✨infinity✨

Description
iinfinitty world :)❤️✨
We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••

5 Jahre, 2 Monate her

پیش از آمدنت
من موسیقی را میفهمیدم
و شعر را
اما انسان را نه...

پس از دیدار تو
موسیقی مرا می‌فهمید
و شعر ها...
اما انسان‌ها نه!

چیستی تو
که آهنگ صدایت مرا می‌خواند
و سیاهی چشمانت در گلوی زخمی من شعر تازه می‌چکاند.

کیستی تو
"که با من از روشنی سخن میگویی و از انسان که ربّ‌النوع همه خداهاست.."

آه دیر یافته‌ی من، نمی‌دانم از کجا آمده‌ای
اما دست های تو با دست های من آشناست
گویی تو هم چون من اهل دوست داشتنی..
پس به جان بنشین، که خوش آمدی!

میم.رِ
@iinfinitty

5 Jahre, 9 Monate her

مُعاشقه

کلام: محمدرضا شجریان، الهی‌قمشه‌ای، مسعود کیمیایی، محمد ابراهیم جعفری، رضا براهنی

موسیقی: فردین خلعتبری، النی کاریندرو، آرکید فایر، تریسان اکرسون

کاری از : امیر جمشیدی
کاور: برگرفته از پوستر فیلم «خانه دوست کجاست» و فیلم «زیر درختان زیتون»
از عباس کیارستمی

@iinfinitty

7 Jahre, 1 Monat her
نمیدانم چندمین مرتبه است‌

نمیدانم چندمین مرتبه است‌
که برای نوشتن از عشق تو‌
حروف با سر میدوند‌
و من‌‌
قلبم‌ را‌
بجای قلم‌
در دست میگیرم،‌
مستانه می فشارمش‌
تا جوهر سرخ،‌
صفحه ی سفید زندگی ام را‌
همرنگ آن رز قرمز درآورد‌...
آه‌
ای کاش...‌
کاش راهی بود تا هزاران شاخه از آن را‌
با روبانی سبز می‌پیچیدم‌
ودر آخرین نفس‌
‌به پیشگاه تو تقدیم میکردم‌.
اما چه کنم؟!‌
چه کنم که نمیشود‌
غنچه سرخ لبخند را‌
از میان دشت بوسه خیز تو برچید‌‌
و در بند سبز رگهایم کشاند..‌‌
‌‌
‌محمدرحمتیان‌
چهارده/پنج/نودوهشت‌
@iinfinitty

7 Jahre, 1 Monat her
حرف زدن با تو خوشمزه‌تر از …

حرف زدن با تو خوشمزه‌تر از بیست و چهار تا تیکه پیتزاس..! ?

#دیوار_نوشته
@iinfinitty

7 Jahre, 2 Monate her
دوزخ...

دوزخ...
شاید بهتر باشد اینگونه شروع کنم:
نورانی بود....شدیدا روشن؛
آنقدر که نمی شد چشم هارا گشود و چیزی دید!
اوضاع رفته رفته از این هم بدتر شد.‌‌
چراکه وقتی از دیدن ناامید میشدیم
تلاش برای قدم برداشتن کورکورانه آغاز میشد
هر حرکت کوچکی،این کلنیِ به هم پیوسته ی انسانی را به جنب و جوش می‌انداخت...
و استخوان هایمان هر ثانیه بیشتر در هم فرو میرفت.
از صدای همهمه و نفس های بریده اطرافیان فهمیدم هرکس،جداگانه،خود را مرکز این فشار بی امان میداند؛ بدون آنکه از رنج دیگران اگاه باشد..
وقتی قفسه ی سینه ام قلبم را فشرد،
درد چنان طاقت فرسا شد؛که دیگر گریه پاسخ مناسبی نبود!
پس بی درنگ خندیدم...
آنقدر بلند و بی مقدمه که برای لحظه ای،براستی من در کانون توجه بودم
"وقتی نمیتوان بر غم و درد غلبه کرد
تنها راه باقیمانده خندیدن است!
اگر قرار شد باردیگر بمیریم؛
بگذار آخرین پرانتز همیشه باز زندگی ات،لبخندت باشد."
این جملات از میان سینه ام بیرون زد
و آنجا قلبها چنان به یکدیگر نزدیک بود که
آرام آرام صدای خنده از هر دهانی بلند شد..
خداوند قهقهه ی مارا شنید..
و او نیز
خندید..

