فانوسنامه

Description
میرزا معین مشکات (فانوس)
@moeinmeshkat
We recommend to visit


تبلیغ درکانال خبرفوری @ads_fori
جهت رزرو تبلیغ تماس بگیرید. 09018373801
تبلیغ در ۹۰۰کانال تلگرام @Bamatop_Advertise
تبلیغ در۳۰۰پیج اینستاگرام @lnsta_ads
ادد ممبر و رشد رسانه @Ben_apps
تبلیغ و رپرتاژ درسایت واپ @foriTehran
ارتباط با ما @Ertebat_ba_ma

Last updated 3 months, 1 week ago

حقیقت روشن می‌شود


تبلیغات @Farsnews_ads

ارتباط @FarsNews

فارس‌پلاس @Fars_Plus

ورزش @SportFars

جهان @FarsNewsInt

پیام‌رسان‌ها @Farsna

اینستاگرام instagram.com/fars_news

توییتر twitter.com/FarsNews_Agency

Last updated 3 months, 1 week ago

تماس با ما و ارسال سوژه :
?
@ertebat_omoomi
———---------------------
اخبار ویژه از منابع معتبر در كانال خبر ویژه?

اینستاگرام ما?
http://instagram.com/khabare_vije

‎شرایط تبلیغات ?
@zomorodtb

Last updated 3 months ago

1 month, 2 weeks ago
***💠*****افسانه‌ای به‌نام «انحراف انقلاب»**

💠افسانه‌ای به‌نام «انحراف انقلاب»

انسان خردمند براساس داده‌های موجود تصمیم می‌گیرد و داده‌ها نیز همیشه تحت تفسیر مرجعیت‌ها و کلان‌روایت‌ها هستند. به زبان ساده‌تر شما نمی‌توانید آینده را دقیقاً پیش‌بینی کنید؛ در همین لحظهٔ حال دانسته‌هایی دارید که می‌کوشید بهترین تصمیم را براساس آنها بگیرید. ضمنا در این دانسته‌های خود کم یا زیاد از رسانه‌ها، افراد تأثیرگذار و موج‌های اجتماعی اثر می‌پذیرید. فکر می‌کنید این تصمیم بهترین نتیجه را به بار خواهد آورد و اگر نتیجهٔ مورد انتظار شما به بار نیامد و به پرسش معروف «چه فکر می‌کردیم و چه شد» رسیدید؛ قاعدتا دست به بازکاوی گذشتهٔ خود می‌زنید. گاه به این نتیجه می‌رسید که در تصمیم‌گیری شتاب‌زدگی به خرج داده بودید و بنابراین خود را مقصر می‌شمرید. گاه نیز با اینکه اصل تصمیم را خطا می‌دانید، به این جمع‌بندی می‌رسید که با مجموع اطلاعات موجود نمی‌توانستید فهم بهتری از موضوع به دست بیاورید. این هر دو جمع‌بندی اگر راستگویانه باشند، منطقی‌اند.

اما به‌ویژه اگر یک تصمیم هزینه‌ی زیادی برداشته باشد، پذیرش خطا بودن آن بسیار دشوار می‌شود. این را اصطلاحاً «خطای هزینه‌ی ازدست‌رفته» می‌گویند. این اصلا آسان نیست که بپذیرید تصمیم بزرگی که به‌خاطر آن هزینه‌های زیاد (اقتصادی، روانی، زمانی و...) پرداخته‌اید از بیخ‌وبن غلط بوده. حتا اگر بخواهید طوری تحلیل کنید که خودتان مقصر نباشید و مسئولیت را بر دوش دیگران بگذارید، باز هم این نکته می‌ماند که عمر و سرمایهٔ خود را به پای یک تصمیم خطا هدر دادید و این یک رنج بزرگ است. بنابراین این‌طور توجیه می‌کنید که اصل تصمیم درست بود؛ اما بعدا دیگران آن تصمیم درست شما را به انحراف کشانده‌اند.

