Description
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

8 years, 9 months ago

#پارت8
یک روز گذشت و قرار شد بریم جنگل
شیرین:بدوویید تا دیر نشده
ساحل:باشه اومدم
نگار:اومدمممممم
شیرین:چون هوا خیلی سرد شده بود و توی جنگل هم چون درخت داره سرد تر بود مجبور شدم پالو بپوشم یک پالوی مشکی با شلوار جین پاره
با چکمه های ساق بلند و کلاه .شال نپوشیدم دیگه
نگار:شلوار توسی وسوییشرت مشکی با کلاه و کتونی
ساحل:پالتو و شال توسی چکمه براق و آرایش ملیح
همه گی رفتیم بیرون و سوار ماشینا شدیمو دل زدیم به جنگل
بعد از یک ساعت رسیدیم
شاهین:بریم تله ستیژ
شیرین :از اونجایی که من از ارتفاع میترسیدم گفتم امم نمیدونم خب اوووم و توی رودرواسی موندم قبول کردم بقیه هم گفتن باشه شش نفری سوار شدیم من از ترس چشمامو بسته بودم از شانس کجم هم گوشه ی گوشه بودم بقلم شاهین بود بعد شاهین نگار و کیان و بعد کیان ساحل و امیر بود
سفت دستگیره رو گرفته بودم و چشمامو بسته بودن هوا خیلی سرد بود میشه گفت قندیل بستم یه لرزش خفیفی توی بدنم ایجاد شد دیگه کامل حس مردن بهم دست داده بود
شاهین:سردته؟
من:نه
شاهین:میترسی
من:نع
شاهین:پس چرا چشماتو بسته بودی و سفت میله رو گرفته بودی ؟
شیرین:باید به شما توضیح بدم؟
شاهین:نه همینجوری گفتم
که یهو تله ستیژ ایستاد
شیرین:از اونجایی که خیلی ترسیدم چنان جیغی کشیدم که یکی ندونه انگار ازراعیل اومده
شاهین:این چرا ایساد عه
شیرین:اه حرکت لامصب (با بغض)
نگار و ساحل و کیان و امیر هم حسابی کپ کرده بودن ولی خدایی من خیلی ترسیده بودم ارتفاع هم که ماشالله ایتقدر زیاد بود که آدما شبیه مورچه بودن
یهو دستی دور کمرم حلقه شد
خواستم دستشو باز کنم که نزاشت و گفت :برای امنیت بهتره
منم گفتم :نه بابا کمبربند
یه جورایی قشنگ توی بغلش لم داده بودم ترسم کمتر شد ولی هنوز نگران بودم داشتم از سرما یخ میزدم که یکی با بلند گو گفت( خانوما و آقایانی که داخل تله ستیژ قرار دارن یکی از سیم ها به دلیل سرما یخ زده و پاره شده ما درحال تعمیر هستیم ممکنه تا شب طول بکشه مراقب خودتون باشید)و این شد که برای اولین با یک ثانیه تمام وجودم بی حس شد گفتم :شاهین
شاهین:بله
شیرین:‌آره من میترسیدم
شاهین :خب چرا زودتر نگفتی عزیزم
شیرین:حالا که گفتم بدون من از ارتفاع میترسم ازش خاطره بدی دارم و زدم زیر گریه شاهین منو سفت بغل کرد منم سرم رو گزاشتم روی سینه اش و گریه کردم ..... آخه ..... آخه دفعه قبل هم که خانوادگی اومده بودیم هنین اتفاق افتاد همه افتادیم پایین و پدرم ..... و گریم اوج گرفت .... و بابامو از دست دادم شاهین موهامو نوازش کرد و هیچی نمیگفت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پنج ساعت بعد
امیر نگارو سفت گرفته بود کیان ساحلو چسبونده بود به خودش و منم تای بقل شاهین بودم بلاخره تله ستیژ راه افتاد و ما بعد از نیم ساعت رسیدیم پایین
پلیسو آمبولانس و آتش نشانیو و خلاصه همه جمع شدع بودن نمیدونم چیشد که سرم گیج رفت و همه چیز رو دوتا میدیدم و ...... سیاهی مطلق