#ادامه_دارد
محمدرحمتیان
پانزده/تیر/نودوهشت
@iinfinitty

7 Jahre, 3 Monate her
محبوب من

محبوب من
قلب انسان‌ها کشتزاریست حاصل خیز،
که بذر محبت،آن را سرشار میکند
اما عشق شما تفاوت دارد!
دوست داشتن شما،
هردانه اش؛
هزاران هزار بار مبارک تر از
خوشه ای گندم است..

معشوق من
دل آدم ها که هیچ
من یقین دارم طلا و نقره از گشودن سینه خود
بسوی مهر شما خورشید و ماه شدند؛
وگرنه جامدات را چه به سیر در افلاک...

مقصود من
در دل من زمین آفتابیست و به آسمان میتابد؛
و درست میگویند:
"که بسیار پهناور و سوزان است"
چرا که باید کسی همچون شما را در خود جای دهد
و هرچه جز شما،قصد نزدیک شدن داشت را،خاکستر کند..

محمدرحمتیان
چهاردهم خرداد نود و هشت
@iinfinitty

7 Jahre, 4 Monate her

قسم به آنی که لیل را برای آسایش آفرید
که شب من
دو سیاه چاله ی عمیق
میان صورت چون ماه توست
که خلاف سنت قبیله تاریک
جای ویرانی و ترس
در دل من هلهله شادی به راه می اندازند
و نگاهم را
نه مانند مجرمان فراری
که همچون مادری پر مهر به آغوش میگیرند
و تو هرگاه دیدی کودکی نوپا
قرار و راه‌ خود را جز بسوی مهر مادر چید
بدان من نیز از آن پس
پی ارامشم‌ در چشمهای تو،نمیگردم..

محمد رحمتیان
(هشت/دو/نودهشت)
@iinfinitty

7 Jahre, 4 Monate her

من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم،
اما همیشه در آخر کار آن را از یاد می بردم.
آن کس که تصور میکرد که من از او نفرت دارم چون می دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می گویم غرق در شگفتی می شد و نمی توانست باور کند.
در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا بی غیرتی ام را تحقیر می کرد، بی آنکه فکر کند که انگیزه من ساده تر از اینها بوده است،
من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم.

? سقوط
? آلبرکامو
@iinfinitty

7 Jahre, 6 Monate her
زینسان که رقص می‌کنم از شادیِ …

زینسان که رقص می‌کنم از شادیِ "خیال"
در نعمتِ " وصال" ،گر اُفتم چِها کنم ...؟

طالب آملی
@iinfinitty

7 Jahre, 6 Monate her
سالها پس از مرگ گالیله،

سالها پس از مرگ گالیله،
همگان پذیرفتند
"زمین همچون صفحه ای تخت نیست"
من هم این را میدانم
اما مغز من هربار در مدار تو چرخید،
دیگران به سرگیجه ای ساده رای دادند
آنها هرگز نخواهند دانست
که هیچ گاه
هیچ چیز
"برای من"
ساده نیست....‌

‌من میگویم زمین کره ای است زاویه دار!
نه بخاطر اینکه چشمان تو کشیده است و زیبا...نه!
گرد است و گردی اش موزون؛
مثلا هرکجا و به هر صورت مرا رهاکنند
جهان من با شیبی ملایم بسویت روان است و
تنها در گوشه ای بنام "تو" آرام میگیرد‌!

‌پس تا زندگی ام جریان دارد...
هرکس آدرس مرا پرسید
بگویید: رفت!
رفت به سوی مامنش؛
"گوشه ی امن جهان کروی"..‌‌
‌‌
‌‌محمدرحمتیان
بیست و پنج/یازده/هزار و سیصد و نود و هفت

We recommend to visit

✨ تبلیغات پر بازده [ @tabligat_YaSiNoli ]

- منمو هدفونم فقط میخوام چِت کنم 🎧

╰) ایران موزیک♪ (╯

"ما بهتریـن‌ها را براے شما بـہ اشتراڪ میـگذاریـم✘"


تبلیغات و ثبت موزیک :
@AdIranMusic94

فرشتــه‌ی موسیقی💙"
- موسیقی تَپیت و نت‌ها در رگ ها جریان یافتند و من زنده ماندم . .

#تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ]
‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐••