✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
فصل اول «ریرا» را نه یک بار که چندین بار از اول تا آخر شنیدهام. آن بخش از روحم که عاشق ادبیات است ریرا را قطره قطره نوشید و لذت برد. شاید ده بار کامنت گذاشته بودم که پس فصل دومش چه شد؟ امروز، بعد از مدت طولانی، انتشار قسمت اول از فصل دوم شور و شوقی به دلم…
در سالهایی که درگیر بیماری سرطان بودم، و حتی بعد از درمان کامل بیماری، همواره این خودم بود که در ذهنم مرکز این ماجرا و قهرمان تابآور آن شرایط بودم. این روزها که درگیر بیماری یکی از دوستان نزدیکم هستم و یک چشمم اشک و یک چشمم خون است و نمیدانم با این همه…
«زندگی زیر بار بدهیهای فنی»
مفهوم «بدهی فنی» را از دنیای برنامهنویسی قرض میگیرم و آن را از همسرم توحید یاد گرفتهام. مفهومی که جا برای یاد گرفتن دارد.
برنامهنویسهای حرفهای، وقتی که یک کد را سرهمبندی شده و نه با کیفیت و دقت کافی مینویسند و کد کار میکند، میگویند که بدهی فنی داریم. یعنی درست است که کد کار میکند اما میدانیم که یک روز دیر یا زود به چالش خواهد خورد، پس بهتر است که پیش از آن که این اتفاق بیفتد بدهی خود را از طریق بازبینی و بهبود کد صاف کنیم.
گاهی فکر میکنم در فضاهای دیگر انسانی به ویژه آنهایی که نیاز به چارچوب نظری دارد هم میتوان این مفهوم را به کار برد. بسیاری از کارهایی که انجام میشود و به نتیجه هم میرسد در دل خودش بدهی فنیای دارد که دیر یا زود یقهمان را خواهد چسبید.
و غمانگیز ماجرا اینجاست که هر چقدر بیشتر کار کنی و بیشتر بسازی این بدهی بیشتر میشود.
ما آدمهای دست به اجرا که دستهای بزرگ و کلههای نه به هماناندازه بزرگی داریم شبیه برنامهنویس نابلدی هستیم که اصلا نمیداند که بدهی فنی چی هست!! اما همین که کمی چشممان به دنیای نظریهها باز میشود تازه نوری بر انبوه کردهها و ساختهها تابیده میشود و میفهمیم که یک به یک باید برگردیم و فکری به حال بدهیهای فنیمان بکنیم.
در مرحلهای ام که فکر میکنم هر جور شده باید توان رفع این بدهیهای فنی را پیدا کنم چرا که نه به قبل از دانستنش برمی گردم که بتوانم دلخوشانه به مسیر قبلی ادامه دهم و نه بدون آن دقتی که حالا به لزومش آگاهم میتوانم ادامه بدهم و در خطرم که به یک بیعملی منفعلانه بیفتم...
ارتباط با نویسنده: @E_Morad
چرا توسعه محلی (یا همان community development)؟
مفهوم community development از همان شروع ترجمه به فارسی دارای سوء تفاهم و فروکاستن ارزش شده است. community واحدی از جامعهاست که افرادش با هم ارتباط رو در رو دارند، نوعی همبستگی درونی دارند و از نتایج آن تابآوری و حمایت اجتماعی است. بهترین مثالهایی که از آن میشناسیم اینهاست قبیله، محله(در مفهوم اصیلش)، روستا و طایفه. اجتماعات انسانی که به معنی واقعی کلمه به داد هم میرسند. community دقیقا جایی است که انسان از فردیتش خارج میشود و چه خوشبخت انسان غیرمدرن که از اول متعلق به یک یا چند community بود.
دورهای که در آن هستیم دورهٔ اضمحلال communityهاست. دورهای که بسیار پیش میآید کسی متولد شود و از ابتدا به یک community قدرتمند متعلق نباشد. یا در طول زندگیاش چشم باز کند و ببیند به چنین شرایطی دچار شده. انسانِ تنها. انسان بی حامی...
انسان، منطقی داشت که علیه community هایش قیام کرد و از دل آن بیرون زد. کنترل اجتماعی، محدود شدن نوآوری و پس دادن آن چیزی که از community میگیری روی دیگر سکه بود. انسان دنیای جدید فکر کرد خودش برای خودش کافی است. یا میتواند به دل جامعه (Society) پناه ببرد. اما جامعه آن ویژگیها را ندارد.
معادل مورد علاقهٔ من برای community، نه اجتماع محلی، نه اجتماع و نه هیچ عبارت رایج دیگری است. من «قبیله» را دوست دارم.
در نگاه کلان، بشر در حال بازگشت به قبیله است. اما این بار قبیلههایی که خودش انتخابشان میکند و قواعدش را نه به شکل تاریخی و سنتی که آگاهانه تعیین میکند. قبیلهای که بر مبنای «مشارکت» اعضای آن شکل میگیرد.
من کی به توسعه محلی علاقهمند شدم؟ خیلی پیشتر از آنکه بفهمم رشتهای به این نام هست. خیلی پیشتر از آن که بفهمم این یک مهارت یا تخصص است. من زمانی به این مفهوم علاقهمند شدم که عمیقا دلم یک قبیله خواست. دلم خواست متعلق به گروهی باشم که هوایم را داشته باشند. و الحق که داشتند و دارند.