دیدگاه‌های کلی ایرانیان نسبت به انقلاب اسلامی را می‌توان از جهتی در سه دسته جای داد.
۱- دسته‌ای که از بیخ‌وبن با این رویداد مخالف‌اند و اگر خود در آن نقش داشته‌اند پشیمان‌اند. تکلیف این دسته با خودشان روشن است.
۲- دسته‌ای که اگر هم نارضایتی‌های جزئی داشته باشند، با ساختار کلی موافق‌اند، از اینکه انقلاب رخ داده و نتیجه‌ای که به بار آورده احساس خرسندی دارند. این دسته هم مبتلا به بلاتکلیفی نشده‌اند.
۳- اما شماری میان این دو هستند که می‌گویند اصل انقلاب بسیار افتخارآمیز و درست و به‌جا بوده و بعد به انحراف کشیده یا دزدیده شده است! این دسته یا به‌راستی تحلیل خطایی از ماجرا دارند، یا خودشان را می‌فریبند.
برای کسانی از این دسته که قصد خودفریبی ندارند می‌گویم: ساختار کنونی کشور و شیوهٔ مدیریت آن نتیجهٔ کاملا طبیعی انقلاب اسلامی است. هیچ انحرافی رخ نداده و دزدیده شدن انقلاب، قصه‌ای بیش نیست.‌ یعنی کاملا طبیعی بوده که اسلامگرایان طرفدار نظریهٔ ولایت فقیه، هستهٔ سخت قدرت را تصرف کنند و از مابقی نیروهای انقلابی (از چپی و ملی-مذهبی)، فقط آن افزادی که گوش‌به‌فرمان و تسلیم این هستهٔ سخت می‌شوند، به‌عنوان یک نیروی حاشیه‌ای بمانند و گهگاهی با صلاحدید و اجازهٔ آن هستهٔ سخت، نصیبی از قدرت داشته باشند. دلیلش کاملا روشن است: اگر روحانیان انقلابی نبودند، دیگر نیروهای ضدپهلوی توان انقلاب نداشتند؛ اما اگر آنان نبودند، روحانیان انقلابی باز هم می‌توانستند نظام پادشاهی را سرنگون کنند. این فقط آیت‌الله خمینی و هواداران مستقیمش بودند که قدرت بسیج توده‌ها را داشتند. جبهه‌ی ملی که نه توان انقلاب داشت و نه اصلا به این جمع‌بندی رسیده بود. چپی‌ها هم که به‌جز خرابکاری‌های تروریستی یا نطق‌های آتشین، از عهده‌ی کار دیگری برنمی‌آمدند.

این مهم نیست که اول انقلاب، ملی-مذهبی‌ها یا مارکسیست‌ها چه نفوذی در ساختار قدرت داشتند؛ اخراج، حذف، و در بهترین حالت) هضم و استحالهٔ آن‌ها، نتیجه‌ی طبیعی انقلاب بود. حتا اگر آنها هوشمندانه‌تر عمل می‌کردند، فکر نمی‌کنم تغییری اساسی در نتیجه می‌داشت. چراکه صاحبان اصلی این انقلاب و کسانی که تصمیماتشان بیشترین مشروعیت اجتماعی را در میان انقلابی‌ها داشت، آیت‌الله خمینی و نزدیکانش بودند. بنابراین دیر یا زود، ارادهٔ آنان بود که به‌طور طبیعی به هستهٔ سخت قدرت شکل می‌داد.

گروه‌هایی مثل مجاهدین خلق و جبههٔ ملی که به‌کلی از قطار انقلاب به بیرون پرتاب شده‌اند و همین‌طور بسیاری اصلاح‌طلبان، که برخی بیرون افتاده و برخی فعلا در واگن‌های باربری روی هم انبار شده‌اند، قصه‌ای ساخته‌اند که «انقلاب ما را دزدیدند؛ قرار نبود این‌طور بشود!» انگار هنوز هم نفهمیده‌اند آنان هرگز در جایگاهی نبوده‌اند که قرار و مدار را تعیین کنند!
✍🏼معین مشکات

یادداشت مرتبط با این موضوع را مهدی تدینی نوشته است: انقلابی که دزدیده نشد
@fanusname

1 month, 2 weeks ago

💠واژگان قرآن، ساختهٔ پیامبر اسلام است.
✍🏼ناصرخسرو

گویيم كه قرآن «آفريده» است؛ بدين‌روى كه امروز در مصحف‌ها نوشته شده است، سوره‌هاست مركب از آيات و آيت‌ها مركب است از كلمات و كلمات مركب است از حروف. و چيزى كه او مركب باشد از چيزهاى بسيار، او مخلوق باشد. پس امروز آنچه در مصحف‌ها نوشته است، مخلوق است و چون بر دل رسول صلّى‌الله‌عليه‌و‌آله فرود آمد، مخلوق نبود ولاكن چون رسول عليه‌السّلام به فرمان خداى مر آن را به زبان تازى بگفت، مخلوق گشت؛ از بهر آنكه رسول عليه‌السّلام مخلوق بود و مخلوق جز بر مخلوق قادر نشود. اگر امروز قرآن مخلوق نيستى، خلق بدان قادر نشدى و بدان واقف نبودى. پيش‌از آنكه رسول عليه‌السّلام مر قرآن را به زبان تازى بگفت مر آن را به نفس صاف خود پذيرفته بود و «بسيط‍‌ بى‌حروف و بى‌كلمات» بود؛ امروز مخلوق است.

