تصنیف دختر باران

Description
سمفونی ابرهاست"
صدای تو
چندقطره عشق
ترنّمی روی نُت موزون
انگشتهایم
سرزمینی از تو
در
نزول آیه ی روشن چشمهایم
تصنیف دختر باران
می خوانم
کلمات چکه میکنند
جهان با آوای تو شنیده می شود
تنها
دوستت دارمی "
به دار بلندآسمان
آویخته ای

#زینب_سادات_حسینی(ترنّم)
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

1 year, 7 months ago

چه شبایی
#علی‌لهراسبی

"تو‌بخندی‌دلت‌خوش‌باشه‌هیچی‌نمیخوام"

🤍💔🎧

♡رسد به خوشهٔ پروین و ماه اگر دستم
همه بچینم و آویزمش به گردن تو....♡

#حسین_منزوی

1 year, 7 months ago

🤍 **زنی که حالش، با لبخند، شعر، کتاب، موسیقی و فنجانی قهوه خوب می شود را چگونه می توان شکست داد...؟!

عجیب
لبخند می زنم به همه ی ساعت هایی
که ناخوش و دلخوش بوده ام
خوب خوبم...

حالم عجیب باب میل می شود
کنار ترانه ای، شعری
نفس کشیدن در هوای شب و ماه
بر روی صندلی کنج ایوان
رو به درخت ارغوان و بید
تا پیچ روشنایی خیابان و رد پای
حوصله ی لحظه های م

حالم خوب است
مثل همیشه
دیروز
دیشب
امروز
حالا
حالم خوب است
مثل همیشه که پای تو وسط است
"وقتی مدام مغلوب دوست داشتن توام..."

عجیب نیست
زنی شبیه من
به گزافه گویی دست هایش در نبود تو
میان پارگرافِ کتاب ها فکر می کند
چشمانش در پی نبودنت
دست به خطا نرفته
به ستاره ی قطبی پلک می دوزد
تا خانه ات را نشانش بدهند!

"زنی زیبا
زنی شایسته شبیه من.... "

زنی در من
به تو که می رسد
لکنت می افتد به جانش
می لرزد دلش
زبان به دهان می گیرند حرف هایش
صفر می شود
بازنده ای که در مقابل لبخندهای تو
و صدای قلبش
ایست داده است.... "....**

#زینب_سادات_حسينی (ترنّم)
#جبران_خلیل_جبران

#شبت_بخیر_خوبترازخوب
#غمت_نیز
💦
@samfoni_abrha☔️
╰─────❄️
"باید چشم های تو را ببوسم"

1 year, 7 months ago
1 year, 9 months ago

**خسته از دلتنگی شب های بی سامان دل

سر به روی شانه ی بی کسی بنهاده ام... ?#زینب_سادات_حسینی (ترنّم)**

1 year, 9 months ago

#بیکلام??

"و چشم به راهِ صدایت خواهم ماند!"
#سهراب‌سپهری

1 year, 9 months ago

دستامو ول نکن#بابک_مافی *?*❤️??

♡کمترین حقم از زندگی

نگاه معصومانه‌ات
         لبخند مهربانت
               گرمی دستانت
و
          قلبی بود
                             که

برای دوستت دارم گفتنهایم

                               به تپش می‌اُفتاد♡#حامد_زکیان ♡دستانت را به من بده
می خواهم نامت را در این خاموشی برروی لب هایت بنویسم
تا فریاد نزنم عشقت را،... هیس!

دستانت را به من بده
موهایم را بهم بریز، به انحنای انگشتانت
بگو
در چین و شکنشان تاب بخورند
پیشانی ام را ببوسند
موج بردارند روی شانه هایت...

دستانت را به من بده
می خواهم پناه دست هایم باشند
تو را به اشاره ببرم

میخواهم شمعی روشن کنم
تاریکی افول کند
دستان توباید نور باشند و آتش
بکشم به روی زبری این دردها
گرم شوم
بخوابم....

خسته ام
دستانت را به من بده!

اشاره کن با انگشت هایت
آغوشم را
با دستانت که مرا در برگرفته ات!

"دستانت را به من بده
من این پنج کشیده این مشت کوچک را
در وسط سینه ام
این قلب تپنده را دوست دارم.... ♡#زینب_سادات_حسينی (ترنّم**)

1 year, 10 months ago

قصه ی ما
#فرزاد_فرزین

و
سلام بر قلبش
سلام بر قلبش
که با تمام اندوه، عشــ
?ـق میبارد
جان میدهد و جـ❤️ـان می بخشد... ♡

#رضا_صادقی ♡... و
سلام بر عشق
سلام به ساز خوش انگشتانش
در هیاهوی سوز ناکوک آغوشش
که در حضور غم شیرین چشمانش
جهانی را با قلبــ
❤️ــش میان قـلـ?ـــب
خود
به تسخیر گرفته است....
?* ♡#زينب_سادات_حسينی *(ترنّم)

"ساز این آهنگ.... مضمونش... عجیب گوش نوازه... "

1 year, 10 months ago
***?******?******?***

???

زمین اگر بودم
به دور پاهای تو می گشتم

گل اگر بودم ؛
عطر تو را درهوا می پاشیدم
تا نامت دهان به دهان بچرخد

اکسیژن اگر بودم ؛
در بازدم تو می نشستم
در خون رگ هایت حل می شدم
و به ضربان قلب تو گوش می سپردم

پیامبر اگر بودم؛
چشم هایت را به گلستان تبدیل می کردم،
پایم را به نیل می زدم،
تا از میان طوفان ها و دریاها بگذری،
تو را از زیر عبای کنعانی ام می کشیدم بیرون
و هر روز تنها کسی که
در میان زیبارویان مصر
عاشقت می شدم....

اما تنها شاعرم
واژه ها را هم ردیف دوست داشتنت
کرده ام !

کاغذهایم را آغشته ام
به جوهر کلامت
و از نام تو
سطری می نویسم
که کتاب عاشقانه ی جهان را
روی سرانگشتانم
شعر بنویسند....

#زینب_سادات_حسینی(ترنّم)

?
@samfoni_abrha☔️
╰─────???

1 year, 10 months ago
1 year, 10 months ago

وقتی خیال می کردم مالک خنده های تو شده ام
وقتی بهشت پنهانت نصیب شعرهای عاشقانه من شده بود،
باورم نمی شد که شکستن و ضجه زدن ، پشت تمام شوق و ذوقم نشسته باشد....
ولی حالا ،گاهی  می خندم ، گاهی می گریم،
به آنچه میان منو تو اتفاق افتاد،
تو چه راحت گذشتی از حادثه یکی شدن چه آسان پشت پا زدی به احساسی که در من زنده کرده بودی....
دلهره های خاموش من ،
دوباره از زیر خاکستر ناچاری فوران می شوند،
چه تنهایی تلخی،
خسته ام از این سرگردانی های بی مقصد...
چه آمد بر سر من که همیشه ضجه های قلمم، بیشتر از دلتنگی من، شب را سیاه تر از شبح وحشت کرده اند... 
خسته ام، شاید پایان من رقم بخورد ،
در همین دفتری که خون می چکد از تمام سطرهای دلواپسی اش...

#اسحاق‌_صیدیان

???

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••