✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••
اگر نمیفهمین دارین روزانه تو زندگیتون چیکار میکنید، در پایان روز با صدای بلند برای خودتون فهرستشون کنید.
از چیزایی که امروز دیدم مثال میزنم:
مثلا
" من امروز برای یه سوپر مدل موفق انگلیسی زبان، کامنت فارسی گذاشتم که شلنگ تخته انداختن رو منم بلدم "
اینطوری متوجه خوب و بد کارتون میشید.
حتی یواشکی.
اینطوری نیست که ردپای گذشته تو حال زیاد باشه، اما وقتی دلت میخواد گذشته رو ببینی، هرچیزی میتونه به عقب ببرتت.
من ترس های زیادی دارم و شاید مشکل همینه.
Whoa, forgive me, release me, I shed my skin
This pain's awakening what lies deep within
Woah, you kill me as lightning your words strike in
Oh, everything's changing now that I shed my skin
That I shed my skin
-
I know Heaven is not my home
I feel like I'm choking and I'm playing their game
Oh, I can't hold on to yesterday
I cannot hold on, cannot hold on
No matter how deep we're falling
لباس خیلی قشنگی بود.
از اونا که توی ویترین انگار رویای مجسّمن.
نگاهش که کردم خودمو دیدم که به اندازه ی اون تصویر رویایی شدم.
خودمو دیدم در حالیکه عاشق خودم بودم و حالم با همه چیزی که میشناختم خوب بود.
فکر میکردم اگر اون لباس رو بپوشم و اونقدر زیبا به نظر برسم، دست کم چند تا از ناخوشی هام پر میزنن و ناپدید میشن.
فکر کردم با پوشیدنش یه لبخند واقعی میزنم.
تو اون چند لحظه که نگاهش کردم انقدر اون لباس توی سرم مهم شد که به جای اینکه داشتنش ناخوشی هامو ببره، فکر نداشتنش چند تایی بهشون اضافه کرد.
یه آن فکر کردم اگر نخرمش حالم دیگه خوب نمیشه.
اون روزا خودم رو خوب نمیشناختم و با خودم روراست نبودم.
چنگ میزدم به هرچیزی، حتیبه یه لباس پشت ویترین، برای نجات.
فکر میکردم نجات یه نقطه تو خط ممتدمه و با یه اتفاق، از نو شروع میشم.
لباس رو که خریدم و پوشیدم همه ی اون امید آوار شد روی سرم.
به تن من نمیومد.
انگار تمام عیب هایی که قبل از اون تو خودم ندیده بودمو پررنگ کرد.
لباسی که قرار بود نجاتم بده فقط بیشتر هلم داد سمت سقوط.
من بلد نبودم به هر طناب پوسیده ای چنگ نزنم و هر سرابی رو واقعیت نبینم.
من بلد نبودم به خودم کمک کنم.
اون لباس همون شب به تقاصِ نجات ندادنم، رفت توی تاریک ترین جای کمد.
نمیدونم چند تا لباس دیگه پشت ویترین شبیه جادو برام به نظر رسید اما مدت زیادی طول کشید تا دست از خیال پردازی برداشتم و دیگه هیچ چیزی رو به چشم نجات ندیدم.
اون خوشی و اعتماد به نفسی که توی من خورد شده بود رو هیچ چیز بهم برنگردوند.
اما حالا، اینجا، چند وقتیه که طناب نجاتمو خودم میبافم و منتظر نیستم یکی مثل یه معجزه از ته این چاه بیرون بکشدم.
یه سری چیزا رو میشه از رفتار و واکنش های آدما فهمید و خیلی چیزهارم از نگاهشون.
اینا درست اما، بپذیرید که تا زمانی که ساکتین هیچکس نمیفهمه حالتون چقدر بده.
نزدیک ترین آدم های زندگیتون هم متوجهش نمیشن.
شاید تشخیص بدن خوب نیستین اما، اینکه چقدر خوب نیستین رو هیچکس جز خود شما نمیدونه.
من هزار بار به گذشته برمیگردم به امید یک بار دیگه دیدن تو.
مغز اکثر آدم هایی که زندگی میکنن اما به زندگی فکر نمیکنن، صفر و یکی عمل میکنه.
استدلالشون هم یه الگوی خاص داره "اگه این آره،اون نه و اگر اون آره، پس این یکی نه"
یکم شکل جفنگیات گرفت حرف ولی واقعا رویه همینه.
" تو از فلان مرد خوشت میاد! پس انتقاد کردنت از اینکه مردا چه جوری هستن و نیستن چیه؟ "
"صبر کن از یکی خوشت بیاد، اونموقع بهت میگم که مردا خوبن یا بد"
این ذهن آمادگی فهمیدن اینکه حتی اگر دیوانه وار عاشق کسی هم باشی که از اتفاق جنسیتش مرد ئه، شیفته ی حرومزادگی و هیزی و دله گی آقایون دیگه نشدی رو نداره.
زنی که ذهنش گروگان تفکر اجتماعیه که بنیان خوب و بد و نجیب و هرزه و تابو و توطم ش رو سیستم مردسالار چیده، حتی نمیتونه وجه های مختلف این انتقادات رو بفهمه.
در حالیکه من و شما و خیلی از زنان دیگه خشمی که از این ظلم متولد شده رو به ارث بردیم و برای کسایی که نمیدونستن بهشون ظلم شده غصه خوردیم؛ حتی وقتی مرد های زندگی خودمون آدمای خوبی بودن.
"به تو که خیانت نشده"
" تو رو که کتک نزدن"
"راجع به تو که اونجوری حرف نزدن"
" تو باهوشی کسی به تو نگفت ناقص العقل، بقیه زنارو میگن"
" تو رو که زنده به گور نکردن"
و این رنج انگار به من مربوط نیست.
خیالم باید راحت باشه کسی مستقیم اینارو توی صورت من داد نزده.
امروز یه آقایی رو دیدم، احتمالا تو دهه 80 سالگیش بود؛ با چهره و موهای سفید و چند تا دندون گم شده، هودی مشکی تنش بود با یه علامت نایک بزرگ.
اگر کار نداشتم احتمالا مثل استاکر ها دنبالش راه میفتادم.
-
Now I know you're too young to
Have done things you can't undo
To rake over your dreams
And know this is what they've come to
I woke up in a strange room
Time to start again now
No one to help you find a way through
You're just meant to guess it somehow
Well for a moment I was dreaming
We were just beginning
Thought, "Finally I've come home, finally I've come
-
✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]
- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧
╰) ایران موزیک♪ (╯
"ما بهتریـنها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"
تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94
فرشتــهی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نتها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .
#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
•• 🎧🖤📀🔐••