امروز شنیدم که community development کنار رشتههایی مثل انرژی هستهای و فیزیک اتمی رفته در لیست TAL (لیست رشتههایی که اگر فرد آن را خوانده باشد و بخواهد شهروندی آمریکا و فکر کنم کانادا بگیرد با سختیهایی مواجه خواهد شد.) راستش را بخواهید، این به نظرم بد که نیست خوب هم هست. این یعنی که جایی در دنیا که خوب حواسش هست جایی بخوابد که زیرش آب نرود، به استراتژیک بودن این رشته پی برده. و متاسفانه ما هنوز پی نبردهایم! رشتهای که اگر قدر و منزلت آن دانسته شود و البته اگر درست آموزش داده شود باید جایگاه باهوشترین و پرتلاشترین آدمها باشد. باید جایگاه عاشقترین آدمها به زندگی باشد، امروز در حالتی رو به احتضار است. من بارها توصیه کردهام که اگر فعال حوزهٔ توسعه محلی هستید بیایید دانشگاه و این رشته را بخوانید،الان این قید تاکیدی را اضافه میکنم که در هرسنی که هستید، در هر جایی از ایران که هستید، بیایید و بخوانید. بخشی بخاطر یادگرفتن آنچه میشود از فضای علوم اجتماعی یاد گرفت و بیرن از دانشگاه نمیشود و بخشی بخاطر باز پس گرفتن این رشته. بخاطر کشوری که بیشتر از انرژی هستهای به community development نیاز دارد. به کسانی که روستاهایش را در مسیر توسعه (یا حتی مقابله با توسعه) راهبری کنند. به کسانی که به احیای محلههای شهری فکر کنند. به کسانی که به هر قبیلهای فکر کنند که در آن انسان اینقدر تنها نباشد.
این رشته در وضعیت فعلیاش (که امیدوارم تا چند سال آینده تغییر کند) مناسب کسی که اهل این فضا نیست و میخواهد آن را یاد بگیرد نیست. متاسفانه دانشجویی که از موضوع بیخبر است و وارد این رشته میشود تا آخرین روز حضورش بر عبارت روستایی و شهری که گرایش رشتهاست بیشتر از مفهوم توسعه محلی تاکید میکند و حتی حاضرم شرط ببندم که از فارغالتحصیلان این رشته، اگر پیش از ورود یا در حین آن در بیرون از دانشگاه با مفهوم توسعه محلی مواجه نشده باشند و آن را تجربه نکردهباشند، حتی بعد از پایان تحصیلشان متوجه اهمیت یا حتی چیستی توسعه محلی نمیشوند.
اما این کشور به رشتهٔ community development نیاز دارد، همانقدر که به پزشک، همانقدر که به مهندس عمران!
ای کاش کسانی که تجربهٔ میدانی و فهم عمیق از این حوزه دارند با دانشگاه آشتی کنند و این رشته را احیا کنند. امیدوارم خسته نشوم و یکی از این افراد باشم...
ارتباط با نویسنده @E_morad
«متمم»
در روزگاری که اینقدر دورهٔ آموزشی و منابع مختلف یادگیری نبود یا حداقل ما پولش را نداشتیم که از آنها استفاده کنیم، متمم جایی بود که جواب سوالات زیادی را در آن پیدا میکردیم. یادم هست که زمانی که میخواستم به بچههای دانشجوی دشتیاری چند منبع یادگیری خودآموز معرفی کنم متمم یکی از آنها بود. خودم هم یادم باشد یا نباشد بسیاری از مفاهیمی که در ذهنم تهنشین شده را اولین بار در متمم یاد گرفتهام.
در دنیای ویدئو و صوت محور امروز که فضای مجازی را پر سر و صدا کرده، متمم که اکثر محتواهای درسیاش متنمحور است یک خرق عادت و شاید هم شبیه یادگاری از گذشته محسوب میشود.
امروز صبح که ایمیل جدیدی از متمم گرفتم، یادم آمد که مدتی است این رفیق قدیمی را فراموش کردهام و این شد که فکر کردم یادداشتی بنویسم و به دیگران هم معرفی اش کنم.
قبلا یکی از ویسهای محمدرضا شعبانعلی بنیانگذار متمم را با عنوان هنر شاگردی کردن در این کانال به اشتراک گذاشتهام.
شروع اینکانال هم، پیش از آنکه افراد دیگر به آن اضافه شوند، آرشیوی بود برای فایلهای صوتی جالب متمم. (اولین فایل با موضوع یادگیری)
از چند دانشجوی کارشناسی ارشد اسم رشتهشون رو پرسیدم و اسم رشته رو اشتباه میگن!
یکیشون برام رزومه فرستاده که برای پیدا کردن کار راهنماییش کنم و بازم اسم رشته رو اشتباه نوشته! در سه بار رفت و برگشت که گفتم اسم رشتهتو اشتباه نوشتی تصحیح کن بازم همچنان داره اسم رشته رو اشتباه مینویسه!
اسم این چیه؟ بیدقتی؟ اهمیت قائل نبودن؟
کاش یکی از اساتید براشون اسم رشتهشون رو معنی کنه و حداقل مطمئن بشه در حد اسم میدونن دارن چی میخونن!!
ممنون از سه رفیقی که تا الان به من لطف کردن و امتیازاشون رو منتقل کردن.
اگه حساب بانک رسالت دارید و حتی استفاده خاصی نکردید از
Vc.rqbank.ir
از بخش برآورد وام استفاده کنید و ببینید امتیازتونو و اگه دوست داشتید برای این همیاری منتقلش کنید بهم بگید. ?
? چه کسی «مادرخرج» است؟ یکی از همکلاسیهایم اخیرا بچهدار شده. تا وقتی باردار بود و کلاسها را به زحمت، اما مرتب شرکت میکرد، آقایان اساتید دائم به صراحت یا اشارت حالیش میکردند که بعید است بتواند بین مادری و تحصیل در مقطع دکتری جمع کند. حالا که بچهٔ متولد…
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••