<<Buy Ads>> https://telega.io/c/Love_shayari_hd_status
✨ Join Fast ?100k Dream ?
Last updated 1 year, 1 month ago
**.
خوشبختی چیزی نیست که بخواهی آن را به تملک خود درآوری،
خوشبختی کیفیت تفکر است
حالت روحی ست
خوشبختی،
وابسته به جهان درون تو ست....
🌺**
.
هر کسی
فصلی از کتاب زندگی دارد
که لبریز از دوست داشتن است
پر از احساس خوبِ بیان نشده
پر از دل خوشی
کافیست کسی آن را ورق بزند
کافیست کمی ادامه دهد
همراه بودن را ...
🌺****
در ذهن خاطرات من
خوشبختی همیشه
با باران می آید
باغچه را جلا می دهد
و منتظر می نشیند
تا بهار
دوباره از راه برسد
🌺****
**.
حسی شاعرانه
بر اندیشه هایم غلبه می کند
زمانی که سکوت تمام وجودم را در بر می گیرد
واژه هایی مُبهم و آراسته
قد علم می کنند در ازدحام افکار پریشانم
هر کدامشان سو سو کشان
ردی از غم درونم را به رخ احساسم می کشند ...
گاهی کتمان درد ِ عشق
از باز گو کردن آن زخم عمیقِ نشسته بر دل سخت تر است
نمی دانم چرا چشم هایم بر آشکار کردن این غمنامه ی دیرین می کوشند ...
و امان از چشمان تو
که از جان میکاهندُ از یاد نمی روند ...
?**
.
می خوانمت غزل به غزل
تکرارت می کنم نفس به نفس
در بغضی بیقرار
در روزگار پر از دلهره ی بی تو
و به عاشقانه هایم رنگِ
خیال و رویای با تو بودن می زنم
تا شاید بتوانم کمی
از بهانه های دلتنگی ام را کم کنم ..
..بداهه.......
.
**دلمون که تنگ کسی میشودچشم هایمان را به خیلی چیزها میبندیم و خیلی های دیگر را فراموش میکنیم و تا آنجا که میشود به کسی فکر میکنیم که دلتنگش هستیم ...
من دلتنگی را دیدم که چشم هایش را
به زندگی اش بسته بود و نفس کشیدن را
فراموش کرده بود ...
?**
**غمگین ترین مرگ دنیا
مرگ هایی است که آرام درون سینه ها اتفاق می افتاد
دل ها میمیرند.
بی آنکه کسی مرگشان را بفهمد.**
?
.
کاش در این روز های بارانی
که اندوه نبودنت این پا و آن پا می کند
برای آمدن و نشستن در کنج لحظه هایم
تا مرا هم قدم کند با تمام دلتنگی ها
برای پرسه زدن در کوچه های سرد تنهایی
و آن هنگام که دلتنگیِ باران حجم نداشتنت
را به رخ ابرِ چشمانم می کشد
"تو کمی به من فکر می کردی"
تا من اینجا کنار طاقچه خیالت
کنار پنجره ی چشم براهی
حوالی شمعدانی هایی که به یادت کاشته ام
پای بساط دلشوره هایم
پریشان زده ی نغمه ی غمگینِ قمریان دلتنگ نباشم
که در شبی تلخ
زیر ایوان گرفته ی دلم
از کاسه ی لبریز چشمانم گلویی تر می کنند ....
دلنوشته....
?****
**..
.
می ترسم ، از لحظه بعد
و از این پنجره ای
که به روی احساسم گشوده شد.
برگی روی فراموشی دستم افتاد : برگ اقاقیا!
بوی ترانه ای گمشده می دهد ،
بوی لالایی که روی چهره مادرم
نوسان می کند.
از پنجره ، غروب را به دیوار کودکی ام
تماشا می کنم.#سهراب_سپهری ?**
**شب را تا صبح
مهمان کوچه های بارانی
خواهم بود
و برگ برگ دفتر غمگینم را
در باران
خواهم شست
آن گاه شعر تازه ام را
ـ که شعر شعرهایم خواهد بود
با دست های شاعرانه ی تو،
بر دفتری که خالی است
خواهم نوشت
ای نام تو تغزل دیرینم
در باران!
یک شب هوای گریه
یک شب هوای فریاد
امشب دلم هوای تو را کرده است ...
?**
<<Buy Ads>> https://telega.io/c/Love_shayari_hd_status
✨ Join Fast ?100k Dream ?
Last updated 1 year, 1 month ago