📖وجه دین. ناصرخسرو قبادیانی. تهران، اساطیر (افست از روی چاپ برلین). دوم، ۱۳۸۴. صص۵۸-۹
@fanusname

1 month, 2 weeks ago

💠همهٔ کتاب‌های خدا قرآن‌اند و نه صرفاً کتاب مسلمانان
✍🏼ناصرخسرو

🔻ناصرخسرو قبادیانی در کتاب «وجه دین» ادعا می‌کند اگر قرآن نباشد، مردم همدیگر را هلاک می‌کنند و جویای معرفت نخواهند شد. سپس بخشی را تحت عنوان معارضه چنین مطرح می‌کند:

▫️اگر كسى گويد بسيار مردم همى‌بينيم كه ايشان به صلاح‌اند و قرآن اندر ميان ايشان نيست چون روميان و روسيان و هندوان و جز آن؛ جواب او را گويم كه گروهى كه مر ايشان را سلطانى هست ببايد دانست كه اندر ميان ايشان كتاب خداى هست و كتاب‌هاى خداى همه قرآن است بى‌ هيچ خلاف. و آنچه نادانان مر آن را خلاف دانند ميان توراة و انجيل و قرآن به معنى هيچ خلاف نيست؛ مگر به ظاهر لفظ‍‌ و مثل و رمز خلاف است، پس ميان روميان انجيل است و ميان روسيان توراة است و ميان هندوان صحف ابراهيم است. و خردمند كز حال هندوان پرسد بداند كه ايشان تقليدى‌تر از همه جهانيانند بدانچه خويشتن را بسوزند به گفتار كسى كه ايشان را گفته است كه اگر شمايان خويشتن را بسوزيد به بهشت رسيد تا به تناسخ بازآیيد، تناسخ مذهبى است كه مي‌گويند كه هر گروهى [را] كه بدن تعلّق گرفته است بعد از فناى بدن بى‌تعلّق مي‌گردانند. و مردم اندر بند تقليد جز به ظاهر كتاب نايستند و دانايان هندوان سخت پرهيزكار باشند و ميان ايشان زنا و لواطه نيست و دروغ نگويند و سوگند دروغ نخورند و كتابي‌ست ميان ايشان كه همى‌گويند كه سخن خدایيست و من از دانايان ايشان بسيار اين سخنها شنوده‌ام، پس درست شد كه صلاح مردم اندر قرآن است و صلاح عالم اندر مردم است.▫️
📖ناصرخسرو قبادیانی. وجه دین. تهران، اساطیر (افست از روی چاپ برلین). دوم، ۱۳۸۴. صص۵۴-۵

🔻پی‌نوشت: ممکن است کسی به مردم‌شناسی ناصرخسرو اشکال بگیرد که: اولا یهودیان و مسیحیان صرفا تورات یا انجیل نمی‌خوانند. دوما روس‌ها یهودی نبودند و سوما میان هندوان و ابراهیم ربطی نیست. اما ازآنجاکه اسماعیلیان به‌طور عام و ناصرخسرو به‌طور خاص دست بلندی در شناخت اجتماعات و دین‌های گوناگون داشته‌اند، نباید شتاب‌زده حکم داد.
به گمان من: اولاً به نظر می‌رسد اصطلاح تورات و انجیل در گذشته برای اشاره به کل عهد عتیق و عهد جدید رایج بوده باشند و ضمنا تأکید و تکیهٔ مسیحیان، در مجموع بر عهد جدید بیشتر می‌نماید تا عهد عتیق.
دوماً منظور از روسیان، می‌تواند قوم خزر باشد که اتفاقا یهودی شده بودند.
اما در نکتهٔ سوم که به نظر می‌رسد به‌راستی اشتباهی رخ داده باشد باید گفت در گذشته میان زردشت و ابراهیم خلط می‌شد و یک دیدگاه رایج این بوده که زردشت همان ابراهیم است. با توجه به شباهت اندیشهٔ کهن دینی هندوان و ایرانیان، ممکن است این تصور غلط پدید آمده باشد که دین هندوان نیز به همان زردشت (ابراهیم) می‌رسد.
@fanusname

3 months, 2 weeks ago
رقیب مشترک ایران و اسرائیل

رقیب مشترک ایران و اسرائیل

سال گذشته، در روزهای آغازین جنگ غزه بود که توضیح دادم به‌طور طبیعی ایران و اسرائیل رقابت منافع دارند و این رقابت در زمان شاه، پس از شکست پان‌عربیسم (دشمن مشترک هر دو کشور) نیز هویدا شده بود. هنوز باور دارم که هرگاه پای رقیب قدرتمند سومی در میان نباشد، ایران و اسرائیل رقیب طبیعی هم‌دیگر خواهند بود. اما اکنون آیا پای رقیب قدرتمند سوم در میان نیست؟

