✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
نقدی که دربارهی آلبوم «پیلتن» و کلیشههای زیادی دستمالیشدهای که موسیقیدانان ایرانی به مخاطب غربی تحویل میدهند در شمارهی آخر مجلهی Songlines (اکتبر ۲۰۲۴) نوشتهام.
در خانههای یونان باستان، مثل خانههای ایرانی، بخشی بوده مختص مردان و بخشی زنانهتر و خصوصیتر. بخش مردانهتر andron نام داشته، که شباهت لفظی زیادی با بخش خصوصی خانهی ایرانی، یعنی اندرون دارد. نکتهی ناامیدکننده ولی اینجاست که بین این دو هیچ رابطهی زبانشناسانهای وجود ندارد. واژهی یونانی از aner به معنای مرد میآید و واژهی ایرانی از «اندر» (داخل)+ «-ون» (پسوند مکانساز). بار دیگری که از بیربطی دو واژه ناامید شدم وقتی بودم که فهمیدم بین «خوب» فارسی، «خوت»ِ هلندی، «گوت» آلمانی، و متعاقباً «گود» انگلیسی رابطهای وجود ندارد. یکبار هم فهمیدم که «بد» فارسی و «bad» انگلیسی هیچ ربطی به هم ندارند و تصادفاً یک معنا و صورت دارند!
آدولف لوس را معمولاً به این میشناسیم که یکی از پیشگامان معماری مدرن[یستی] بوده و از این رو، با توجه به بعضی تزهای انقلابیاش مانند «تزیینات جنایت است»، رویکردی پیشرو داشته. با این حال، جالب است که اتفاقاً هم او و هم بعضی از دیگران پیشگامان مدرنیسم، مثل هانس مِیِر، از یک منظر بسیار هم محافظهکارند: آنان خانه و ساختمان را جای تجربهگراییهای هنری نمیدانند، بلکه آن را صرفاً اثری میدانند برای خدمت به نیازهای انسان و قراردادناش در محدودهی آسایش آشنای او. بنابراین، با تغییر جایگاه «معماری» به «ساختمان»، آن را خالی از اغراض هنری میخواهند و صرفاً خدمتگزار نیازهای اولیه؛ برخلاف اثر هنری. آدولف لوس، مثلاً، در ۱۹۱۰ مینویسد:
«خانه، باید به همگان خوش بیاید، در حالیکه لزومی ندارد اثر هنری چنین باشد. اثر هنری مسئلهی شخصی هنرمند است. خانه چنین نیست. اثر هنری به دنیا میآید، بیآنکه در دنیا کاربردی برایش تعریف شده باشد. خانه نیازی را تأمین میکند. اثر هنری به هیچکس پاسخگو نیست. اثر هنری عزمِ درهمشکستنِ از خودخشنودیِ آسودهی انسان را میکند. خانه باید نیازهای او را برطرف کند. اثر هنری انقلابیست، و خانه محافظهکار. اثر هنری انسان را به راههای نو هدایت میکند و به آینده میاندیشد. خانه به اکنون میاندیشد. انسان هرچیز که آسایشاش را تأمین کند دوست میدارد. او از هرچیز که بخواهد او را از موقعیت امن و اماناش دور و باری بر او تحمیل کند بیزار است. و بنابراین، او دلبستهی خانه و بیزار از هنر است.»
خاطره-جستاری نیمهشخصی از آبان ۱۴۰۰:
https://telegra.ph/Ks-07-10-2
Telegraph
اگر شبی از شبهای آبان
پاورچین از لابهلای آشغالهای کف زمین و صندلی سرنگونشدهی توی پذیرایی گذشتم و توی اتاق، مسیرم را کج کردم که به چمدان ولوی روی فرش نخورم. درِ حمام را هُل دادم و یکلنگهپا پریدم تو و شیر دوش را باز کردم. سعی کردم که پایم روی مورچههای جلوی در حمام نرود که…
تشریف ببرید و جای من رو هم خالی کنید!
بیستسال سرپا نگه داشتن یک نشریهی موسیقی، بدون هیچ حامی دولتی و خصوصی، آن هم در ایران به محال شبیه است. خوشحالم که سیزده سال است عضو تحریریهی هارمونیتاک هستم و امیدوارم همیشه بردوام باشد.