8 years, 9 months ago

#پارت7

شیرین: آقا شاهین این دسه بدبخت من درست بشو هست یا نه؟
شاهین:نیازی نیس ادبی حرف بزنی همون شاهین هم بگی کافیه . بله بزار من این کرم رو بزنم بعد نیم ساعت برو دستتو بشور
شیرین:(وقتی داشت کرم رو پیدا میکرد و کرم میزد به دستم و دستمو نوازش میکرد من اینقدر سوال پرسیدم که الان از اول زندگیش تا همین الانشو میدونم بدبخت فکر کنم پشیمون شد)
شاهین:تورووخدا دیگه سوال نپرس مخم به فنا رفت چه غلطی کردیما
شیرین:بهتر از این بود که غر بشنوی آقاااااا
شاهین:تموم شد برو دستاتا بشور و یکم به فَکِت استراحت بده
شیرین:آخیییش بلاخره تموم شد و رفتم دستما شستم وووی دیگه نه جوشی بود نه قرمزی سفید سفید شده بود از دستشویی اومدم بیرون که دیدم بچه ها همه گی دارن میگنو میخندن
ساحل:امیییییر قبول نیس فردا بریم دربا بعدش جنگل
امیر:نوچ نوچ نوچ اول جنگل بعد دریا
گفتو گوی کیان و نگارــــ
کیان:تله کابین هم بریما
نگار:باشه اونم میریم
شیرین:چه خبره دارید میبرید و میدوزید هان؟
شاهین:واای نه من با این هیچ جا نمیرم کلمو میخوره
کیان:خخخ چیکار کردی دکتر مارو شیرین
شیرین:مننن؟

8 years, 9 months ago

#پارت۶

امیر
در باد شد همون سه دختری که صبح دیدا بودیموشن و من واسشو قلب گرفته بودم بودن
روم نمیشد نگاهشون کنم خدایی برای همین اولین بار تو عمرم ساکت نگاهشون میکردم
یه دختره بینشون هی دسشو میخارید که به گمونم قرمز شده بود
خوب خواهر من چه مجبوری بروحموم دیگه دهَه
کیان پرسید که چیشده
دختره:دست دوستمون اینجوری شده اینحا دکتر نداره
کیان جوابشو داد و گفت
کیان:بایا این اقا شاهین ما یه پا دکتره دانشجویه پزشکی پوست و مو میخونه(هممون رشته تجربی بودیم دانشکده پزشکی درس میخونیم)
دخترا به ناچار اومدن تو خونه
دیدم کیان و شاهین چپ چپ بهم نگاه مدکنن یعنی که برو گمشو الاغ نفهم سوسک چای بریز بیار
همه ی اینا تو نگاهشون دریافتم
رفتم چایی بیارگ تو آشپز خونه بودم
اول شیرینی که ظهر خریدیمو تو ظرف چیدم و برگتشم که چایی بزارم دیدم یه دختره زل زده بهم
من:بسم الله الرحمن الرحیم
(فک کردم جنه)
بزار با صدای عبدلباسط بخونم
بیسمی الــــله الــــرحمن الـــــــرحیم
دختره:سوره بقره هم بخونی نمیرم
من:چه جن ترشیده ای پاشو برو دیگه
دختره:من ساحلم دوست اون دوتا دختر
من:خوب خواهر من چرا بی ارایش میای ادم فک میکنه لولویی برو ارایش کن مثل صبح به هلو بمونی (همینجور غر میزدم)والا همه دخترا وقتی بی آرایشن چنگیزن و وقتی آرایش میکنن فرنگیزن والا به خدا
دختره ساحل:تموم شد؟نفس بگیر
من:خوووب حالا امرتون؟
دختره :دوستتون گفت بیام بگم یهتون سوسک و بردن لب چشمه تشنش برگردوندن مطمعنید این دوستتون دکتره؟یکم خل نیس؟
من که منظورو گرفتم گفتم:
من:هخخ منظورش اینکه شما نباید بفهمید حالابرو منظورو گرفتم
دختره رفت
منظور حرف شاهینو فهمیدم منظورش اینکه قصد مخ زدن دختترو داره اخه داداش من تو باید با آجر مخ بزنی بااون چشای چپکید والا
چای هارو اماده کردم با عشوه رفتم بیرون وچایی هارو به دخترا دادم
چنان عشوه میومدم یه لحظه حس کردم دخترم ی نگاه انداختم فهمیدم پسرم خیالم روحت شد
یکی از دخترا گفت