درحالی‌که ترکیه پیروز میدان سوریه است؛ اما قاعدتاً کار در همین‌جا پایان نخواهد گرفت. اردوغان، با ترکیب پان‌ترکیسم و اسلام‌گرایی در مدل «نُوعثمانی» رؤیای بزرگی برای منطقه دارد و می‌پندارم که این رؤیا برای ایران خطرناک‌تر از رؤیاهای اسرائیلی باشد. اگرچه در اسرائیل کسانی از ایدهٔ تجزیهٔ ایران دفاع می‌کنند؛ اما اگر ایران تهدیدی برای اسرائیل نباشد، شاید ایدهٔ تجزیه در نظر آنها جذابیتش را از دست بدهد و به هزینه‌هایش نیارزد. درحالی‌که برای پان‌ترکیسم، تهدید ایران مسئله نیست؛ بلکه استان‌های ترک‌تبار ایران، به‌خودی خود موضوعیت دارند و تا وقتی پان‌ترکیسم در سیاست‌گذاری‌های ترکیه اثرگذار باشد، ایران در خطر است.

به‌علاوه، اکنون به چهار دلیل بر من روشن شده که در رقابت ترکیه و ایران بر سر رهبری جهان اسلام، ترکیه پیروز میدان است. اولاً، شیعه بودن اکثریت مسلمانان ایرانی، یک امتیاز بسیار منفی در جلب نظر امت اسلام است که اکثریتشان را اهل‌تسنن تشکیل می‌دهند و به‌طور سنتی تشیع را یک انحراف از اسلام راستین در نظر می‌گیرند. سال پیش گفته بودم بر فرض که جمهوری اسلامی بتواند ازنظر اکثریت مسلمانان جهان ناجی فلسطین شود، این امتیاز منفی جبران می‌شود. اما اکنون، سوای اینکه این امر از ج.ا ساخته باشد یا نه؛ اذعان می‌کنم اثر سنی نبودن ایران را دست‌کم گرفته بودم. دوماً رهبری ترک‌ها در جهان اسلام، پیشینهٔ تاریخی دارد و گذشته از حکومت‌های متعدد ترک‌تبار در جهان اسلام، حکومت عثمانی، سده‌ها فقدان دستگاه خلافت را برای مسلمانان جبران می‌کرد؛ دست‌کم به‌طور تقریبی. اما ایرانیان هرگز در جایگاه رهبری امت اسلام نبوده‌اند و در بهترین حالت توانسته‌اند خود را مستقل کنند. سوماً امکانات مادی ایرانِ کنونی و جذابیت ظاهری آن برای جلب توجه مسلمان‌ها بسیار کمتر از رقیب ترکیه‌ای آن است. درنهایت مورد چهارم اینکه به‌رغم سال‌ها حکمرانی سکولار در ترکیه‌ی پیشااردوغان، هنوز اسلام‌گرایی در مردم این کشور ریشه‌های قدرتمندی دارد و بخش‌های گسترده‌ای از ترک‌ها با اسلام‌گرایی و «بازگشت به عثمانی» همراهی می‌کنند. درحالی‌که در ایران دقیقا مسیری وارونه پیموده شده، در سایهٔ حکومت اسلام‌گرا، سکولاریسم در میان ایرانیان عمیقاً پا گرفته است و توده‌های وسیع ایرانی اکنون کاملا مخالف و ناراضی از امت‌گرایی شده‌اند. به بیان دیگر، ادعای حکومت ایران برای رهبری جهان اسلام، حتا ازطرف ملت خودش هم حمایت گسترده نمی‌شود. به‌طور خلاصه امت‌گرایی اسلامی، قبایی‌ست که به تن ایران زار می‌زند، ولی به قامت ترکیه می‌نشیند.‌

نکتهٔ بسیار مهم اینکه این «عثمانی نو» ژست حمایت از فلسطین را گرفته و اتفاقاً زمینهٔ تاریخی‌اش را هم دارد: این به‌سبب فروپاشی خلافت عثمانی بود که یهودیان توانستند در سرزمین فلسطین مستقر شوند. بنابراین هرچند اکنون ترکیه اقدام مستقیمی (جز رجزخوانی) علیه اسرائیل انجام نداده و یک ساچمه هم به سرزمین‌های اشغالی شلیک نکرده؛ اما در حال چیدن مهره‌ها، درجهت بازسازی عثمانی است و دور از ذهن نیست که به‌زودی رویارویی ترک‌ها و اسرائیلی‌ها جدی‌تر شود.

