضراب سه گاه یاحقی، داریوش رفیعی است. روحش شاد
داریوش رفیعی نوازنده تنبک قابلی بود و ضرب این تصنیفهای تاریخی اکثرن کار خود داریوش رفیعی است.
@chizi_nist
نیمه دوم دهه بیست خیابانهای استانبول و نادری و لاله زار، مجللترین خیابانهای تهران بود... آن جوان سبزه روی و پر شور کرمانی، ماشین قرمز رنگی داشت و گاه از ساعت ده بامداد که گردش یا خرید یا استراحت در خیابانهای لاله زار و استانبول و نادری آغاز میشد، با اتوموبیل زیبای خود در آن خیابانها، جولان میداد. کمتر کسی او را میشناخت ولی بعد از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ که بعضی شبها در رادیو آواز میخاند، مردم به تدریج با نام «داریوش رفیعی» آشنا شدند. پدرش لطفعلی رفیعی در دوره ۱۴ مجلس شورای ملی از شهر بم به نمایندگی انتخاب شده بود و خانه کوچ به تهران آمده بودند. داریوش که در سال ۱۳۲۹ بوسیله دوست و استادش بدیع زاده بطور مستمر در رادیو ایران برنامه اجرا میکرد، سنی حدود ۲۳ سال داشت، در دبیرستان دارائی درس میخاند ولی از سالهایی که صدای گرم و دلپذیرش او را به شهرت رساند، ادامه تحصیل را رها کرد. به صدا و شیوه خانندگی بدیع زاده به خصوص گشاده رویی و مهربانی او علاقه بسیار داشت و بدیع زاده هم به قدری او را دوست داشت که داریوش در واقع جزو افراد خانواده او درآمده بود و اغلب شبها و روزها در خانه استاد به سر میبرد.
@chizi_nist
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بیرحم تو تقصیر نبود
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم
هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••