8 years, 9 months ago
ساحل***?******☂******?***

ساحل??

8 years, 9 months ago
نگار***?******?******?******?******?***

نگار?????

8 years, 9 months ago
شاهین***?******?******?******?******?***

شاهین?????

8 years, 9 months ago
کیان ***?******?******?******?******?***

کیان ?????

8 years, 9 months ago
امیر***?******?******?******?******?******?***

امیر??????

8 years, 9 months ago

#پارت۵
شیرین:از خواب بیدار شدم و رفتم دستو صورتمو شستم یاااااا خدا دستم جوش زده بود من در اون لحظه (جیغغغغغغغغغغغغغ بنفش کشیدم)
ساحل:چیشده یاخدا زلزله اومده دزد زده خواب دیدی خری گاو شدی؟
نگار:چه مرگته کله صبحی داری جیغ میکشی بخدا اگه یه لیوان شیشه ای کنارت بود الان خورد شده بود
شیرین:وواااای دســ...تم آییی دسـ..ـتم
نگار:وووای چرا قرمز شده اویی
ساحل :اینجا دکتر هست؟
نگار:نمیدونم فک کنم دست شیرین به خاط اینکه دیشب دست زد به آب دریا اینجوری شده
ساحل:خب منم دست زدم ولی چیزیم نشد والاا
نگار:اون آلرژی داره خنگول
شیرین:میخاااره اویییی اوخ میسوووزه ووووی
نگار:اووف خب پاشید بریم از ویلای بقلی بپرسیم شاید بدونه دکتر کجاست
ساحل:آره بیاید
ـــــــــــــــــــــــــــ
اماده شدیم و رفتیم دم در ویلای بقلی و در زدیم
-بله
قیافه ما اون لحظه /: یکی از همون پسرایی بود که دیشب دیدیم اوه گاومون زایید
نگار:امم راستش خب چجوری بگم اومم
شیرین:اینجا دکتری هست؟
-نه این نزدیکا نیس برای چی؟
ساحل توی اون مدت زل زده بود بهش
نگار:دستش قرمز زده میخاره و میسوزه
شیرین:و دستمو نشونش دادم
-چن لحظه صبر کنید و داد زد شاهییییین
شاهین :چه مرگته کیان؟ کی بود؟ .و اومد درو باز کرد وقتی مارو دید سرجاش میخکوب شد
کیان:بفرمایید اینم از آقا شاهین ما دانشجو رشته پزشکیه
شیرین:آها خب ببخشید میشه بگید دستم چشه ؟
شاهین: میشه یه نگاهی بهش بندازم
شیرین:بـ..ـلـہ و دستمو گرفت توی دستاش و دقیق نگاه کرد
وقتی دستمو گرفت قلب تند تند زد اووووف
شاهین:به آب دریا دست زدید؟
شیرین:آره
شاهین:به خاطر آب دریا هست باید به دستتون کرم دریایی بزنید که خوب بشه
شیرین:اینجا داروخونه هست بخرم؟
شاهین:نه متاسفانه این نزدیکیا نیس بیاید داخل شاید من داشتم باید بگردم
شیرین:نه آخه .نمیدونم. خب باشه
و سه نفری رفتیم داخل خونشون

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••