به نظر می‌رسد یک تهدید مشترک برای ایران و اسرائیل وجود داشته باشد که وضعیت را برای این دو کشور،‌ تا حدی مشابه دوران اوج‌گیری پان‌عربیسم کند.‌ از زاویه‌ای دیگر نیز می‌توان مشابهت‌هایی با دوران صفویه دید که عثمانی، یک دردسر مشترک برای ایران و غرب بود و صفویان با واقع‌بینی ملی، با غرب متحد شدند. طبعاً انتظار نمی‌رود که جمهوری اسلامی بتواند از دشمنی با اسرائیل کوتاه بیاید؛ حتا چه بسا که به‌هوای یک اتحاد ضداسرائیلی با ترکیه، پان‌ترکیسم را نادیده بگیرد. شاید اپوزیسیون در فشردن دست اتحاد با اسرائیل، پان‌ترکیسم را نیز در ذهن داشته است. ولی آیا اسرائیل هم یک ایران دوست و یک‌پارچه را بهتر از ایران صرفاً بی‌خطر و تجزیه‌شده می‌داند؟ هنوز نمی‌دانم.

✍?معین مشکات
@fanusname

دو تذکر:
۱) در نگارش این یادداشت، تا حدی وام‌دار تحلیل مهدی تدینی بودم:
https://t.me/tarikhandishi/2570
و
https://t.me/tarikhandishi/2573
همچنین از حجت کلاشی آموخته‌ام:
https://t.me/kalashi_hojjat/661

۲) من کارشناس سیاست نیستم. دیدگاه‌های سیاسی‌ام باید غیرتخصصی در نظر گرفته، و نسبت به نظرات سیاسی‌دانان با احتیاط و تأمل بیشتر پذیرفته شوند.

3 months, 2 weeks ago

فرض محال، محال است!

درحالی‌که معمولا خلاف این سخن را شنیده‌اید، بنا به تعریفی که از امر محال دارم، حتا فرضش را هم ناممکن می‌دانم. عموما امر محال را امری می‌دانند که هرگز نمی‌تواند در جهان خارج رخ بدهد. لزوما با این تعریف مخالفت نمی‌کنم؛ ولی چون در حد خود نمی‌بینم که دربارهٔ «امکانات جهان واقع» نظر بدهم، چنین تعریفی از «محال» ندارم. به بیان ساده‌تر، چون امکانات و ممکنات در جهان خارج بسیار فراتر از حد دانش ما هستند، جرئت نمی‌کنم چیزی را مطلقا ناممکن بدانم که بگویم هرگز و تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند رخ بدهد. هیچ چیزی برای من به این معنا محال نیست؛ بلکه وقتی می‌گویم امر محال، یعنی امری که نمی‌توانم هیچ‌گونه «تصور تفصیلی» از آن داشته باشم.

به مثال رایج امر محال دقت کنید: «جهان درون یک تخم‌مرغ باشد؛ درحالی‌که نه تخم‌مرغ بزرگ شود و نه جهان کوچک شود». خب! شما می‌توانید یک جهان بسیار کوچک‌شده را درون یک تخم‌مرغ تصور کنید. همچنین می‌توانید یک تخم‌مرغ بسیار بزرگ را در تصور بگنجانید که همهٔ جهان در آن جای می‌گیرد. ولی آیا می‌توانید جهان درون تخم‌مرغ را با رعایت اندازه‌های واقعی‌شان به‌درستی تصور کنید؟! هرقدر هم که بکوشید، «جهان درون تخم‌مرغ» در تخیلتان به یکی از دو شکل زیر جلوه می‌کند: یا تخم‌مرغ بزرگ می‌شود، یا جهان کوچک می‌شود. این‌طور نیست؟
به این معنا فرض محال، یعنی همان محال و معلوم است که محال ذاتی است. امر محال یعنی آنچه که تصور تفصیلی آن ممکن نیست. حال پرسش شما به این معنا خواهد بود: آیا ممکن است تصوری تفصیلی از امری داشت که تصور تفصیلی آن ممکن نیست؟! معلوم است که نه! پس فرض محال، محال است.

مگر اینکه منظور از فرض، صرفا «تصور تفصیلی» نباشد و «تصور اجمالی» را هم در بگیرد. در این‌صورت فرض محال، محال نیست؛ زیرا ما می‌توانیم بدون اینکه همهٔ اجزای آن امر محال را یک‌باره و کنار هم تصور کنیم، هر کدام را جداجدا در نظر بیاوریم و بنابراین می‌دانیم دربارهٔ چه چیزی سخن می‌گوییم. شما نیز با اینکه نمی‌توانید جهان درون تخم‌مرغ را (با رعایت اندازه‌های واقعی‌شان) دقیقا تصور کنید، می‌دانید که این سخن به چه معناست و این همان تصور اجمالی‌ست که دربارهٔ امر محال نیز امکان دارد.

✍?معین مشکات

3 months, 2 weeks ago

فصل هفتم: ساکن دارالمعاصی ۲/۲

نوشین یکی از مقنعه‌هایش را آورده تا مونیکا برای تشرف به خانۀ دایی بپوشد. مونیکا حالی‌اش کرده مقنعه دوست ندارد. حالا مادر و نوشین اصرار دارند که مونیکا را قانع کنم. خوشم نمی‌آید برای خوشایند کسی (آن هم چنان کسی) خودمان را عوض کنیم. آخرش ننه می‌افتد به خواهش و التماس و سپر می‌اندازم. ولی آخر زن من به احترام قانونی که قبول ندارد از بدو ورود به هواپیما موهایش را زیر روسری گذاشته. باز هم باید بترسیم که مبادا زلفش بیرون بزند و حضرت آقا خوش‌شان نیاید؟
مادرم یک ساعت و چهل دقیقۀ پیش به خانۀ دایی تماس گرفته و منتظریم اذن دخول‌مان بدهد. بالأخره تماس می‌گیرند و راه می‌افتیم. رفته‌اند مرداویج، در یکی از خانه‌های آپارتمانی‌ای نشسته‌اند که دایی همیشه به‌شان می‌گفت دارالمعاصی. وقتی می‌رسیم، شیک و مجلسی وارد می‌شویم، با پسر کوچکش صادق که آنجاست رسمی دست می‌دهم، و او هم با یک احوال‌پرسیِ بی‌پدر‌ومادر، راهنمایی‌مان می‌کند روی سرویس چوب‌شان. خودش هم می‌رود دور از من می‌نشیند. زیرچشمی ریش چکمه‌ای‌اش را نگاه می‌کنم که دایی به‌خاطرش پوست آقا رسول _ شوهر خاله عصمت _ را کنده بود. البته انصافاً قبلش با زبان نیمه‌خوش تلاشش را کرد تا مفهوم «تشبّه به کفار» را برای او جا بیندازد. زن‌دایی روی یک ویلچر برقی می‌آید. صورتش خیلی تیره شده و با آن روسری و ویلچر مشکی‌اش یاد یک مادرخواندۀ ارباب می‌افتم که جادوگر هم هست. حالا چه ربطی دارد؟ نمی‌دانم، اما با نگاه‌های پرکینه‌ای که از زیر چشم می‌اندازد، همین قیاس را در ذهنم تثبیت می‌کند. تنها خودش در خانه است و صادق که یک‌سر زن و بچه‌اش را خانۀ پدرخانمش گذاشته و آمده است. زن‌دایی می‌گوید برای دایی رحمان کاری پیش آمده و خانه نیست. احساس می‌کنم وقتی این جمله را می‌گوید خیلی تلاش می‌کند به چشم من زل نزند ولی موفق نمی‌شود. نمی‌فهمم این چه مسخره‌بازی‌ای‌ست، دلم شور می‌زند، دوست دارم زودتر برویم. انگار پدرم هم حس خوبی ندارد. اشکان کتش را هنوز درنیاورده، دوباره می‌پوشد و به پدرم اشاره می‌کند که اگر ممکن است برویم. در همین هیرّوبیر مونیکا به فارسی از زن‌دایی می‌پرسد: «فــاگیـــه، فاگیِه حالش چطوری؟ فاگیه حال او نیکو؟!» فّـــا... یعنی فاتحَـــه! یادم رفته بود که چند سال پیش از زبانم در رفت و اشاره‌ای در مورد فقیهه کرده بودم. زن‌دایی هم که می‌بیند چه آشوبی در جان من افتاده، چهره‌اش را عین زن‌های مهربان می‌کند و مفصل برای مونیکا که ۲۰ درصد هم از سخن محاوره‌ای ما را نمی‌فهمد شروع به حرف زدن از فقیهه می‌کند که الآن در پاریس نمایشگاه نقاشی دارد. مدام قربان‌صدقه می‌رود و به کمالات دخترش فخر می‌فروشد. ارواح عمه‌هایش؛ مونیکا هم نداند، من که خوب یادم هست چقدر همین‌ها که الآن اسمش را کمالات دخترش گذاشته یک‌زمانی مایۀ سرکوفت او می‌کرد. بعدها هم نوشین برایم گفت که دختر دربدر چطور از خانه فرار کرد و با چه خون دلی خودش را گذاشت آن‌طرف آب. حالا اگر مادرش این چرت‌و‌پرت‌ها را برای مونیکا تفت ندهد چه بگوید؟
پدرم در فرصتی مناسب وسط حرف زن‌دایی می‌پرد و می‌گوید حالا که آقا رحمان نیست ما رفع زحمت کنیم. زن‌دایی قسم می‌دهد بمانیم تا دایی بیاید و ناهار در خدمت‌مان باشند. دهنش بوی گند تعارف می‌دهد. اشکان و زنش زودتر بلند می‌شوند و با گفتن «در وقت مناسب خدمت می‌رسیم» راحت‌مان می‌کنند... .
بیرون از خانۀ دایی، مونیکا می‌خواهد چیزی بگوید ولی اضطرابم را می‌بیند و ادامه نمی‌دهد. هراسی که هنوز از مواجهه با دایی دارم قدری از اضطراب ۲۰ سال پیش را دوباره دارد درونم زنده می‌کند، اما نه همهٔ آن. آن‌وقت حتا بعید نمی‌دانستم که دایی رحمان یا یکی از پسرانش بخواهند برای رضای خدا قمه‌ای بیاورند و الله اکبرگویان سرم را لب حوض بگذارند.