برنامهی نهایی کنفرانس هنر اسلامی یورک که دو هفتهی دیگر در دانشگاه یورک انگلستان برگزار میشود را در پیام پایین ضمیمه کردهام. ⬇️⬇️
عنوان این دورهی کنفرانس «تولید، انتقال، و تفسیر» است. رابرت هیلنبراند، مارکوس میلرایت، ریچارد مککلری، و مهرین چیدا-ریزوی (رضوی؟) سخنرانان کلیدی کنفرانساند.
من در روز دوم کنفرانس ارائهای دارم دربارهی آگهیهای معاملات ملکی دورهی مشروطه و اواخر قاجار، و اینکه تحلیل این آگهیها چه ذهنیتهای پیشامدرنی دربارهی معماری و شهر در ایران را برای ما برملا میکند.
در این کنفرانس چند مقالهی دیگر هم دربارهی هنر و معماری دوران اسلامی در ایران توسط پژوهشگرانی از دانشگاههای مختلف ارائه میشود که میتوانید در برنامهی کنفرانس آنها را ببینید.
دیشب با رفقا بحث این بود که آدم وقتی در ایران زندگی نمیکند درکش از اتفاقات چطور تغییر میکند. از یکطرف، به عنوان پژوهشگر و راوی علوم انسانی یا هنرمند، احتمال بالایی وجود دارد که نبض اتفاقات از دست برود. نمونهاش اکثر قریب به اتفاق موسیقیدانان، فیلمسازان، نویسندگان، یا معماران ایرانی که از ایران رفتند و دیگر هیچگاه به گرد پای گذشتهی خودشان هم نرسیدند. از طرف دیگر، نگاه از بیرون به ایران باعث میشود غیرعادی بودن خیلی چیزها که در زمان زندگی در ایران به نظر بدیهی و عادی میآمد به چشم بیاید؛ مثل اتیکتهای اجتماعی، از رسم دستدادن گرفته تا رابطهی مغازهدار-مشتری، یا سیستم فاجعهبار حملونقل عمومی بیرون و درونشهری.
سهشنبهی هفتهی بعد، در قالب برنامههای هفتگی گروه داکتاکز که شبکهای از پژوهشگران تئوری و تاریخ معماری در اروپاست، سخنرانی آنلاین کوتاهی دربارهی پایاننامهی دکتریام خواهم داشت. اگر کسی مایل به شرکت در سخنرانی بود، به آیدی من پیام دهد تا لینک آن را بفرستم. توضیح جلسه:
In the histories of modern architecture in the MENA region, including Iran, there is a strong inclination to perceive fundamental architectural shifts towards modernity as colonial, Western, and imitative. While these accounts certainly hold some truth, they often neglect the agency of Iranians and, in many cases, lack the nuance needed to appreciate differences in various contexts in the Global South. During the 19th to mid-20th century, contagious diseases became a existential problem that led to the emergence of certain modern socio-political concepts. As argued by scholars, the introduction of modern concepts, such as the formulation of despotism and liberty, was heavily influenced by the collective understanding of epidemics as a nationwide crisis. For my research project, I am exploring questions such as how the notion of "modern" as "healthy" architecture was defined and shaped in Iran. How were pre-modern architectural traditions categorized and demonized as the architecture of despotism, associated with filth, disease, and death? How did these understandings influence architectural practices until the mid-20th century? Can we reread some of the architectural efforts typically considered aesthetic or Western as attempts to promote hygiene in Iranian architecture? How was the role of women redefined as the domestic agents of the new “healthy” architecture? How did different readings of religion influence these efforts? How did new spatial layouts or landscape design contribute to these health concerns? In my talk, I will touch on some of these questions, echoed both in the theoretical debates and architectural practices from the mid-19th to mid-20th century in Iran.
معرفی یک رسالهٔ تاریخی معماری در عثمانی: رسالهٔ سلیمیه کامیار صلواتی هرچند از نوشتههای برخی از محققان تاریخ معماری اینگونه برداشت میشود که غیر از دو رسالهٔ مربوط به معمار سنان و رسالهٔ معماریه منبع مکتوب دیگری دربارهٔ معماری در عثمانی وجود نداشته است،…
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••