مشت خاکستر (فرشته مولوی)

Description
Fereshteh Molavi
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 6 months ago

دوستانی که پیگیر کانال مشت خاکسترید: یک‌بار دیگر داریم به روز ۸ مارس می‌رسیم. برای یادآوری آنچه بر زنان ایران در این چند دهه‌ی حجاب زوری گذشته، چند یادداشت «حجابی» از رشته‌یادداشت‌های «ضدخاطرات» را در کانال یوتیوب گذاشته‌ام به نشانی زیر و درخواستم این است که این ویدیوهای کانال یوتیوب را اگر می‌توانید در همان یوتیوب ببینید و بشنوید و در هر حال اگر درخورتوجه شما بود، از بازنشر آن‌ها دریغ نکنید.

1 year, 8 months ago

این چند خط و چند حرف ته‌رنگ همه‌ی رنج و درد بی‌شمار زنانی‌ست که به ضرب و زور نادانی و قلدری بی‌صدا شده‌اند، از مادربزرگ من گرفته تا مادربزرگ شما، از من تا شما.

1 year, 8 months ago

این روزها هر گوشه‌ی اینترنت برگردانی از شعر «من هیچ‌کسم» امیلی دیکینسن دیده می‌شود که خوب چون در عصر انبوهی تولید و مصرف و باقی قضایا به‌سر می‌بریم، هیچ ایرادی ندارد. اما بد نیست دست‌کم شمار اندک کتابخوان‌های «نانمایشی» بدانند یا به‌یاد بیاوررند که این شعر را خیلی سال پیش یعنی در آخر دهه‌ی شصت به فارسی برگرداندم چون در مقاله‌ای از لوییس آنترمایر بود. کتاب آنترمایر را هم نشر مرکز در سال ۱۳۷۲ (به گمانم، چون حالا کتاب دم دستم نیست) با عنوان «آفرینندگان جهان نو» درآورد و گویا آن چاپ و چاپ‌(های) بعد در بازار باشد. اگر پی کتاب خوب می‌گردید و دربند «چی مد روزه» نیستید، از پیداکردن و خواندن کتاب کهنه‌ی آنترمایر پشیمان نخواهید شد.

1 year, 10 months ago
**شهرزاد**

شهرزاد

در سایه و در روشن و در راهروی خورشید‌تاب
راه می‌روند و حرف می‌زنند، هنر فوتِ وقت را مشق می‌کنند.
اعدام شهرزاد به تعویق خواهد افتاد
چراکه برای شهریار قصه‌ای می‌گوید که می‌خواهدش.
خورشید به شفق و به شب می‌گراید.
چنان‌که آنان می‌گذرند، هر برگی، گوش‌سپار، می‌خمد.
هیچ‌یک از آن‌ دو سیرایی از قصه ندارد
هیچ‌یک نمی‌خواهد قصه را به سر برساند.
هرگز آیا راهی را که می‌روند ترک خواهند گفت؟
هرگز آیا خواهان آن خواهند بود؟
مرد سر به سوی زن می‌خماند،
نگاهش بر لب‌هایی می‌نشیند که قصه‌ای دیگر را سر می‌گیرد:
روزی روزگاری شهرزاد با شهریار در جنگلی بود و
به او چنین گفت و
از او چنین شنید.
فریزر سادرلند | فرشته مولوی

◄ شعرهای دیگر در: شعر ترجمهٔ سایت بارو

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر و داستان کوتاه جهان را در کانال تلگرام بارو بخوانید.
B A R U

1 year, 11 months ago

از دوستانی که در ۲۸ شهریور با پیامی یادی از من کردند، سپاسگزاری می‌کنم. از اهل کتاب و ادبیات هم که پیگیر این صفحه‌اند، چشمداشت پشتیبانی از راه خریدن و خواندن و همرسانی کتاب‌هایی دارم که از جفای سانسور و روزگار به خون دل و هزینه از جیب پاره منتشر می‌شوند
https://www.instagram.com/reel/DAICjfkR8ZX/?igsh=bnlqNTgwajBoMW8w

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••