... از آن روز برفی آذر ۶۴، نزدیک پنج سال طول کشید و در این مدت در حدی که امکانات زمانه اقتضا می‌کرد، فکر کردم، پرسیدم و خواندم. یک خوبی‌اش این بود، منی که تا پیش از آن به‌زور روزنامه یا داستانی را در دست می‌گرفتم، حالا ته‌وتوی هر کتابی را درمی‌آوردم و در حاشیۀ مطالعات دینی، پایم به عالم فلسفه و روانشناسی هم باز شد. پدرم هرچند خیلی سعی می‌کرد خودش را بی‌تفاوت نشان دهد، کیفور شدنش از زیر پوست لو می‌رفت که حالا دارم این همه کتاب و به‌ویژه کتاب‌های دینی می‌خوانم. نمی‌دانست چه آتشی در جانم افتاده و چه طلبی دارم... بالأخره پاییز سال ۶۹ بود که تصمیمم را گرفتم و خانواده را که تازه داشت از شادی درمی‌آمد به حیرت و وحشت انداختم. تابستانش، اشکان که از سال ۶۶ اسیر شده بود آزاد شد و به خانه برگشت. کمی صبر کردم تا خوشی‌ها را ماتم نکنم و سپس تصمیمم را اعلام کردم: «می‌خواهم مسیحی شوم!»

ادامه دارد
✍?معین مشکات
@fanusname

6 months, 2 weeks ago

دربارهٔ تجربه‌های مرگ تقریبی

دیوید فونتانا در این صفحات (از کتاب روانشناسی، دین و معنویت)، از نگاه روان‌شناسی به تجربه‌های نزدیک به مرگ (NDE) و گزارش‌های معنوی افرادی می‌پردازد که این تجربه را گزارش داده‌اند.

6 months, 3 weeks ago

What breaks down walls and shortens distances are not so much words, ideals and theories, but friendship, meeting others and looking at each other face to face. #ApostolicJourney

چیزی که دیوارها را می شکند و فاصله ها را کوتاه می کند، حرف ها، آرمان ها و تئوری ها نیست، بلکه دوستی، ملاقات با دیگران و نگاه چهره به چهره به یکدیگر است. #سفر_رسولی

