تـخـــدیــــر

Description
«آن پشه را زنده بداشت در مغزِ وی تا مغزش بخورد — سیزده شبانه‌روز. پس نمرود بی‌طاقت شد. گفت چگونه کنم؟ بفرمود تا بوق‌ها بساختند و می‌زدند بر سرِ او تا آن آواز در سرش افتادی و آن پشه ساعتی از خوردن بایستادی از آواز بوق...»

قصص‌الانبیاء؛ ابواسحق نیشابوری
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 7 months ago

گر انقلاب این بود باری به ما بگویید
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟

#محمد_قهرمان

@takhdirr

1 year, 7 months ago

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو - چو بیرون رود فرشته - درآید

#خواجه

@takhdirr

1 year, 7 months ago

.
در آستانه فصلی سرد
در محفل عزای آینه‌ها
و اجتماع سوگوار تجربه‌های پریده‌رنگ
و این غروب بارور شده از دانش سکوت
چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود این‌سان
صبور
سنگین
سرگردان
فرمان ایست داد

#فروغ

@takhdirr

1 year, 9 months ago

شب بود و ترافیک و غم سنگینی
شب بود و ترافیک و غم سنگینی
مردی خود را دوبار پایین انداخت
از روی پل هوایی غمگینی

#مهدی_موسوی

#کیانوش_سنجری

@takhdirr

1 year, 10 months ago

نسیم خنکی
که موهایت را تکان می‌دهد
صدای من است،
بارها از تو می‌گذرد و
تو او را نخواهی شناخت...

? از نامه‌های نیما به عالیه‌ خانم

?: @Takhdirr

1 year, 10 months ago

اگر مدت‌های مدید با من زندگی کرده بودی، از حالات یک شاعر تعجب نمی‌کردی.
گل کم طاقتی را که نمی‌توان به آن دست زد و آن را چید، آن گل قلب شاعر است.
چرا مثل این ابر منقلب نباشم و مثل این ابر گریه نکنم؟ چرا مثل این ابر متلاشی نشوم؟

- نامه‌های نیما ، 21 اردیبهشت 1305

?: @takhdirr

1 year, 10 months ago

شمیسا در انواع ادبی ذیل عنوان حماسه می‌گوید: حماسه هرچه دیرتر مکتوب شود اصالت و اعتبار کمتری دارد. حال این کاستن می‌تواند ریشه‌های گوناگونی داشته باشد(مثلا اقتضای هنجارهای فرهنگی روز). یکی از مختصات قهرمان‌های حماسه این است که معمولا تن به ازدواج نمی‌دهند اما به سبب پهلوانی و شخصیت نیرومند و نیم‌انسان-نیم‌خدای‌شان زنان فراوانی مشتاقانه از ایشان به دنبال فرزندی هستند. برای نمونه در مورد <<کریشنا>> گفته‌اند: زمانی که وی نی‌ می‌نواخت، گوپی‌ها(دختران شبان‌ها) شوهران خود را رها می‌کردند و زیر نور مهتاب با کریشنا می‌رقصیدند. حال در داستان رستم و سهراب می‌بینیم که پس از اظهار میل تهمینه به رستم(تو رایم کنون گر بخواهی مرا) ابیاتی آمده است بدین شرح:

"بفرمود تا موبد پرهنر/بیاید بخواهد ورا از پدر
چو بشنید شاه از سخن شاد شد/ بسان یکی سرو آزاد شد
ز شادی بسی زر برافشاندند /ابر پهلوان آفرین خواندند
که این ماه نو بر تو فرخنده باد/سر بدسگالان تو کنده باد"

رستم درخواست موبدی می‌کند تا با تهمینه پیمان ازدواج ببندد و جالب‌تر این‌که شاه سمنگان خوشحال می‌شود تا دخترش را به عقد یک‌شبه‌ی رستم درآورد. فارغ از بررسی سبک‌شناسانه برای بررسی صحت ابیات، این همان دست‌بردن در اصول حماسه‌ست. حال یا فردوسی (به همان دلایل گوناگون مذکور) این کار را کرده است یا نساخان بعد از او. جالب این‌که امروز در خلال خواندن رستم و سهراب متوجه شدم مجتبی مینوی بزرگ نیز این ابیات را به احتمال قریب به یقین الحاقی دانسته است.

#شاهنامه_خوانی
@takhdirr

1 year, 10 months ago

[…]

برتر از همه‌ي ِ دست‌مال‌هاي ِ دواوين ِ شعر ِ شما
که من به سوي ِ دختران ِ بيمار ِ عشق‌هاي ِ کثيف‌ام افکنده‌ام ــ

برتر از همه نردبان‌هاي ِ دراز ِ اشعار ِ قالبي
که دست‌مالي شده‌ي ِ پاهاي ِ گذشته‌ي ِ من بوده‌اند ــ

برتر از قُرّولُند ِ همه‌ي ِ استادان ِ عينکي
پيوسته‌گان ِ فسيل‌خانه‌ي ِ قصيده‌ها و رباعي‌ها
وابسته‌گان ِ انجمن‌هاي ِ مفاعلن فعلاتن‌ها
دربانان ِ روسبي‌خانه‌ي ِ مجلاتي که من به سردر ِشان تُف کرده‌ام ــ،
فرياد ِ اين نوزاد ِ زنازاده‌ي ِ شعر مصلوب ِتان خواهد کرد:

ــ«پااندازان ِ جنده‌ْشعرهاي ِ پير!
طرف ِ همه‌ي ِ شما من‌ام


من ــ نه يک جنده‌باز ِ متفنن! ــ
و من


نه بازمي‌گردم نه مي‌ميرم

وداع کنيد با نام ِ بي‌نامي ِتان
چرا که من نه فريدون‌ام
نه ولاديميرم!»

#شاملو

۱۳۳۱
در سال‌مرگ ولادیمیر مایاکوفسکی

پ.ن.خودم: به خاله‌زنک‌های ادبیات که الفبا هم نمی‌دانند.

@takhdirr

1 year, 10 months ago

وفا مجوی ز کس ور سخن نمی شنوی
به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می‌باش

#حافظ

@takhdirr

1 year, 10 months ago

ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده‌های گمشده در مِه!
ای روزهای سختِ ادامه!
از پشت لحظه‌ها به در آیید.
ای روز آفتابی!
ای مثل چشم‌های خدا آبی!
ای روزِ آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می‌گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو که آیا من نیز
در روزگارِ آمدنت هستم؟

#قیصر_امین‌پور

@takhdirr

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••