6 months, 3 weeks ago

?ورزش، انگیزه و تجربه‌های عرفانی
✍?دیوید فونتانا

تلقی مورفی و وایت (۱۹۹۵) این است که تعدادی از گزارش‌های جمع‌آوری‌شده... دربارهٔ تجربه‌های آفاقی «نشان می‌دهد که ورزش نیروی عظیمی دارد که انسان را فراتر از احساس عادی نسبت به خود می‌برد و ظرفیت‌هایی پدید می‌آورد که عموماً عرفانی، رمزی یا دینی‌اند.»... برای مثال مورفی و وایت از جورج شیهان پزشکی که به‌طور منظم می‌دوید نقل قول می‌کنند که پس از سی دقیقه دویدن تغییری در درون او اتفاق افتاد و نتیجه‌اش این بود که «خودم را نه یک فرد؛ بلکه بخشی از جهان یافتم. در آن می‌توانم بر هر چیزی که تاکنون خوانده یا دیده یا تجربه کرده‌ام حادث شوم. همهٔ واقعیات و غریزه و احساس برای من آشکار شد.»
...نظر مورفی و وایت این است که مهارت در ورزش، نیازمند «تمرکز، رهایی از آشفتگی فکری و تداوم هوشیاری» است؛ کیفیاتی که آنها را برای تمرین‌های مراقبه‌ای ضروری می‌دانند. همچنین این مؤلفان خاطرنشان می‌کنند که «...بزرگ‌ترین قهرمانان به‌واسطهٔ قدرت تمرکز خود، افسانه‌ای بوده‌اند.» ویژگی‌های دیگری برای موفقیت در بعضی از ورزش‌ها ضروری است؛ ازقبیل زیستن در زمان حال در عین شرکت در مسابقه، کنار گذاشتن هر چیزی جز وظیفهٔ کنونی، هدایت جریان بی‌وقفهٔ آگاهی به موضوع مورد توجه، انضباط نفس، هماهنگی جسم و ذهن تااین‌که مانند چیز واحدی عمل کند و جذب آرام در تجربه تا حد عینیت کامل با آن. ... همۀ این موارد در دست‌نوشته‌های آموزشی معنوی و مراقبه‌ای یوگاسوتره‌های پاتانجلی که مربوط به دویست سال پیش از میلاد است... تأکید شده است.
...گزارش‌های کسانی که این نگرش را توسعه بخشیده‌اند، شباهت‌های خاصی با تجربه‌های استادان بزرگ هنرهای رزمی دارد که از نظر آنها عمل به این تمرین‌های منظم، راهی به‌سوی اشراق روحی است و حتی مثال برجسته‌تر روشی که فعالیت جسمی و نگرش فکری می‌تواند به تجربهٔ دینی بینجامد، راهبان بودایی فرقه تندائی کوه هی در غرب ژاپن‌اند که در بعضی از مراحل آموزش، ماراتن روزمره را به مدت صد روز متوالی کامل می‌کنند. (این مدت برای تعداد اندکی از افراد استثنایی در اوج شروع کار هزار روز است) و همیشه همان راه را دنبال می‌کنند؛ یک کار استقامتی فوق بشری که حتی بسیار فراتر از تصور ورزشکاران حرفه‌ای غربی است. خوردن و خوابیدن اندک در طول روز، بالارفتن از مسیرهای صخره‌ای و دامنه‌های پرشیب کوه در طی ماراتن و ... استیونس (۱۹۸۸) بیان می‌کند که راهبان تمرین دیگری را عهده دار می‌شوند که از توانایی اکثر انسان‌ها فراتر است؛ یعنی یک دوره مراقبۀ هفتصدروزه در انزوا و در خلوت کوهستان‌های دور. در پایان تمرین‌های مهم و مختلف استقامت جسمی و روحی، «راهبان با کوه متحد می‌شوند و در مسیری پرواز می‌کنند که از موانع فارغ است. لذت تمرین آشکار شده است و همهٔ امور هر روز از نو ایجاد می‌شود.»
... استدلال فروید [دربارهٔ ریاضت‌های اجتماعات رهبانی] مبنی بر این است که آنان این کار را انجام می‌دهند تا پدر آسمانی را راضی کنند. ... [ولی] پدر در مورد راهبان کوه هی و دیگر بودایی‌ها قابل قبول نیست؛ زیرا آیین بودا وجود چنین موجود آسمانی را، که از پیروانش میخواهد او را پرستش کنند تعلیم نمی‌دهد. انگیزهٔ راهبان کوه هی... ایجاد تحولی عمیق و پایدار در آگاهی خودشان است و با چنین کاری آگاهی همۀ همنوعان خود را منتفع می سازند؛ زیرا همهٔ آگاهی‌ها را آگاهی واحدی می‌دانند.

?روان‌شناسی، دین و معنویت. دیوید فونتانا. ترجمهٔ الف‌‌.ساوار. قم، ادیان. اول، ۱۳۸۱ صص۲۱۹-۲۴ (با فشرده‌سازی)

9 months ago

?اثر تغییر دولت بر دانشگاه در ساختار جمهوری اسلامی فرق اساسی ندارد که چه کسی رئیس‌جمهور شود، اما تغییر جزئی ممکن است. من در تغییر دولت میان احمدی‌نژاد و روحانی دانشجو بودم و آشکارا نتیجه‌ی تغییر دولت را در محیط خود دیدم. دانشگاه فردوسی مشهد در دوره‌ی دوم…

We recommend to visit


تبلیغ درکانال خبرفوری @ads_fori
جهت رزرو تبلیغ تماس بگیرید. 09018373801
تبلیغ در ۹۰۰کانال تلگرام @Bamatop_Advertise
تبلیغ در۳۰۰پیج اینستاگرام @lnsta_ads
ادد ممبر و رشد رسانه @Ben_apps
تبلیغ و رپرتاژ درسایت واپ @foriTehran
ارتباط با ما @Ertebat_ba_ma

Last updated 3 months, 1 week ago

حقیقت روشن می‌شود


تبلیغات @Farsnews_ads

ارتباط @FarsNews

فارس‌پلاس @Fars_Plus

ورزش @SportFars

جهان @FarsNewsInt

پیام‌رسان‌ها @Farsna

اینستاگرام instagram.com/fars_news

توییتر twitter.com/FarsNews_Agency

Last updated 3 months, 1 week ago

تماس با ما و ارسال سوژه :
?
@ertebat_omoomi
———---------------------
اخبار ویژه از منابع معتبر در كانال خبر ویژه?

اینستاگرام ما?
http://instagram.com/khabare_vije

‎شرایط تبلیغات ?
@zomorodtb

Last updated 3 months ago